| Thursday 1 October 2020 | 16:59
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان انلاین تاوان گناه پارت ۱۱تا۱۵

خلاصه کتاب:

یک عشق خاص که از انتقام حاصل میشود 🙀👇

میدونی چیه زندگی من شبیه این دختره داخل این سریال ترکیس پسره هم بعد شب اول ازدواج دختره رو ول کرد و رفت فرداش دختر داستان به عنوان شخص بی ابرو شناخته شد نوع انتقام یکیه اما تفاوتش میدونی چیه 

بعد به چشمای منتظر اون مرد نگاه کرد کمی روی میز خم شد گفت 

پسر داخل فیلم عاشق بود و یعدا پشیمون شد برگشت دختر ساده داستان هم بخشید اما من 

(دوباره به عقب رفت به پشتی مبل تکیه زد مستقیم به اون دو گوی سیاه زل زد)

من نه اون دخترم ببخشم نه الان یه فیلمه من خودمم سمر اینجا هم دنیاست من میخوام برگردم و از همه ی کسانی که بهم خیانت کردن انتقام بگیرم

 

خلاصه 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇

 

در مورد پسر جوانی به نام ” سارمان ” است که دختر عموی او به خاطر هوس یک مرد زندگی اش تباه شده  و حالا آن مرد برای اهالی ان روستا یک دشمن خونی به شمار می آید که در پی انتقام جویی از او می‌ باشد!

 

با نقشه و برنامه به دخترعموی آن مرد نزدیک می شود و می خواهد از طریق آسیب رساندن و بی ابرو کردن  به دخترعموی  وی، از آن مرد انتقام بگیرد اما نمیداند ان دختر خود .....

رمان آنلاین نگار پارت ۱

خلاصه کتاب:

نگار عاشق پسری به نام محسن بود از طرفی   پسر شریک پدرش آرمین...

پارت پنجم:رمان خانه ای بر روی خرابه ها_مینا دادرس

رمان خانه ای بر روی خرابه ها_مینا دادرس پارت پنجم کلمه آقازاده را چندین بار در ذهن تکرار میکنم. نمیدانم چرا حس خوبی به کلمه اقازاده نداشتم‌. فری:بد تو فکری سیندرلا…بیا بیرون بابا…این شاهزاده ای که من دیدم تو نخ این داستانا نیست. از خیال پرت میشوم به زمان حال: _فری ،جون اون جدت دو دقیقه زبون به دهن بگیر…حالا طرف کی هست؟ پوست های تخمه را پرت میکند روی زمین: _فری:اقازاده…اسمش روش دیگه! ولی بهت بگما هرچی هست؛ حسام حسابی درگیرش شده، از صحبت هاش فهمیدم پنج ماه ...

رمان خارجی و عاشقانه وصله ناجور پارت ۳

خلاصه کتاب:

داستان دختری است که بعد از از دست دادن پدر …. مادر الکلی اش او و برادر کوچکش را رها می کند و تمام پول های انها را هم با خود می برد و حالا او می بایست به تنهایی از خود و برادر کوچک ترش محافظت کند . بعد از ترک تحصیل و روز ها در پی کار بودن … بالاخره در یک مغازه جواهر فروشی استخدام می شود اما به او تهمت دزدی زده می شود و به مدت سه سال به زندان محکوم می شود

بعد از 18 ماه زندان به او عفو مشروط می دهند اما برادرش به پرورشگاه فرستاده شده و می بایست برای گرفتن قیومت او خود را به اثبات برساند . اما به دلیل سابقه کیفری نمی تواند کاری پیدا کند تا اینکه بالاخره شغل مستخدمی در یک خانه اشرافی بزرگ به او پیشنهاد داده می شود

اما از همان روز ابتدا که برای مصاحبه کاری به عمارت می رود .. متوجه می شود که ریس جوان و جذابش از او خوشش نمی اید و با تحقیر با او برخود می کند و او را یک جنایت کار می داند .. اما او می بایست برای پس گرفتن برادرش تما این سختی ها را به جان بخرد

رمان آنلاین من الکساندرام پارت سوم

رمان آنلاین من الکساندرام پارت سوم به او اطمینان میدم و به سمت اسطبل اسب های جنگی میرم.این قسمت خبری از نگهبان نبود همین باعث تعجب من شد شانه بالا انداختم و راهم رو ادامه دادم ولی هرچی قدم هام نزدیکتر میشد صداها شفاف تر میشد با احتیاط قدم پیش گرفتم و خودم رو به اسطبل اخر رسوندم.نفس عمیقی کشیدم و لگدی محکم به در زدم و از چیزی که دیدم خونم به جوش اومد.شیش نگهبان دختری که مشخص بود از ...

رمان آنلاین من الکساندرام پارت اول

رمان آنلاین من الکساندرام پارت اول آمد باهزار آرزوبا هزار اميدشكنجه شدتحقير شدبا هزار دليلبا هزار حماقتورفتبا هزار افسوسبا هزار آههمچون كاغذي مچاله شدهپر كشيدبه سوي رهايي.................................................. در استراحت گاه خود دراز کشیده بود که صدای داد و بیداد باعث میشود چشم باز کند.برای فهمیدن موضوع از تختش آرام پایین میاید. ماه های آخر بارداری اش بود برای همین کوچک ترین جا به جایی او را اذیت میکرد.دستی به شکم اش میکشد و با نوزاد به دنیا نیامده اش حرف میزند. _الیزابت:فرزندم بی قراری ...

رمان انلاین عشق جوانمرد پارت ۱تا ۴

رمان انلاین عشق جوانمرد پارت ۱تا ۴ کمک میخواست با تمام زوری که داشتم داد زدم حداقل اسمتو بگو در لحظه اخر رفتنش ‌گفت فقط اینو ازت میخوام کمکم کنی بعد خم شد روی ماسه های کنار ساحل چیزی نوشت و رفت کمی جلو رفتم تا ببینم چی نوشته 《جوانمرد》 این کلمه یعنی چی نمیفهمم داد زدم -همش همینو میگی خوب این چه معنی ای داره سودا سودا مگه با تو نیستم سوداااا با داد بابا از خواب بلند شدم ...

رمان انلاین جواهر آتلانتیس پارت 3 به قلم آرزو طاهری

رمان انلاین جواهر آتلانتیس پارت 3 به قلم آرزو طاهری جواهر آتلانتیس https://beautyvolve.ir/ در رو باز کردم و خودم رو داخل اتاق انداختم و در قفل کرد، با مشت و لگد به در می کوبید و صداش رو انداخته بود پس کله اش و تهدید می کرد؛ من هم پشت در ایستاده بودم و با صدای آروم می خندیدم و هیچی نمی گفتم آخر خودش خسته شد و رفت، اما در آخر گفت: فعلا باید برم شرکت، اما بعدا به خدمتت میرسم بنیتا خانوم، من هم یه ...

رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 9

رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 9  لبخندی زد و گفت: _ خدارو شکر نمردمو همسر آقا ماکان رو هم دیدم. به پای هم پیر بشید دخترم این مرد چقدر شبیه بابام بود کاش اون هم دوباره منو بپذیره از عمو رضا خداحافظی کردیم و به سمت خونه رفتیم. حیاطشون بی نهایت زیبا بود. درخت های بید مجنون فضایرمانتیکی رو به وجود آورده بود. سنگ فرش زیبایی داشت و گل های رز زیبا جلوه می کرد. یه تاب هم کنار ...

  • 145 روز پيش
  • مهشاد توفیق
  • 3,381 بازدید
  • 2 نظر

رمان غرقاب (پارت18)

رمان غرقاب (پارت18)

رمان غرقاب (پارت18)   این روزها زیاد شنیده بودمش! اولین بار از زبان علی و بعدش، از زبان تمام آدم هایی که برای هم دردی خانواده مان می آمدند. "تسلیت می گم" تسلی بخش نبود. گمانم هیچ وقت هم نمی شد. با این وجود هربار که از زبان کسی می شنیدمش، چندثانیه در چشمانش زل می زدم، به معنای پشتش فکر می کردم و بعد سری تکان می دادم. چشمان مامان، سرخ بود. هاله ای که دور تا دور چشمش را پر کرده بود ...

  • 163 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 3,194 بازدید
  • یک نظر
مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • donya81 : پارت بعدی رو کی میزاری عاااااالیه...
  • donya81 : پارت بعدی رو کی میزاری رمان تو خیلی برام جالبه و هیجان انگیزه...
  • K84as : عاااالی بود عاااااالی تروخدا زود زود بزارید ♥️♥️♥️🙏🙏🙏...
  • donya81 : وایییی عالی بووووووووود👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻...
  • K84as : عااااااااای بود❤️❤️❤️❤️...
  • sahar72 : واییییییی عالی بود زود زود پارت ها رو بزار ممنونم 🧡🧡🧡💛💛💛❤❤❤...
  • نگار_نرگس : سلام عزیزم چشم حتما❤...
  • Reyhaneh : سلام عزیزم هم من هم دوستم عاشق رمانت شدیم لطفا تعداد پارت هارو بیشتر کن ممنون می...
  • HH : عـــــــــــــــــــــالیه...
  • Asal : عالی خیلی قشنگه زود به زود پارت بزار ممنونم...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.