| Saturday 24 October 2020 | 12:59
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان انلاین خلاف جهت پارت دوم

رمان خلاف جهت به فکر فرو رفتم و به زمین پر از چمن های سبزی که رد های خون روش بود خیره شدم بعد کمی به سمت اون نوزاد متمایل شدم و در سکوت نگاهش کردم. از شدت گریه اش کم شده بود و فقط بی قراری می کرد. اون به یک مادر احتیاج داشت وگرنه از گرسنگی می مرد. نمی دونستم با آوردن اون بچه چه بلایی به سر ما می اومد ولی شاید بشه کنترلش کرد یا شاید هم حق با ...

رمان عشق رز فصل 4تا 5رز

رمان عشق رز فصل 4تا 5رز

رمان عشق رز فصل 4 تا 5رز [aparat id="3cSXB"] فصل چهارم : تقدیرجدایی ************************************************* از زبان سامیار: (یک ماه بعد) روبروی آینه ایستاده بودم وکرواتم را  مرتب می کردم. بالاخره بعدازکلی پافشاری توانستم مادر را برای رفتن به خواستگاری رز راضی کنم. مادر قرار خواستگاری را برای امشب تنظیم کرده بودذوبه خانواده آلن گفته بودکه قصد دارد این مراسم به سبک ایرانی انجام بشود. می دانستم که ب ااینکارش می خواهد جلوی پای من ورز سنگ بیندازد، زیرا مادرم به رسم و و رسومات اهمیت زیادی ...

رمان مرگ برعشق

رمان مرگ برعشق

مقدمه...  دلم برای دخترک درونم تنگ شده...همان دخترکی که به سبکی پر و به سنگینی خاطرات تلخ و شیرین مادرش بود...همان دخترکی که بزرگترین دغدغه اش خشک شدن لاک ناخن و پیدا کردن شاهزاده سوار بر اسب سفیدش بود... همان دخترک خیال پردازی که عاشقِ عاشق شدن بود...همان پرنده مغرورِ مبحوس در قفس که غرورش اجازه التماس برای رهایی نمیداد...همان که به یک باره بزرگ شده...با بی رحمی تمام در دنیای نامردی ها رها شده بودخانم شده بود..!عاشق شده بود.!!...عشق...عشقی که ...

رمان انلاین تاوان گناه پارت ۱۱تا۱۵

خلاصه کتاب:

یک عشق خاص که از انتقام حاصل میشود 🙀👇

میدونی چیه زندگی من شبیه این دختره داخل این سریال ترکیس پسره هم بعد شب اول ازدواج دختره رو ول کرد و رفت فرداش دختر داستان به عنوان شخص بی ابرو شناخته شد نوع انتقام یکیه اما تفاوتش میدونی چیه 

بعد به چشمای منتظر اون مرد نگاه کرد کمی روی میز خم شد گفت 

پسر داخل فیلم عاشق بود و یعدا پشیمون شد برگشت دختر ساده داستان هم بخشید اما من 

(دوباره به عقب رفت به پشتی مبل تکیه زد مستقیم به اون دو گوی سیاه زل زد)

من نه اون دخترم ببخشم نه الان یه فیلمه من خودمم سمر اینجا هم دنیاست من میخوام برگردم و از همه ی کسانی که بهم خیانت کردن انتقام بگیرم

 

خلاصه 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇

 

در مورد پسر جوانی به نام ” سارمان ” است که دختر عموی او به خاطر هوس یک مرد زندگی اش تباه شده  و حالا آن مرد برای اهالی ان روستا یک دشمن خونی به شمار می آید که در پی انتقام جویی از او می‌ باشد!

 

با نقشه و برنامه به دخترعموی آن مرد نزدیک می شود و می خواهد از طریق آسیب رساندن و بی ابرو کردن  به دخترعموی  وی، از آن مرد انتقام بگیرد اما نمیداند ان دختر خود .....

رمان انلاین به شرط عشق پارت 4

رمان انلاین به شرط عشق  پارت 4 #آسمان وقتی کارم تموم شد از اتاق آرمان در اومدم که دیدم آیلین نشسته رو صندلی راه رو. رفتم کنارش نشستم که سرشو بلند کرد. +خب چیشد. _اولا که سلام.دوما چی چیشد. +قرار امروز و‌ میگم دیگه. _بالاخره‌ تونستیم یکم حرف بزنیم و در اخر به این نتیجه رسیدیم که...... #آرمان از اتاقم اومدم بیرون و خواستم برم پیش آریا که دیدم آسمان داره با همون دختره که صبح دیدمش حرف میزنه. چشم ازشون گرفتم و بدون در وارد اتاق آریا شدم. آریا طبق ...

رمان من الکساندارم پارت نهم

رمان من الکساندارم پارت نهم تمامی بدنم بی حس شده بود ؛حتی درد را هم به خوبی حس نمیکردم.وزنم را انداخته بودم روی خواجه. _خواجه:لعنت به تو الکساندرا،ببین خود و مرا به چه دردسری انداخته ای!اصلا خوبَت شد..این باشد درس عبرتی برای تو و کنیز های دیگر…توبه توبه. توان اینکه زبانم را در هانم بچرخانم نداشتم. _اسماعیل:چه شده گل آقا…چه به روز این دختر امده است. از لحن صدایش به خوبی پیدا بود که نگران شده است؛خواجه هومی کرد: _خواجه:چه بگویم سرورم..به والله که حق اوست،دخترک ...

  • 77 روز پيش
  • مینا دادرس
  • 8,154 بازدید
  • 4 نظر
پارت هشتم_رمان من الکساندرام

پارت هشتم_رمان من الکساندرام دستم را محکم جلوی دهانم می فشار تا صدای نفس هایم به گوششان نرسد.گل اقا با ترس خودش را جلوی پایش انداخت: _خواجه:سرورم…بی کفایتی مرا ببخشید…من نیز از شیطنت دخترا بیخبر هستم…من روحمم خبر… لگدی به خواجه زد: _مراد:تو میدانی ما از این بیزاریم که کسی برایمان کسر تکلیف کند ما خواستار خلوت با الکساندرا بودیم نه خدیجه. خدیجه نزدیک مراد میشود: _خدیجه:سرورم چرا با ما اینگونه رفتار میکنید!؟ خب دلمان برای شما تنگ شده بود…. داد زد: _مراد:تا سرت را از تنت جدا نکردم از ...

  • 78 روز پيش
  • مینا دادرس
  • 8,721 بازدید
  • 7 نظر
رمان خارجی عاشقانه ی وصله ناجور پارت ۱

رمان عاشقانه ی وصله ناجور رمان وصله ناجوربه قلم :سامانتا تاولبازنویس : سحر تازیکه**************************************************************************داستان دختری است که بعد از از دست دادن پدر، مادر الکلی اش او و برادر کوچکش را رها می کند و تمام پول های انها را هم با خود می برد و حالا او می بایست به تنهایی از خود و برادر کوچک ترش محافظت کند . بعد از ترک تحصیل و روز ها در پی کار بودن . بالاخره در یک مغازه جواهر فروشی استخدام می ...

رمان آنلاین من الکساندرام پارت اول

رمان آنلاین من الکساندرام پارت اول آمد باهزار آرزوبا هزار اميدشكنجه شدتحقير شدبا هزار دليلبا هزار حماقتورفتبا هزار افسوسبا هزار آههمچون كاغذي مچاله شدهپر كشيدبه سوي رهايي.................................................. در استراحت گاه خود دراز کشیده بود که صدای داد و بیداد باعث میشود چشم باز کند.برای فهمیدن موضوع از تختش آرام پایین میاید. ماه های آخر بارداری اش بود برای همین کوچک ترین جا به جایی او را اذیت میکرد.دستی به شکم اش میکشد و با نوزاد به دنیا نیامده اش حرف میزند. _الیزابت:فرزندم بی قراری ...

رمان آنلاین خانه ای روی خرابه ها پارت سوم

رمان آنلاین خانه ای روی خرابه ها پارت سوم منظورش را از بازی کردن نفهمیدم.دنبال راهی برای فرار از چنگال های این دیو ترسناک بودم.روی زمین عقبکیمیرفتم که از مچ پاهایم گرفت و مرا به طرف خودش کشید._اردشیر:اینجا راهی برای فرار نیست خانوم کوچولو...بهتر با عمو اردشیرت راه بیای...قول میدم از بازی امروزت خوشت بیاد. اشک هایم دیده ام را تار کرده بود:_عمو جون تروخدا بزار برم...من میترسم....تروخدا بزار برم. سیلی ای که روی گونه ام نشست مرا وادار به سکوت کرد:_اردشیر:خفشو بزار ...

درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.