| Wednesday 12 August 2020 | 09:02
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
پارت هشتم_رمان من الکساندرام

پارت هشتم_رمان من الکساندرام دستم را محکم جلوی دهانم می فشار تا صدای نفس هایم به گوششان نرسد.گل اقا با ترس خودش را جلوی پایش انداخت: _خواجه:سرورم…بی کفایتی مرا ببخشید…من نیز از شیطنت دخترا بیخبر هستم…من روحمم خبر… لگدی به خواجه زد: _مراد:تو میدانی ما از این بیزاریم که کسی برایمان کسر تکلیف کند ما خواستار خلوت با الکساندرا بودیم نه خدیجه. خدیجه نزدیک مراد میشود: _خدیجه:سرورم چرا با ما اینگونه رفتار میکنید!؟ خب دلمان برای شما تنگ شده بود…. داد زد: _مراد:تا سرت را از تنت جدا نکردم از ...

  • 5 روز پيش
  • مینا دادرس
  • 4,131 بازدید
  • 5 نظر
رمان انلاین فراموشی عشق پارت3

خلاصه کتاب:

دختری که توسط خلافکارا دزدیده میشه و بعد مدتی عاشق میشه ولی مجبور میشه عشقشو فراموش کنه بشه رغیب اصلی عشقش......رمان هیجانی جذاب....

پارت هفتم:رمان من الکساندرام_مینا دادرس

پارت هفتمرمان من الکساندرام پارت هفتم:رمان من الکساندرام_مینا دادرس هنوزم به حالت ،خمیده درحالی که دستمال قرمز را زیر دستم می فشردم نگاهم خیره به سرخی دستمال بود. خواجه_احمق ها چرا مثل بت مرا نگاه میکنید…این دختر را جمع اش کنید و همراه من به طبیب خانه بیاورید زود...زود...آه خدایا مگر به شما نان نمی دهند. به کمک دوتا از دختر ها از جایم بلند شدم و با صدایی که خودمم به زور می شنیدم رو به خواجه گفتم: من خوبم…چیزی نیست که نگران ...

  • 9 روز پيش
  • مینا دادرس
  • 8,883 بازدید
  • 9 نظر
رمان آنلاین من الکساندرام پارت چهارم

رمان آنلاین من الکساندرام پارت چهارم تلاشی برای زنده ماندنم نمیکنم.همین که فهمیدم برای مادرم خطری ندارد ساکت میمانم تا اوضاع را بیش از این برایش سخت تر نکنم: _سلیمان:زود از جلوی چشمان دورش کنید...نمیخواهیم این لک ننگ را ببینیم. _نوربانو:دیدی فرزندم...دیدی اگر متوجه نمیشدیم چه بر سر خودمان و حکومتمان می آمد. دیگر نشنیدم چه میگفتند‌‌.زندان قصر زیادی مخوف و ترسناک بود. _برو داخل... قبل از اینکه اقدامی بکنم مرا به داخل هول دادند. نگاهی به اطرافم میاندازم. یک سلول تاریک، که از دیوار های سنگی ...

رمان انلاین رویای حقیقی پارت2

خلاصه کتاب:

دختری که به گذشته میره و از جسمش خارج پیشه چهار شاهزاده ای که عاشقش میشن چه حقایقی رو باید دخترک روشن کنه عشقش جاویدان میشه؟ با همراهیتون متوجه میشین و حمایتتون از این داستان ما روخوشحال میکنین

  • 11 روز پيش
  • Haniyeh Abaasi
  • 4,482 بازدید
  • یک نظر
رمان آنلاین خانه ای روی خرابه ها پارت سوم

رمان آنلاین خانه ای روی خرابه ها پارت سوم منظورش را از بازی کردن نفهمیدم.دنبال راهی برای فرار از چنگال های این دیو ترسناک بودم.روی زمین عقبکیمیرفتم که از مچ پاهایم گرفت و مرا به طرف خودش کشید._اردشیر:اینجا راهی برای فرار نیست خانوم کوچولو...بهتر با عمو اردشیرت راه بیای...قول میدم از بازی امروزت خوشت بیاد. اشک هایم دیده ام را تار کرده بود:_عمو جون تروخدا بزار برم...من میترسم....تروخدا بزار برم. سیلی ای که روی گونه ام نشست مرا وادار به سکوت کرد:_اردشیر:خفشو بزار ...

رمان انلاین رویای حقیقی پارت 1

خلاصه کتاب:

خلاصه: دختری یتیم که بعد مرگش وارد جسم یکی دیگه میشه ولی موضوع اصلی اینه برمیگرده به چن صد سال قبل و اتفاقایی واسش میفته که خوندنی چطوری چهار شاهزاده عاشقش میشن؟ پیشنهادی ویژه حتما بخونین.....

  • 17 روز پيش
  • Haniyeh Abaasi
  • 7,452 بازدید
  • یک نظر
رمان انلاین فراموشی عشق پارت 1

خلاصه کتاب:

خلاصه: دختری از جنس حریر که توسط بزرگ ترسن خلافکار دزدیده میشه دختر درونش پر میشه از نفرت و درونش نفرت موج میزنه ولی با شعله های عشقی که بوجود میاد موج نفرتو بخار میکنه ولی چرا باید این دوتا عاشق از هم جدا بشن و رقیب هم دیگه بشن؟ بخونین واقعا جذابه....

  • 20 روز پيش
  • Haniyeh Abaasi
  • 9,882 بازدید
  • 6 نظر
رمان غروب آفتاب به قلم : مبینا1683  (مبینا جهانشاهی)

خلاصه کتاب:

رمان غروب آفتاب برا ساس واقعیت اینجا خبری از دختر شیطون نیست:

خبری از یه پسر مغرور نیست:!

اینجا پسری که نقاب بر چهره دارد... خونسرده!؟

دختری که برای پاکیش ،دست به هر کاری میزنه..

،پسری که زندگیش به کثافت کشیده شده .

دختری که به صدای ،پسره نقاب دار میگوید ناقوس مرگ:)

کسی چه میداند زیر ان نقاب چه دل مهربونی هست..

دختری که وقتی عاشق شد پایه سه نفر در عاشقیش وسط بود:)

اولی نقاب بر چهره دارد ،:) دومی غروب می کنت

آیا سومی وجود دارد،آری نقاب عاشق..

آیا چهارمی وجود دارد آری، میرود غروب میکند؛

( وایسا ؟! یه چیزی سر جاش نیست پس نفر پنجم کیست؟!

به قلم:مبینا۱۶۸۳ فصل دوم:نقاب دار عاشق در حال تایپ

رمان آنلاین تک ستاره ی ماه آسمانم پارت 1 تا 10

خلاصه کتاب:

رمان درباره ی دختری به نام بارانا سمیعی هستش که وقتی توی سن 18 سالگی بود پدر و مادرش از هم جدا میشن و بارانا امیدی به زندگی نداره اما بعد از مدتی یه پسر مغروری وارد زندگیش میشه که همه چیز برای بارانا تغیر میکنه و بارانا عاشق میشه اما غافل از اینکه...

پایان خوش.

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.