رومان جالب - سرزمین رمان آنلاین
سرزمین رمان آنلاین
با ما همراه باشید با رمان های آنلاین روز دنبا بهترین رمان هایی که در جهان دارن نوشته میشن…
دانلود اپلیکیشن

سلام دوستان عزیز روی عکس بالا کیلیک کنید و اپلیکیشن سایتو دانلود کنید و راحت تر تمام رمان های سایتو مطالعه کنید.

روی تصویر کیلیک کنید و مارو در اینستاگرام دنبال کنید
رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 8

رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 8 با حس درد تو پهلوم چشمام رو باز کردم ."اخ" خفیفی کشیدم و دستم رو به سختی بالا اوردم و روی پهلوم گذاشتم . نگاهی به اتاق انداختم .اتاق سه در چهاری که تقریبا تاریک بود ‌.خودم رو روی زمین کشیدم و به طرف در اتاق رفتم .با مشت های ضعیفم روی در زدم . _ کسی اینجا هست؟کمکم کنید . ساعت ها به در ضربه میزدم ولی خبری از کسی نبود . از درد پهلو به خودم ...

  • 34 روز پيش
  • مدیر اصلی سایت
  • 901 views
  • 7 نظر
رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 7

خلاصه کتاب:

_ نمیدونم .
انگار کسی ازش خبر نداره و پلیس دنبالشه .

_ دختره هرزه بالاخره کار خودش رو کرد .
کاری کرد رایان باهاش فرار کنه و حالا قصد داشت اون رو بکشه .
ببین..

نگاه خشمگینی به ماهرخ انداختم که ادامه حرفش رو خورد .
سرم رو روی میز گذاشتم و سعی کردم ذهنم رو خالی کنم .

#نازگل

کیفم رو برداشتم واز اتاق ببرون رفتم .
نگاهی به مریم انداختم که مشغول درست کردن ناهار بود .

_ من دارم میرم .

به سمتم برگشت و با حالت عصبی بهم گفت :

 

رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 6

خلاصه کتاب:

-ارشام بسه
پا رو دم شیر نزار .
اونی که دوست داره منم .
اونی که برای به دست اوردنت میجنگه منم .
هر کاری کردم که داشته باشمت ولی تو نمیخوای .
اون دختره چیز خورت کرده .
ببین بدبخت اون داره زندگیش رو میکنه .
تویی که اینجا عذا گرفتی .

- من با خاطره های اون زندگی میکنم .
برو ماهرخ

  • 85 روز پيش
  • مدیر اصلی سایت
  • 1,166 views
  • 3 نظر
رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 5

خلاصه کتاب:

دستش رو نوازش وار روی کمرم میکشید.
- درست میشه .
قول میده درستش کنم .
نمیزارم اتفاقی برات بیافته .

صداش بغض داشت .
درکش نمیکردم .
بودنش کنارم رو تو این موقعیت درک نمیکردم؟
مـگه نباید الان مثل همه راجبم فکر بد کنه پس چرا اینجوری نیست ؟
چرا کنارش حس امنیت دارم؟
حس اینکه منم یکی رو دارم که پشتم باشه .
که حمایتم کنه .

رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 4

خلاصه کتاب:

پوفی کشیدم و پشت سرش رفتم
مغازه ها رو یکی یکی میگشت ولی چیزی انتخاب نمیکرد
دیگه داشت عصبیم میکرد
خودم رو بهش رسوندم دستش رو از پشت کشیدم
و با لحنی که به راحتی میشر عصبانیم رو فهمید گفتم

 

  • 85 روز پيش
  • مدیر اصلی سایت
  • 1,928 views
  • 2 نظر
رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 3

رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 3 رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 2 با احساس اینکه کسی کنارم نشست چشم از تلوزیون گرفتم سوگل با یه لباس خواب باز کنارم نشسته بود .لباش قرمز آتیشی بود عجیب آدم رو مست میکرد که بوسش کنه .چیزی نگفتم و نگاهش میکردم .خودش رو به سمتم کشید .میدونستم قصد بوسیدن لبام رو داره لباش که نزدیک لبام شد سرم رو برگردوندم و لبش روی گونه ام نشستازم فاصله گرفت - آرشام چرا ازم فاصله ...

رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 2

رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 2 رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 1 -تا تو لباست رو عوض کنی من شام رو آماده میکنم سری تکون داد و به سمت اتاقش رفت منم رفتم داخل آشپز خونهنوشابه رو از داخل یخچال بیرون اوردم و روی میز گذاشتم ده دقیقه ای طول کشید تا آرشام اومد صندلی رو عقب کشید و پشت میز نشست غذا برای خودش کشید و مشغول خوردن شد اونقدر با ولع غذا میخورد که آدم به اشتها میومد بعد از تموم شدن غذاش تشکری ...

پدرم

پدرم

پدرمدریافت پدرم!! چرا هیچ وقت به حرفاهیش گوش نکردم! امید وارم هستم هیچگاهی از حسرت های اخیر عمرم نباشد! چرا دیده ام تجربه کرده ام! هر چی که بگوید حق هست! چروک های پیشانی پدرم زیبا ترین آیه های نازی شده اند ! من با نگاهی ایمان می آورم زبانم به کلمه نمی گردد! وقتی به سویش نگاه میکنم اکثرا خجالت میکشم! زیرا میدانم او برایم زیاد هست!لیاقت اش را ندارم به او پدر بگوییم! وقتی خسته از کار بر می گردد! وقتی برایم می گوید بیا اندکی بنشین! وقتی تلاشش ...

دانلود فول البوم محسن ابراهیم زاده

محسن ابراهیم زاده هر بار منو میبینی اخمات تو همه هر بار منو می بینی اخمات تو همه ♫ آخه هر روز دیدنت واسم بازم کمه♥♫ دوست دارم میدونی عذابم نده ♫ قهر های طولانی واسه هردومون بده♥♫ آخه بارون تو خودت شاهدی ♫ من چه حالیم با اون♥♫ آهای بارون دونه ♫ دونه تو بریز رو آرزوهامون♥♫ شب من و تو خیابون ♫ نم بارون زده♥♫ دل به هیچکی به ♫ غیر از من عاشق نده♥♫ نه حساب منو ♫ با همه قاتی نکن♥♫ نه منو به ...

رمان ملت عشق PDF

رمان ملت عشق PDF

دریافت

فول البوم محمد علی زاده

محمد علیزاده نگو تو این شبا تو نمیدونی من چیه دردم چشاتو برنگردون از منی ♫ که اون چشارو دیدم از تو♥♫ بگیر دار و ندارمو بگیر ♫ هرچی که دارمو فقط نرو♥♫ نگام که میکنی حالم ♫ با آسمون فرقی نداره♥♫ دلت وقتی که میگیره ♫ میگم امشب باید بارون بباره♥♫ نگو توی این شبا ♫ نمیدونی من چیه دردم♥♫ من که هیچ جایی ♫ بجز تو بغلت گریه نکردم♥♫ نفسم از نفست چرا یه ♫ شب تو این هوا جدا نمیشه♥♫ میدونی هیچکسی غیر ♫ از ...

رمان سیمای زنی در جمع pdf

رمان سیمای زنی در جمع pdf

خلاصه کتاب:

 

 

ورود کاربران

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان های آنلاین حامی نویسندگان جوان که کلی امکانات برای نویسنده های جدید داریم و به صورت رایگان هیچ هزینه ای هم از نویسنده دریافت نمیشه بابت خدمات برای اطلاعات بیشتر مارو در اینستاگرام دنبال کنید تنها قانون هم برای نویسنده ها رضایت کاربران میباشد
آخرین نظرات
  • admin : سلام عزیز این رمان ماهیانه یک پارت داره تا بعد امتحانات بعد میشه هفتگی یک پارت...
  • اسما بخشی : سلام کی پارت 10رو میذارین فقط این رمان هفته ای چند پارت گذاشته میشه؟؟...
  • admin : Hello, please follow our Instagram We don't have a newsletter right now, but it...
  • admin : ممنونم عزیز لطفا مارو در اینستاگرام هم دنبال کن...
  • امید : عالی بود...
  • blog : Hello, I desire to subscribe for this website to get latest updates, so where ca...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • admin : لطفا اینستای مارو فالو کنید و از اونجا با ما در ارتباط باشید اگر مشگلی بود...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • محدثه : پارت 9 کی میاد؟؟؟؟...
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده