برچسب: سرزمین رمان

رمان معبود من باش پارت4

+2 رمان معبودمن باش پارت7 وقتی چشم باز کردم تو اتاقمون بودم تو جام نیم خیز شدم که پهلوم درد بدی  کشید پیراهنمو بالا زدم روی زخمم با باند کشی بسته شده بود حتی به یک درمانگاه خشک وخالی هم نبرده بودنم بی طاقت اروم اروم از جام بلند شدم از روی زمین کیفم رو […]

رمان آنلاین خلاف جهت پارت

+4 رمان آنلاین خلاف جهت پارت یازدهم نمی دونم چقدر تو فکر بودم که تا به خودم اومدم دیدم که محیط کلبه تغییر کرده و الان توی همون محیط سرسبزی بودم که راشل و جیمز کشته شدن… یعنی پدر و مادرم! اونا جلوی جورج زانو زده بودن و من بالاخره بعد از ۲۵ سال تونستم […]

رمان دست سرنوشت

+1 رمان‌ آنلاین‌ دست‌ سرنوشت‌ پارت111الی 140به‌ قلم‌ کیمیا‌ عیوضی پارت_111از_زبان_آروشا رها میگم بریم کارت عروسی ببینیم فردا دوباره میاییم لباس عروسی ببینیم نظرتون؟ اروین :چیییییی فردا؟ینی الان تموم نمیشه خرید رها:وا ساعت 3شد به نظرت تموم میشه حالا هیچی هم‌نخریدی جز گوشت گربه خوبه والا آرتین :بحث نکنید بگید کجا بریم _برو ب سمت […]

IMG ۲۰۲۰۰۹۰۶ ۲۱۲۹۲۶

+1 رمان آنلاین خلاف جهت پارت ششم   – حالت خوبه پسر؟ من رو خیلی نگران کردی!نفسی کشید و با نگرانی پرسید گفت:– رئیس چه اتفاقی افتاد؟ برایان چیزیش نشد؟ – چطور مگه؟ باید چیزیش بشه؟ اصلا بگو ببینم چه اتفاقی افتاد.– من داشتم روی برایان تست نفوذ ذهن انجام می دادم تا اگه شرایطش […]

IMG ۲۰۲۰۰۹۰۶ ۲۱۲۹۲۶

رمان خلاف جهت به فکر فرو رفتم و به زمین پر از چمن های سبزی که رد های خون روش بود خیره شدم بعد کمی به سمت اون نوزاد متمایل شدم و در سکوت نگاهش کردم. از شدت گریه اش کم شده بود و فقط بی قراری می کرد. اون به یک مادر احتیاج داشت […]

به شرط عشق

+3 رمان انلاین به شرط عشق  پارت 4 #آسمان وقتی کارم تموم شد از اتاق آرمان در اومدم که دیدم آیلین نشسته رو صندلی راه رو. رفتم کنارش نشستم که سرشو بلند کرد. +خب چیشد. _اولا که سلام.دوما چی چیشد. +قرار امروز و‌ میگم دیگه. _بالاخره‌ تونستیم یکم حرف بزنیم و در اخر به این […]

رمان محکم ترین بهانه پارت 8 وقتی صدای بازشدن درخانه به گوشم رسید انگار ته دلم خالی شد پاهایم حسی برای ایستادن نداشت .مادرم وارد آشپزخانه شد و گفت :-ثمین جان چرا نمیای با مهمونا احوالپرسی کنی ؟غریبه که نیستن بیا زشته -باشه مامان جان میام شما برو از روی صندلی بلند شدم چادرم را […]

گودال عشق

+1 رمان گودال عشق پارت ١ با ايستادن ماشين فهميدم كه به اون مكان نامعلوم رسيديم دستمال رو چشام مانع از ديدم ميشد يه دفعه يه دست بزرگ بازومو كشيد و از ماشين پيادم كرداز ترس داشتم سكته ميكردم و هيچ رقمه نميتونستم لرزش بدنمو كنترل كنم يه دفعه طرف از حركت ايستاد و چشامو […]

شیرین مثل عشق

رمان شیرین مثل عشق پارت بیست و چهارم   بردمش داخل اتاقش و موندم تا بخوابه.. رفتم داخل اتاقم دراز کشیدم رو تخت به پس فردا فکر میکردم.. دوری از تیام خیلی برام سخته… لیانا گناه داره:(خیلی سریع و یهویی شد.. کاش درستبشه…. ..فردا باید بعد از چند روز میرفتم دانشگاهلیانا هم باید میبردم.. اونم […]

×

سلام !

من مدیر سایت هستم و منتظر کمک به شما سوالی دارید مشگلی دارید به من بگید  ...

× سوالتو از من بپرس