| Saturday 24 October 2020 | 11:37
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام

رمان عشق رز فصل 4تا 5رز

رمان عشق رز فصل 4تا 5رز

رمان عشق رز فصل 4 تا 5رز [aparat id="3cSXB"] فصل چهارم : تقدیرجدایی ************************************************* از زبان سامیار: (یک ماه بعد) روبروی آینه ایستاده بودم وکرواتم را  مرتب می کردم. بالاخره بعدازکلی پافشاری توانستم مادر را برای رفتن به خواستگاری رز راضی کنم. مادر قرار خواستگاری را برای امشب تنظیم کرده بودذوبه خانواده آلن گفته بودکه قصد دارد این مراسم به سبک ایرانی انجام بشود. می دانستم که ب ااینکارش می خواهد جلوی پای من ورز سنگ بیندازد، زیرا مادرم به رسم و و رسومات اهمیت زیادی ...

رمان مرگ برعشق

رمان مرگ برعشق

مقدمه...  دلم برای دخترک درونم تنگ شده...همان دخترکی که به سبکی پر و به سنگینی خاطرات تلخ و شیرین مادرش بود...همان دخترکی که بزرگترین دغدغه اش خشک شدن لاک ناخن و پیدا کردن شاهزاده سوار بر اسب سفیدش بود... همان دخترک خیال پردازی که عاشقِ عاشق شدن بود...همان پرنده مغرورِ مبحوس در قفس که غرورش اجازه التماس برای رهایی نمیداد...همان که به یک باره بزرگ شده...با بی رحمی تمام در دنیای نامردی ها رها شده بودخانم شده بود..!عاشق شده بود.!!...عشق...عشقی که ...

رمان تسکین قلبم از نگین رستمی

رمان تسکین قلبم از نگین رستمی

خلاصه کتاب:

رمانی عاشقانه اما از نوع اجبار 

تسکین که برای رهایی پدرش از بند ورشکستگی تن به  یک  ازدواج زوری می دهد و آیا پایان این ازدواج عشق است ........

  • 39 روز پيش
  • تسکین
  • 39,582 بازدید
  • یک نظر
رمان جواهر آتلانتیس پارت5

رمان جواهر آتلانتیس پارت 5 از نگرانی و استرس حالم بد شده بود، دیگه داشت گریه‌ام می‌گرفت. به آرتین زنگ زدم و همه چی رو بهش گفتم اونم قول داد هرجور که شده بردیا رو پیدا کنه، تهمینه خانوم و مش سلیمان جلوی در ایستاده بودن باران در حالی که خمیازه می‌کشید و چشم‌هاشو می‌مالید اومد کنارم و دستمو گرفت و گفت: - آبجی من خوابم میاد، چرا داداشی نمیاد؟ اون دیشب قول داد زود بیاد تا منو ببره پارک بازی کنم نفس عمیقی کشیدم و ...

رمان دایره ی عشقی پارت1

رمان دایره ی عشقی پارت1

خلاصه کتاب:

در مورد دختری به نام رها که اتفاقاتی تو زندگیش میفته که باعث میشه از خونه عموش فرار کنه ولی بیرون سرنوشتش عوض میشه و با سه تا پسر آشنا میشه و گرفتار دام عشق میشه و طی یک تصادف سخت زندگیش و ایندش به کل عوض میشه و تبدیل به......

رمان آنلاین نگار پارت ۶

خلاصه کتاب:

نگار عاشق پسر به نام محسن بود از طرفی پسر شریک پدرش آرمین...

رمان قلب سنگی

پارت هشتم نیمرخ مرده به نظرم اشنا اومد سری تکون دادم و سعی کردم تمرکز کنم اروم اروم خودمو رسوندم به در اهنی بزرگ و زنگ زده ی انبار نیمه باز بود، اول نگاهی انداختم دیدم سه تاشون پشت به منن چی بهتر از این؟ وارد انبار شدم دور تا دورش وسایلای کهنه بود پشت یه کمد چوبی شکسته قایم شدم اسلحه رو دراوردم گرفتم دستم نفسی کشیدم و نگاهی به گوشیم انداختم یه پیام از ارمان داشتم سریع بازش کردم ارمان_شروع کن با خوندن ...

رمان دوباره تو بخش دوم

رمان دوباره تو بخش دوم

part15 تقلایی کردم تا از بغلش بیرون بیام ولی محکم تر بغلم کرد و به خودش فشرد چشماش بین لبام و چشمام در گردش بود نمیخواستم اولین بوسه ام با شخصی باشه که بهش علاقه ای ندارم خواست لبام رو ببوسه که صدای مامانم مانع شد:رهااا کجایی دخترم؟ کلافه پوفی کشیدو رهایم کرد چپ چپ نگاهش کردم و جواب دادم:اینجام مامان الان میام و از اونجا دور شدم. بعد از اتمام کارها با هم به خانه برگشتیم اعصابم خرد بود و ...

رمان انلاین_من الکساندرام

پارت یازدهم-رمان انلاین_من الکساندرام صدای فریادم شیشه های قصر را به لرزه انداخته بود؛دردش انقدر نفس گیر بود که پاهایم بی اختیار شل شدند و روی دو زانو افتادم؛ تمامی صورتم خیس از عرق بود؛چشم هایم نیز سنگین شده بودند؛ دلم خواب عمیقی را میطلبید؛قبل از بسته شدن چشم هایم او را رو به روی خود درحالی که سر میله را پایین می اورد دیدم و دیگر بی هوش شدم و چیزی را نفهمیدم. با سوزش شدیدی ناله ی ریزی کردم و ...

  • 67 روز پيش
  • مینا دادرس
  • 14,904 بازدید
  • 2 نظر

رمان دوباره تو-پارت اول

رمان دوباره تو-پارت اول

خلاصه کتاب:

رها دختری فقیر عاشق هم دانشگاهیش نوید میشه مادر رها خدمتکار و خونه ارمان کار میکنه ارمان عاشق رها میشه و کاری میکنه که رها مجبور میشه بر خلاف میلش باهاش ازدواج کنه و از عشقش نوید جدا بشه اما نوید..... رمان در اینستاگرام به پایان رسیده اینستاگرام:@roman_zahrak

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.