سرزمین رمان آنلاین
با ما همراه باشید با رمان های آنلاین روز دنبا بهترین رمان هایی که در جهان دارن نوشته میشن…
دانلود اپلیکیشن

سلام دوستان عزیز روی عکس بالا کیلیک کنید و اپلیکیشن سایتو دانلود کنید و راحت تر تمام رمان های سایتو مطالعه کنید.

روی تصویر کیلیک کنید و مارو در اینستاگرام دنبال کنید
رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 8

رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 8 با حس درد تو پهلوم چشمام رو باز کردم ."اخ" خفیفی کشیدم و دستم رو به سختی بالا اوردم و روی پهلوم گذاشتم . نگاهی به اتاق انداختم .اتاق سه در چهاری که تقریبا تاریک بود ‌.خودم رو روی زمین کشیدم و به طرف در اتاق رفتم .با مشت های ضعیفم روی در زدم . _ کسی اینجا هست؟کمکم کنید . ساعت ها به در ضربه میزدم ولی خبری از کسی نبود . از درد پهلو به خودم ...

  • 35 روز پيش
  • مدیر اصلی سایت
  • 917 views
  • 7 نظر

رمان آنلاین صحرا پارت 1

رمان آنلاین صحرا پارت 1

خلاصه کتاب:

با حرص موهای بِلوندم زدم پشت گوشم و همونطور که خودم به سمت جلو می کشیدم گفتم:ولی بابا این حقه من که... پرید وسط حرفم و با صدای نیمه بلندی گفت:همینکه گفتم! از حرص ناخونامو توی مبل فرو کردم و لبم گزیدم...یکی نیست

رمان آنلاین دانشجوی شیطون بلا (ف2)(پ1)

رمان آنلاین دانشجوی شیطون بلا (ف2)(پ1) "زمان حال " " نازلــــی " جلوی چشمای خمار از شهوت استاد آراد نجم ، مجبور بودم لبخند بزنم تا به چیزی شک نکنه اونم لبخندی از جنس درد! دردی که فقط خودم تلخیش رو حس میکردم لبخندم رو بوسید با شهو..ت و عشقی که توی چشماش موج میزد کنار گوشم آروم زمزمه کرد : _ خیلی سک..سی و هاتی توله ! لبشو از گوشم تا چونه ام نوازش وار کشید ،با حس داغ و خیسی لباش سرمو به عقب ...

رمان آنلاین دانشجوی شیطون بلا آخر

خلاصه کتاب:

بعد از اینکه گوشی رو قطع کردم خسته روی تخت دراز کشیدم و به سقف زُل زدم تمام مدتی که با جان حرف می زدم و من فقط شنونده بودم و اون یکسره از خودش میگفت از اینکه پشیمونه و یه طورایی میخواد با من وارد رابطه بشه ،ولی من در سکوت به حرفاش گوش میدادم و حرفی برای گفتن نداشتم  

رمان آنلاین دانشجوی شیطون بلا 9

خلاصه کتاب:

دستاشو دور گردنم حلقه کرد وهمونطوری که ریز ریز میخندید گفت: _چی باشه ؟؟ زبونی روی لبهام کشیدم و همونطوری که سرمو پایین میبردم آروم لب زدم : _یعنی بیا ! ابروی بالا انداخت و با خنده گفت :  

رمان آنلاین دانشجوی شیطون بلا 8

خلاصه کتاب:

سرم رو تکون دادم و از لجش با خنده بلند گفتم : _آره نمیدونی چه حالی داد ! با این حرفم به قدری عصبی شد که صورتش از خشم قرمز شد یکدفعه با پشت دست چنان محکم به دهنم کوبید که حس کردم از برخورد لبه تیز انگشترش با لبم سوزش زیادی توی صورتم پیچید .

رمان آنلاین دانشجوی شیطون بلا 7

خلاصه کتاب:

سرمو توی موهاش فرو بردم و عطرشون رو عمیق نفس کشیدم بلکه خوابم ببره ولی بی فایده بود ، به قدری سر درد داشتم و میگرنم عود کرده بود که خوابم نمیبرد ، با درد دستی به چشمام کشیدم و پلکامو روی هم فشار دادم. دستامو از دور نورا باز کردم و درحالی که به پشت روی تخت میخوابیدم بی اختیار آخ آروی از درد کشیدم و سرمو بین دستام فشار دادم. توی این مدت از بس فشار روحی و عصبی بهم وارد شده بود که هزار تا درد و مرض گرفته بودم . آب دهنم رو به زور قورت دادم و دستمو روی پیشونیم گذاشتم و سعی کردم باز خودمو به خواب بزنم .    

رمان آنلاین دانشجوی شیطون بلا 6

خلاصه کتاب:

بدنم از حرص و خشم به قدری میلرزید که کنترلی روی اعصابم نداشتم ، کنار گوشش عصبی از پشت دندون های چفت شده ام غریدم : _عه ! پس اینطور گزینه اول یعنی شکنجه رو می پسندی هااان ؟ باشه دیگه واقعا به قدری دیوونه شده بودم که میخواستم به سیم آخر بزنم که صدای ضعیفش به گوشم رسید لرزون لب زد:  

مان آنلاین دانشجوی شیطون بلا 5

خلاصه کتاب:

" امیــــرعلــــــے " درحالی که دستمو زیر سرم گذاشته بودم خیره صورت غرق خوابش شدم. چقدر توی خواب قیافه اش معصوم و شیرین بود ،اینقدر آروم خوابیده بود که باورت نمیشد این همون دختری که یک ساعت پیش اون بلاها رو سر من آورد .  

مان آنلاین دانشجوی شیطون بلا 4

خلاصه کتاب:

خودمم درک نمیکردم چمه و این حس سردرگمم آزارم میداد .اینطوری حداقل کمی از کارهام کمتر میشد ، باید زودتر با خودم کنار میومدم ! کارهام سر و سامون میدادم تا وکیل بابا سراغم نیومده کار درست و درمونی پیدا کنم. دیگه مهلتی برام نمونده ! نباید بزارم استاد به خواستش برسه باید بفهمه من زیرخواب کسی نیستم !

مان آنلاین دانشجوی شیطون بلا 3

خلاصه کتاب:
" امیـــــرعلـــــے " دقیق میدونستم کلاس های نورا چه روزی هستن و تایمشون چه ساعتیه ، امروز میخواستم باهاش صحبت کنم و به هر طریقی شده راضیش کنم. دوست نداشتم با اجبار و زور اون رو مال خودم کنم ولی خودش از بس لجباز بود و کوتاه نمیومد هربار من رو وادار به خشونت میکرد. هنوزم از حرفای مامان کلافه و عصبی بودم ، وارد دانشگاه که شدم چند تا از دانشجوهام جلوم رو گرفتن و سوال های درسیشون رو میپرسیدن.  

رمان آنلاین دانشجوی شیطون بلا 2

خلاصه کتاب:

با این حرفش انگار تازه به خودم اومده باشم عصبی به چشمای خمارش نگاهی انداختم و یکدفعه سیلی محکمی به صورتش کوبیدم چطور جرات میکنه هر وقت که میخواد من رو ببوسه و ازم سواستفاده کنه.  

ورود کاربران

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان های آنلاین حامی نویسندگان جوان که کلی امکانات برای نویسنده های جدید داریم و به صورت رایگان هیچ هزینه ای هم از نویسنده دریافت نمیشه بابت خدمات برای اطلاعات بیشتر مارو در اینستاگرام دنبال کنید تنها قانون هم برای نویسنده ها رضایت کاربران میباشد
آخرین نظرات
  • admin : سلام عزیز این رمان ماهیانه یک پارت داره تا بعد امتحانات بعد میشه هفتگی یک پارت...
  • اسما بخشی : سلام کی پارت 10رو میذارین فقط این رمان هفته ای چند پارت گذاشته میشه؟؟...
  • admin : Hello, please follow our Instagram We don't have a newsletter right now, but it...
  • admin : ممنونم عزیز لطفا مارو در اینستاگرام هم دنبال کن...
  • امید : عالی بود...
  • blog : Hello, I desire to subscribe for this website to get latest updates, so where ca...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • admin : لطفا اینستای مارو فالو کنید و از اونجا با ما در ارتباط باشید اگر مشگلی بود...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • محدثه : پارت 9 کی میاد؟؟؟؟...
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده