| Saturday 24 October 2020 | 12:26
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
داستان کوتاه قبرستون مخوف

داستان کوتاه قبرستون مخوف قبرستون مخوف بارفتن خورشید انگار شجاعت من هم پا به فرار گذاشت؛ زوزه گرگ‌ها گوشم رو نوازش کرد. چشمام رو بهم فشوردم تحمل اینکه چشمام رو باز کنم و پدیده‌های عجیب ببینم رو نداشتم... بوی سرما تموم وجودم رو به لرزه انداخت، پاهام بی‌اراده رقصیدن دیگه داشت ضربان قلبم کند می‌شود. دست‌های گره خوردم رو باز کردم و زنجیر و پلاکم رو که اسم خدا روش هک شده بود رو فشار دادم و فریاد زدم. - خدایا! به خودت پناه بردم، ...

رمان آنلاین در آرزوی رهایی پارت 1

خلاصه کتاب:

رها دختر مغروری و خرمایه ای که زبونش ده سانته و توی دانشگاه کسی رو جلودورش پیدا نمیکنی

 مخصوصا استادش آوش فهام سرد و سنگ غرور که از کارهای رها کلافه شده

 

و بعد از اینکه میفهمن دختر خاله پس خالن همه چیز بدتر میشه

رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 8

رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 8 بطری چرخید و فلش به سمت سعید رفت، خاطره پوزخندی‌زد. - خب پسر خاله جرئت یا حقیقت؟ - جرئت. - موهات رو بزن. - چی موهام رو بزنم؟! - عه شعید خودت گفتی جرئت موهات رو بزن دیگه. - عه سعید محسن راست می‌گه موهات رو بزن. - اما مهناز جوون همه دخترا کشته مرده موهامن چجوری کچل کنم؟ آقا علی‌یاس عصاش رو برداشت و به زمین ضربه زد. - سعید کچل کن. - باشه. محسن بلند شد و یه ماشین سر آورد ...

رمان آنلاین پسر مغرور دختر شیطون پارت ۶

خلاصه کتاب:

دختری که برای. ازدواج نکردن با پسر عمش.  به بدبختی درس میخونه و به دانشگاه می‌ره ولی بی خبر از اینکه. اونجا گرفتار اجباری دیگه میشه با این تفاوت که عاشق میشه 

  • 4 روز پيش
  • فائزه پیرمرادیان
  • 6,426 بازدید
  • ارسال نظر

شعر پدر جان

شعر پدر جان

شعر پدر جان لبخند شیرینت بهانه‌ای برای سجده کردن است اما دل من به دنبال موج های موهایت آمده است نه لبان چشمک زنت تو هوای برای حیاتم خود را پنهان نکن که در حبس چشمانت گرفتارم لبخند ماه مانندت آسمان دلم را روشن می‌کند تو بمان برای من تو بمان برای من من یک امرم را سجده می‌کنم تو بمان تا من در خیمگاهت در امان باشم تو بمان پناه گاهم... بی تو پنهای ندارم #پدرجانم #آرشیدا تقدیم به تموم پدرای دنیا🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

فصل دوم رمان نگار پارت 1

فصل دوم رمان نگار پارت 1

فصل دوم رمان نگار پارت 1 داشتم به عکسایی که گرفته بودم نگاه میکردم، که با صدای زنگ گوشیم به خودم اومدم آسمان بود .خواستم جواب بدم که مادرم اومد _پاشو بیا ناهار +الان میام به آسمان اس ام اس دادم که مادرم اومد بعد ناهار خودم بهت زنگ میزنم. گوشی رو گذاشتم رو میز و رفتم ناهار بخورم. _مامان باز چی شده تو فکری ،چیزی یادت افتاده؟ _نه هیچی مادرم 16یا17سالی میشه تقریبا از وقتی من به دنیا اومدم حافظشو از دست داده و هیچی یادش نمیاد ...

  • 5 روز پيش
  • shbnmzm
  • 1,890 بازدید
  • 2 نظر

شعر نیمه شب

  • یکشنبه, 18 اکتبر 2020
  • 7:21 ق.ظ
  • اشعار
شعر نیمه شب

شعر نیمه شب نیمه شب بود و همه خواب بودن اشک های درخشانم باز به فکر بازی افتادن سردی فصل زمستان را مثل یخ های جنوب آب کردن ضربان قلبم باز بی تاب انگار نامش را هک می کردند سکوت سکوت بود و یک دنیا درد که مرا در تاریکی خفه می کرد. ستاره های شب سرک کشان به دنیای من چشمک می زند عشق آمد و سرد گفت تو کودکی برو بخواب بغض گلویم ترکید و گفتم کودکی را با آمدنت خواب کردم عشق بوسه زد برلبانم در آتش خلیل سو زاند مرا عشق مقدس است ...

  • 6 روز پيش
  • Arshida557
  • 729 بازدید
  • 2 نظر
یخی که عاشق خورشید شد_ پارت4

خلاصه کتاب:

دختری از تبار سختی و درد کشیده؛ پسری پر غرور ولی عاشق!

  • 7 روز پيش
  • SARA82
  • 2,943 بازدید
  • یک نظر
رمان آنلاینMiss sun shine_ پارت7

خلاصه کتاب:

مرا اینگونه نبین! اگر سختم!   اگر محکم و استوارم !  غمی دارم.... مرا از درد نترسان! ،بیمی نیست! من زاده ی دردم! درمانی  برایم نیست! من  گناه قتل برادر به گردن دارم! مرا از رانده شدن از بهشت نترسان من فرزند دوزخم!

 

داستان کوتاه تلافی

داستان کوتاه تلافی

داستان کوتاه تلافی تلافی به چشای مشکیش نگاه کردم، چشاش شبیه چشای علی بود. علی که وجودم رو ازم گرفت، داداشم و نور چشمم رو دار و ندارم و چید. علی که با سهل انگاریش گل هفت سالم رو پر پر کرد؛ چشام خون شد رگای گلوم بیرون اومدن به سمت تازیانه رفتم و دستم رو مشت کردم و کوبیدم توی شیشیه پنجره. صدای شکستن شیشه که بلند، صدای گریش زیاد شد. - محمد خوبی؟ - خفه شو اسمم رو نیار! به سمتم اومد و دستم رو به ...

  • 7 روز پيش
  • Arshida557
  • 1,323 بازدید
  • یک نظر
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.