| Wednesday 21 October 2020 | 10:03
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام

رمان آنلاین نوازش پارت ۹

رمان آنلاین نوازش پارت ۹

رمان آنلاین نوازش پارت ۹ #نوازشبا هینی که کشیدم از خواب پریدم!با تردید به اطرافم نگاه کردم، احساس میکردم حامد دنبالم کرده است. به سختی بر خودم مسلط شدم. پاهایم را باز کردم و روی تخت طاق باز خوابیدم. خودم را روی پهلوی راستم انداختم. بغضم شکست و شروع کردم به گریستن. چرا اینگونه شد؟! چرا خانواده‌ام آنگونه بودند؟! چرا ترس هایم خاتمه پیدا نمیکنند؛ آخر به کدامین گناه اینگونه مجازات میشوم! خدایا حداقل خودت راهم را روشن کن، تاریک نه؛ ...

  • ديروز
  • ثمین باقرزاده
  • 1,053 بازدید
  • 2 نظر

رمان آنلاین نوازش پارت۸

رمان آنلاین نوازش پارت۸

رمان آنلاین نوازش پارت ۸ #نواز ش چشمانم را باز کردم، تازه فهمیدم کجا هستم، لب گشودم و از راننده پرسیدم: + ببخشید؛ ما کجا هستیم الان؟ لبخندی زد و گفت:- یه ساعت دیگه به تبریز میرسیم دخترم. تو بخواب لزومی ندارد بیدار باشی، ولی شام چیزی نخوردیا، یه موقع دیدی ضعف کردی، میخوای وایستم چیزی واست بخرم؟لبخندی به این حس پدرانه اش زدم و‌ گفتم:- اگه جای مطمئنی میشناسید نگه دارید چیزی بخرم، هنوز یه ساعت تا تبریز راهه، با نیم ساعت تاخیر هیچی ...

رمان آنلاین نوازش پارت ۷

رمان آنلاین نوازش پارت ۷

رمان آنلاین نوازش پارت ۷ همین که پایم را از اتاقم بیرون گذاشتم متوجه شدم که درسا نفس نفس میزند . لبخند گرمی زدم و به طرف دستشویی رفتم از پشت در،همه حواسم را به صداهای بیرون منعطف کردم . وقتی صدای بسته شدن در را شنیدم به آرامی سیفون را کشیدم و از دستشویی بیرون آمدم . برایم سوال بود که با آن چیزهایی که از درسا شنیدم باز هم میتوانم در چهره اش خیره شوم و او را همچون نازنین ...

رمان آنلاین نوازش پارت ۶

رمان آنلاین نوازش پارت ۶

رمان آنلاین نوازش پارت ۶ #نوازش تعجب برانگیز است که حامد کارگردان در جمع پزشکان آمده است ولی تعجب برانگیز تر آن است که اکنون حامد بوسه های ریزی در صورت و گردن پریسان می‌کاشت و من را متعجب میکرد . در واقع برایم مهم نبود که او چه کاری میکند ولی برایم مهم است که من را نبیند ، پا تند کردم و خود را سر میز رساندم ولی درسا آنجا نبود ! خدای من کمکم کن تا درسا را قبل از اینکه ...

رمان آنلاین نوازش پارت ۳

رمان آنلاین نوازش پارت ۳

رمان آنلاین نوازش پارت ۳ #نوازش - ساناز ! جوابی نیافتم و در عوض کمی صدایم را بچگانه تر کردم و گفتم : + خاله درسا اونجاست ؟ آن مرد پوفی کشید و گفت : - ببخشید عزیزم الان میگم خاله درسا بیاد ، خداحافظ . همان که او گوشی را به درسا داد ، شروع کردم به تند تند صحبت کردن : + الو درسا ، اون مرتیکه کی بود ؟! منو از کجا می‌شناخت ؟! اصلا نگو ساناز من به اون گفتم که با خاله درسا ...

رمان آنلاین نوازش پارت ۲

خلاصه کتاب:

و حالا او جواب مثبت میدهد ، چه میشود که به سادگی فرار میکند ، آیا آن شوهرش دنبالش نمی‌گردد، سایه گذشته همچنان با او همسفر است ....

  • 37 روز پيش
  • ثمین باقرزاده
  • 4,158 بازدید
  • 2 نظر
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.