| Wednesday 12 August 2020 | 09:12
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
رمان انلاین ناکامان پارت۲

خلاصه کتاب:

سال ها تلاش کردم تا آخرین رشته های پیوندی که به خانواده ام میرسید را مخفی کنم..میخواستم راز بزرگی که هیچ وقت بلند نگفته بودمش را مخفی کنم..
اخر گفتنش چه فایده ای داشت؟چیزی را که عوض نمیکرد..حال من را که خوب نمیکرد..
و اما بعد از بیست سال، درست زمانی که تصمیم گرفتم زندگی کنم راز سر به مهر شده داشت سر باز میکرد..
و من تنها کسی بودم که میدانستم با آشکار شدنش چه جان هایی ممکن است در خطر باشد..

رمان فاصله از جهنم من تا بهشت تو پارت اول

خلاصه کتاب:

خلاصه:

 

 

داستان در مورد دختری به اسم سوگل... که تو خونواده مذهبی بزرگ شده...سوگل یه روز که از مدرسه میره خونه با دیدن کفش های مردانه و زنانه تعجب میکند....اما طولی نمیکشد که متوجه میشود وقتی که نوزاد بوده نافش را به اسم پسر بزرگ حاج یونس بریده اند...و حالا که او پانزده سالش شده است آمدند تا پیوندشان را رسمی کنند.....

هیچ چیز این وصلت از اول خوب نبود حتی پسر حاجی ام راضی به این ازدواج نبود...... تا وقتی که آن واقعه ی شوم اتفاق میافتد و سرنوشت دو خانواده را عوض میکند.......

رمان آنلاین یخی که عاشق خورشید شد پارت 1

خلاصه کتاب:

دختری درد کشیده ولی پر از حس جوانی و عاشقانه...

پسری پر از حس غرور و مردانگی و دلداده به دختری رنج دیده... 

رمانی عاشقانه و با قلمی متفاوت و نو 

  • 9 روز پيش
  • سارا جمشيديان
  • 4,266 بازدید
  • 6 نظر
رمان انلاین ناکامان پارت ۱

خلاصه کتاب:

سال ها تلاش کردم تا آخرین رشته های پیوندی که به خانواده ام میرسید را مخفی کنم..میخواستم راز بزرگی که هیچ وقت بلند نگفته بودمش را مخفی کنم..
اخرگفتنش چه فایده ای داشت؟چیزی را که عوض نمیکرد..حال من را که خوب نمیکرد..
و اما بعد از بیست سال، درست زمانی که تصمیم گرفتم زندگی کنم راز سر به مهر شده داشت سر باز میکرد..
و من تنها کسی بودم که میدانستم با آشکار شدنش چه جان هایی ممکن است در خطر باشد..

رمان آنلاین من الکساندرام پارت پنجم

رمان آنلاین الکساندرام پارت پنجم موهایم را از چنگال هایش جدا کرد و با اشاره اش من و چندین دختر به دنبالش کشیده شدیم. همانطور که پشت سرش به راه افتاده بودیم نگاهی هم به اطراف انداختم. دیوار های بسیار بلندی که از همگی آنها محافظت میشد و متشکل از چندین حیاط تو در تو،با تالار ها و اتاقک های گوناگون...حدسش زیاد سخت نبود.حرمسرا؟! _دایه:حرمسرا جایی که تو از اون جا به اوج قدرت میرسی...یادت باشد که سیاست جزئی از کار تواست...کوچکترین اشتباه باعث ...

رمان آنلاین من الکساندرام پارت دوم

رمان آنلاین من الکساندرام پارت دوم از زبون  "سولینا" صدای بهم کوبیدن در اتاق باعث شد کمی تو جام جا به جا بشم: _قابله:پاشو ابراهیم...امروز پیکی قرار از طرف پدرت برسه...پاشو گفتم. چشمام بسته بود ولی تموم خواهشم رو توی صدام ریختم: _دایه ...جون ابراهیم بزار بخوابم...هنوز بدنم بخاطر تمرینات رزمی درد میکنه.... وقتی صدایی ازش نیومد فکر کردم بیخیال شده رفته ولی با حس خفگی که بهم دست داد سیخ سرجام نشستم و درحالی که پشت هم پلک میزدم به دایه که با بدجنسی جام ...

رمان آنلاین جواهر آتلانتیس پارت 4

خلاصه کتاب:

قَــطعــاً میـشِـھ بِــهتَــریــݩ رُمــانِ ســـاݪِ 99 ! 🙌🏿🩸

عاشقانــھ اییـــ از جِنسـِ ... بیا بــخــونـــ🤷🏻‍♀🚬

رمان آنلاین تپش پارت 3

رمان آنلاین تپش پارت 3

رمان آنلاین تپش پارت 3 رژ قرمز اما ملایم رنگم رو روی لب هام میکشم و با به خودم خیره میشم . چشمم به پایین موهام که رنگشون کردم میوفته و شیطون میخندنم ، به ساعت نگاه میکنم که به 7 نزدیک تر میشه و دل من هم بی قرار تر از قبل . کیفم رو دستم میگیرم و بیرون میام از خیابون میگذرم و با ناز و قر همیشگی توی پیاده رو قدم میزنم . اما ناگهان دستی منو به سمت کوچه ی جلویی میبره و رو ...

  • 11 روز پيش
  • فاطمه پاپی
  • 4,293 بازدید
  • یک نظر
رمان‌آنلاین‌دست‌سرنوشت‌پارت26الی40_به‌قلم‌کیمیا‌عیوضی

رمان‌آنلاین‌دست‌سرنوشت‌پارت26الی40 پارت26اززبان‌رها چیزی نگفت اروم اروم رفتم سمت ارتین چون پشتش به مابود مارو نمیدیدرسیدم بهش وقتی خودشو بالاکشیدو دوباره اومد پاییم دستمو بردم رو پهلوهاش و قلقلکش دادم از ترسش یه داد کشیدو میله رو ول کرد وپخش زمین شدصدای خنده ی اروشا بلند شدخودمم خندم گرفته بودهمینجوری داشتیم میخندیدیم که ارتین باحرص بلندشدو یه قدم به سمتم ورداشت منم متقابلا یه قدم به عقب ورداشتم آروشا اومد وکنارم ایستادقیافه ی ارتین خیلی ترسناک شده بود مثه این گاوایی که پارچه قرمزمیبینن ...

رمان آنلاین هستی آرزوهای من پارت1

خلاصه کتاب:

دو غریبه دو دلدار و یه دلبر یکی از دیار خوف خطر،دیگری از دریای آرامش حالا این دو برای رسیدن به عشق زندگی دست به کاهایی همچون آدم ربایی ونابود کردن آینده دلبر قصه میزنن.

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.