سرزمین رمان آنلاین
با ما همراه باشید با رمان های آنلاین روز دنبا بهترین رمان هایی که در جهان دارن نوشته میشن…
دانلود اپلیکیشن

سلام دوستان عزیز روی عکس بالا کیلیک کنید و اپلیکیشن سایتو دانلود کنید و راحت تر تمام رمان های سایتو مطالعه کنید.

روی تصویر کیلیک کنید و مارو در اینستاگرام دنبال کنید
رمان آنلاین اتهام واهی (پ.15)

رمان آنلاین اتهام واهی (پ.15) کنج دیوار کنار در می ایستم و تشکری می کنم: ممنونم همین جا منتظر می مونم. مردی از راه می رسد و مستقیم داخل نانوایی می شود: سلام دو تا بربری لطفاً.از قابلمه ی غذای کوچک داخل کیسه در دستش، معلوم بود کارگر است و سر کار می رود.بربری ها را با وسیله ای پارو شکل بیرون می کشد و روی میز می اندازد.مرد قبل از من دوتا از ببری های داغ را برمی دارد و با ...

رمان آنلاین دوست داشتنی ترین اجبار پارت 9

رمان آنلاین دوست داشتنی ترین اجبار پارت 9 #نازگل چند ساعتی رو توی اتاق گذروندم . صداهای چند مرد از پشت در میومد صدای خندهای بلندشون . ترس حرفای سوگل به دلم افتاده بود . خودم رو گوشه اتاق جمع کردم . سرم رو زیر انداختم و مشغول خوندن ایت الکرسی داخل دلن شدم. در با صدای بدی باز شد . مرد هیکلی با کت و شلوار مشکی رنگ و لبخندی که دندونای زردش رو به نمایش میزاشت وارد اتاق شد . بهم نزدیک شد با ضرب دستام رو ...

  • 6 روز پيش
  • مدیر اصلی سایت
  • 188 views
  • 2 نظر
رمان آنلاین پناه من باش پارت 10

رمان آنلاین پناه من باش پارت 10 بعد به حالت شوخی گفتم ــ انگار منو دسته کم گرفتی چپ چپ نگاهم کرد + ببینم چکار میکنی.. شب بخیر فکراتم بکن ــ باشه .. شب توهم بخیر + زیاد از این تو گفتن و صمیمی حرف زدن خوشم نمیومد اما مجبور بودم... حوصلم سر رفته بود و خوابم از سرم پریده بود رفتم سمت وسایل و شروع به دید زدنشون کردم.... اول از کمد شروع کردم در کمد رو باز کردم وکلیدی که جفتش بود رو به سمت پایین فشار دادم.. از ...

  • 7 روز پيش
  • عسل قلی پور عسل قلی پور
  • 15 views
  • ارسال نظر

رمان آنلاین هلما پارت 11

رمان آنلاین هلما پارت 11

رمان آنلاین هلما پارت 11 #هلما شوکه شده بودم باورم نمیشد که قراره برای همیشه بریم تهران اشک توی چشمام جمع شده بود مامان هم هیچی نمیگفت از روی مبل بلند شدم همه نظرشون به من جلب شد با صدای بغض دار و بلند گفتم +نهه من نمیام تهران من نمیخوام اینجا و دوستامو ترک کنم من اینجارو دوست داارم و خیلی سریع پشتمو کردم و دویدم سمت اتاقم حالا دیگه اشکام راه خودشو گرفته بود صدای هق هقم بلند شده بود من واقعا نمیخواستم برم تهران مامانم اومد ...

رمان آنلاین مریم پارت 3

رمان آنلاین مریم پارت 3

رمان آنلاین مریم پارت 3 • الان بعد از چند ماه من با خیال راحت میتونستم درسمو شروع کنم.. • با شروع مهرماه زندگی من هم شروع شد • یکی پس از دیگری کلاس هارو رد میکنم • محمد دندون در آورده و منو ناز خاتون و ساناز سه نفره جشنی براش گرفتیم و چقد بانمک میخنده این پسرک من • چقد بین خنده ها چشمام پر شد وقتی جای خالی بابا مامان رو میدیدم...... • امشب بدجور هوای بابا مامان رو دارم 7 ماهه که ...

رمان آنلاین پناه من باش پارت 9

رمان آنلاین پناه من باش پارت 9 فرشته با اخم شیرینی رو کرد بهم و گفت دیگه نبینم به من بگی فرشته خانوم بگو مامان.. توهم برام مثل بارانمی ... انشالله منم برات بتونم مثل مادرت باشم با بغضی که الان چند وقته همدمم شده بود گفتم ممنونم ....مامان فرشته اغوششو باز کرد و بهم اشاره کرد + بیا ..بیا دخترم تو جات اینجاست... منم که از خدا خواسته دوباره بغلش کردم و عطرشو با ولع بو کشیدم... حالا که جو سنگین شده بود همه میخواستن به نحوی جو ...

  • 14 روز پيش
  • عسل قلی پور عسل قلی پور
  • 23 views
  • ارسال نظر
رمان شیرین مثل عشق پارت پانزدهم

رمان شیرین مثل عشق پارت پانزدهم سکوت بدی داخل ماشین بود خیلی از سکوت بدم میادد.. دستمو بردم و صدای اهنگ رو زیاد کردم.. چند تا اهنگ رد کردم تا رسیدم به یه اهنگ خوب .. (دورترین نزدیک.. علی یاسینی🤓♥️) ارشام با اهنگ میخوند ... وایی این چرا انقد صداش خوبه.. _ارشااام ارشام: بلههههه _چرا انقد صدات خوبه؟؟ چرا قیلا رو نکردی شیطون؟ ارشام با خوشحالی گفت: واقعا صدام خوبه؟؟.. الان از من تعریف کردی؟؟ _ پ ن پ با خودم بودم:/ جدی خیلی قشنگ صدات‌.. ارشام: مرسییی.. چشات قشنگ میبینه... نه یعنی چیزه گوشات قشنگ ...

رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 9

رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 9  لبخندی زد و گفت: _ خدارو شکر نمردمو همسر آقا ماکان رو هم دیدم. به پای هم پیر بشید دخترم این مرد چقدر شبیه بابام بود کاش اون هم دوباره منو بپذیره از عمو رضا خداحافظی کردیم و به سمت خونه رفتیم. حیاطشون بی نهایت زیبا بود. درخت های بید مجنون فضایرمانتیکی رو به وجود آورده بود. سنگ فرش زیبایی داشت و گل های رز زیبا جلوه می کرد. یه تاب هم کنار ...

  • 18 روز پيش
  • مهشاد توفیق
  • 38 views
  • 2 نظر
رمان آنلاین تاوان گناهم پارت 4

رمان آنلاین تاوان گناهم پارت 4 اراز دستش رو گرفت و بلندش کرد بلند شو باید بريم به دنبال اراز رفت تو ی جنگل پدرش رو دید بابا پدر سمر با شنیدن صدای دخترش به سمت او برگشت جان بابا وبعد اورا درآغوش گرفت بابا بخدا دروغ میگن میدونم دخترم میدونم من برات پدری نکردم اما اینم میدونم دختر من پاک پاک هستش ولی باید بري بابا جان کجا برم آخه چی ميگين اراز میدونه تو رو کجا ببره برو باهاش دخترم اراز جلو اومد عمو باید بريم الان مرداي روستا ميوفتن ...

رمان آنلاین هلما(پارت نهم)

رمان آنلاین هلما(پارت نهم) تو راه برگشت از زخم روی صورتم خون میومد و سوزش شدیدیم داشت تقریبا کله صورتم خونی شده بود با اینکه دستمال گذاشته بودم زخمش از پیشونیم بود تا ابروم الا اگر مامان بود میگفت (خدارو شکر به چشمت آسیب نرسید)واقعنم خدارو شکر یکمی سرم گیج میرفت ولی زیاد بهش توجه نکردم سحرم همش با نگرانی حالمو میپرسید وقتی رسیدیم و انقدر گیج بودم حتی وسایلمو برنداشتم بدون توجه صدا زدنای سحر تلوتلو خوران به سمت خونه رفتم تو راه چند دفعه نزدیک بود بخورم ...

رمان اتاق مرموز پارت اول

رمان اتاق مرموز پارت اول پارت اول _من منم تو تویی کدوممون منیم ؟؟؟!!!!! این صدای سابریناس بازم داره جواب کشف بزرگشو بررسی میکنه نمی دونم چجوری تونسته این کشف بزرگ رو انجام بده واقعا من تو نخش کشفش موندم خوب ما دانشجوهای فضانوردی استراسبورگ فرانسه هستیم شش دختریم توی یه خونه که قبلا چن تا پیرزن زندگی میکردن یه اتاق تو این خونه وجود داره که دخترا اسمشو گذاشتن اتاق مرموز فقط به خاطر اینکه قفله , این خونه شامل چهار اتاق که هر اتاق ...

رمان آنلاین اتاق مرموز

رمان آنلاین اتاق مرموز چشامو باز کردم خیلی تشنم بود به ساعت یه نگاه انداختم ساعت 3 نصف شب از تختم اومدم پایین و رفتم سمت در آلیا روی تختش نبود رفتم سمت اشپزخونه تا کمی اب نوش جان کنم در یخچال رو باز کردم و بطری رو در اوردم و درو بستم وایسا ببینم این چی بود توی یخچال در یخچال رو باز کردم ولی چیزی توش نبود بجز خوراکی بطری رو یه نفس خوردم وقتی تموم شد شوتش کردم وسط آشپزخونه چرخیدم و نشستم تا بطری ...

ورود کاربران

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان های آنلاین حامی نویسندگان جوان که کلی امکانات برای نویسنده های جدید داریم و به صورت رایگان هیچ هزینه ای هم از نویسنده دریافت نمیشه بابت خدمات برای اطلاعات بیشتر مارو در اینستاگرام دنبال کنید تنها قانون هم برای نویسنده ها رضایت کاربران میباشد
آخرین نظرات
  • admin : سلام عزیز این رمان ماهیانه یک پارت داره تا بعد امتحانات بعد میشه هفتگی یک پارت...
  • اسما بخشی : سلام کی پارت 10رو میذارین فقط این رمان هفته ای چند پارت گذاشته میشه؟؟...
  • admin : Hello, please follow our Instagram We don't have a newsletter right now, but it...
  • admin : ممنونم عزیز لطفا مارو در اینستاگرام هم دنبال کن...
  • امید : عالی بود...
  • blog : Hello, I desire to subscribe for this website to get latest updates, so where ca...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • admin : لطفا اینستای مارو فالو کنید و از اونجا با ما در ارتباط باشید اگر مشگلی بود...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • محدثه : پارت 9 کی میاد؟؟؟؟...
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده