| Thursday 1 October 2020 | 15:10
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان انلاین پرنسس دروغگو پارت ۳

خلاصه کتاب:

دختری مجبور به دبی بره به دنبال خواهرش اما حقایقی رو میفهمه و در این راه با مردی همراه میشه که هیچ جوره ابشون باهم توی یک جوب نمیره 

رمان خارجی عاشقانه ی وصله ناجور پارت ۱

رمان عاشقانه ی وصله ناجور رمان وصله ناجوربه قلم :سامانتا تاولبازنویس : سحر تازیکه**************************************************************************داستان دختری است که بعد از از دست دادن پدر، مادر الکلی اش او و برادر کوچکش را رها می کند و تمام پول های انها را هم با خود می برد و حالا او می بایست به تنهایی از خود و برادر کوچک ترش محافظت کند . بعد از ترک تحصیل و روز ها در پی کار بودن . بالاخره در یک مغازه جواهر فروشی استخدام می ...

رمان آنلاین خانه ای روی خرابه ها پارت اول

رمان آنلاین خانه ای روی خرابه ها دلم برای باغچه میسوزد کسی به فکر گلها نیست کسی به فکرماهیها نیست کسی نمیخواهد باور کند که باغچه دارد میمیرد که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است که ذهن باغچه دارد آرام آرام از خاطرات سبز تهی می شود و حس باغچه انگار چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده ست. حیاط خانه ی ما تنهاست حیاط خانه ی ما در انتظار بارش یک ابر ناشناس. "بنام خدا" به عادت همیشگی اش تا شیر اش را خورد چشم های ابی اش را بست و خوابید.نگاهی ...

  • 64 روز پيش
  • مینا دادرس
  • 3,294 بازدید
  • یک نظر
رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 9

رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 9  لبخندی زد و گفت: _ خدارو شکر نمردمو همسر آقا ماکان رو هم دیدم. به پای هم پیر بشید دخترم این مرد چقدر شبیه بابام بود کاش اون هم دوباره منو بپذیره از عمو رضا خداحافظی کردیم و به سمت خونه رفتیم. حیاطشون بی نهایت زیبا بود. درخت های بید مجنون فضایرمانتیکی رو به وجود آورده بود. سنگ فرش زیبایی داشت و گل های رز زیبا جلوه می کرد. یه تاب هم کنار ...

  • 145 روز پيش
  • مهشاد توفیق
  • 3,381 بازدید
  • 2 نظر

رمان غرقاب (پارت18)

رمان غرقاب (پارت18)

رمان غرقاب (پارت18)   این روزها زیاد شنیده بودمش! اولین بار از زبان علی و بعدش، از زبان تمام آدم هایی که برای هم دردی خانواده مان می آمدند. "تسلیت می گم" تسلی بخش نبود. گمانم هیچ وقت هم نمی شد. با این وجود هربار که از زبان کسی می شنیدمش، چندثانیه در چشمانش زل می زدم، به معنای پشتش فکر می کردم و بعد سری تکان می دادم. چشمان مامان، سرخ بود. هاله ای که دور تا دور چشمش را پر کرده بود ...

  • 163 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 3,194 بازدید
  • یک نظر

رمان اتهام واهی (پ.14)

رمان اتهام واهی (پ.14)

رمان اتهام واهی (پ.14) صدای قدم هایش درست پشت سرم، میان راه قطع می شود. خرسند از نیامدنش، داخل اتاق کنار پله ها می شوم. سارینا روی کاناپه دراز کشیده، آرنج دست راستش را تکیه به بالشتش داده، دستش را زیر سر گذاشته خیره به در، معلوم بود انتظارم را می کشد. از دیدنم بلافاصله لب باز می کند: کجا موندی زهرا جون؟ یه ساعته صدات می زنم. برای پاسخ سوالش، تنها می توانم تبسمی بر لب بنشانم و سراغ کتاب هایش را بگیرم: کتابات ...

رمان غرقاب (پارت17)

رمان غرقاب (پارت17)

خلاصه کتاب:

ـ تبسم...   ـ دیگه نمیاد.   ـ میاد...   گنگ نگاهم کرد و من، با نفسی خسته باز به در تکیه زدم.   ـ باهاش قرارداد بسته بودم. برای این عکاسی قرارداد داره.   ـ تو هنوزم این اخلاقت و داری که توی کار، حتی از خودتم ضمانت بگیری؟    

رمان لب های سرخ از مهرداد ( قسمت چهارم)

رمان لب های سرخ از مهرداد ( قسمت چهارم) پارت دوازدهم _باشه داداش ،شبت بخیر._شب توم بخیر.وارد اتاق شدم و در تراس را بستم.به طرف تخت حرکت کردم و روی آن نشستم.هنوز از شدت سرما مو های تنم سیخ مانده بود.تلفنم را از روی پاتختی برداشتم و روی تخت دراز کشیدم.با دیدن پیامی از ترانه وارد پیامرسانم شدم._نگفتی کدوم آرمانی؟چند دقیقه روی پیامش خیره ماندم.نمیدانستم که چه بگویم ، شاید بهتر بود جوابش رو نمیدادم.همان لحظه علامت سوالی فرستاد به معنی این ...

رمان اتهام واهی (پ.13)

رمان اتهام واهی (پ.13)

خلاصه کتاب:

دیگه نمی دونم کی پشتمه کی مقابلمه! کی واقعا صلاحمو می خواد کی...   صدای برادرش از پشت سر حرفش را می برد و نگاه گریانش را سمت در می کشاند: خودت همیشه میگی خداوند از روح خودش بر وجود هر انسانی دمیده و بهش عقل و شور داده.  

رمان آنلاین نابغه ی خنگ (پارت 1)

به نام خدا «نابغه ی خنگ» عاشقانه ای از جنس قهقهه و هق هق! ژانر:طنز،عاشقانه،غمگین. مقدمه: اصلا این شعر ها بروند به جهنم!من فقط دیوانه ی آن لحظه ام که قلبت بی کلک،زیر سرم دست و پا میزند... خلاصه: شیدا صالحی!دختری شرو شیطون که در نیم صدم ثانیه دل همه رو از خنده به درد میاره! اما دل خودش..یه روزی از درد دل به درد میاد! آیا زندگی همینطور میمونه؟ زندگی هیچکی بی غصه نیست!؟ اما.... نویسنده: Mahsa_A13 #شیدا شونه رو محکم به موهام کشیدم و هم زمان باهاش جیغ کشیدم!چند بار تکرار کردم ...

  • 184 روز پيش
  • مهسا قمچقای
  • 4,470 بازدید
  • 3 نظر
مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • donya81 : پارت بعدی رو کی میزاری عاااااالیه...
  • donya81 : پارت بعدی رو کی میزاری رمان تو خیلی برام جالبه و هیجان انگیزه...
  • K84as : عاااالی بود عاااااالی تروخدا زود زود بزارید ♥️♥️♥️🙏🙏🙏...
  • donya81 : وایییی عالی بووووووووود👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻...
  • K84as : عااااااااای بود❤️❤️❤️❤️...
  • sahar72 : واییییییی عالی بود زود زود پارت ها رو بزار ممنونم 🧡🧡🧡💛💛💛❤❤❤...
  • نگار_نرگس : سلام عزیزم چشم حتما❤...
  • Reyhaneh : سلام عزیزم هم من هم دوستم عاشق رمانت شدیم لطفا تعداد پارت هارو بیشتر کن ممنون می...
  • HH : عـــــــــــــــــــــالیه...
  • Asal : عالی خیلی قشنگه زود به زود پارت بزار ممنونم...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.