رمان عاشقانه - سرزمین رمان آنلاین
سرزمین رمان آنلاین
با ما همراه باشید با رمان های آنلاین روز دنبا بهترین رمان هایی که در جهان دارن نوشته میشن…
دانلود اپلیکیشن

سلام دوستان عزیز روی عکس بالا کیلیک کنید و اپلیکیشن سایتو دانلود کنید و راحت تر تمام رمان های سایتو مطالعه کنید.

روی تصویر کیلیک کنید و مارو در اینستاگرام دنبال کنید
رمان شیرین مثل عشق پارت پانزدهم

رمان شیرین مثل عشق پارت پانزدهم سکوت بدی داخل ماشین بود خیلی از سکوت بدم میادد.. دستمو بردم و صدای اهنگ رو زیاد کردم.. چند تا اهنگ رد کردم تا رسیدم به یه اهنگ خوب .. (دورترین نزدیک.. علی یاسینی🤓♥️) ارشام با اهنگ میخوند ... وایی این چرا انقد صداش خوبه.. _ارشااام ارشام: بلههههه _چرا انقد صدات خوبه؟؟ چرا قیلا رو نکردی شیطون؟ ارشام با خوشحالی گفت: واقعا صدام خوبه؟؟.. الان از من تعریف کردی؟؟ _ پ ن پ با خودم بودم:/ جدی خیلی قشنگ صدات‌.. ارشام: مرسییی.. چشات قشنگ میبینه... نه یعنی چیزه گوشات قشنگ ...

رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 8

رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 8 با حس درد تو پهلوم چشمام رو باز کردم ."اخ" خفیفی کشیدم و دستم رو به سختی بالا اوردم و روی پهلوم گذاشتم . نگاهی به اتاق انداختم .اتاق سه در چهاری که تقریبا تاریک بود ‌.خودم رو روی زمین کشیدم و به طرف در اتاق رفتم .با مشت های ضعیفم روی در زدم . _ کسی اینجا هست؟کمکم کنید . ساعت ها به در ضربه میزدم ولی خبری از کسی نبود . از درد پهلو به خودم ...

  • 34 روز پيش
  • مدیر اصلی سایت
  • 901 views
  • 7 نظر

رمان داس PDF

رمان داس PDF

رمان داس PDF نویسنده : م.موسوی  ژانر : ترسناک خفن هیجانی عاشقانه فانتزی تخیلی  خلاصه: زوهار، پسریست که می‌تواند نگاه یک روح را بر روی خودش احساس کند. روحی که مردم روستا می‌گویند، متعلق به یک زن نفرین شده است. تا این که... ژانر: عاشقانه، فانتزی das(www.baeutyvolve.ir)دریافت

  • 39 روز پيش
  • alfa17163
  • 110 views
  • 2 نظر
رمان آنلاین خنده های خواب و بیدار پارت اول

رمان آنلاین خنده های خواب و بیدار پارت اول باز با صدای خنده های ترسناک ،خنده هایی که اسممو با حالت نفرین و چندشی تکرارمیکرد« آیسوووو».. از خواب پریدم نفس نفس میزدم دستی روی صورتم‌ کشیدم از ترس زیاد عرقم زده بود بدنم میلرزید ، سرمو به تاج تخت تکیه دادم پاهامو هول دادم توی شکمم و خواستم دوباره خوابمو با چشمای بسته یادآوری کنم خوابی که بیشتر اوقات میبینم، صداهای خنده یک‌دختر جوان که خبیثانه بود و همراهش کلمات رمزآمیزی رو ...

رمان شیرین،مثل عشق پارت پنجم

رمان شیرین،مثل عشق پارت پنجم خواستم از اتاق بزنم بیرون که گفت: وایسا من هنوز حرفمو کامل نکردم من رییسم تو که رییس نیستی .فردا میری سر کار. چنانن جدی گفته بود چند ثانیه با تعجب بهش خیره شدم که یهو با یه صدای بلند زد زیر خنده. _مرضض... فک کردم جدی گفتی اههه . صبح با صدای تیام از خواب پریدم که اماده ایستاده بود دم در اتاقمو میگفت بدوو دیر شد یاعت ۷ و نیمه تا اینو گفت پریدم داخل دستشویی و بعد از انجام عملیات ها سریع رفتن لباس پوشیدم ...

رمان شیرین،مثل عشق پارت چهارم

رمان شیرین،مثل عشق پارت چهارم پدر تیام وارد شد +سلللااام اهل خونه من اومدم. الان فهمیدم تیام به پدرش رفته پر انرژیییی:/ وقتی رسید به ما بلند شدم و سلام کردم . _سلام اقای... به تیام یه نگاه انداختم که که گفت رستگار . رستگار چه فامیلی اشنایی! پدرش رفت لباس عوض کنه که من گفتم دیگه باید برم و بیشتر از این مزاحمتون نمیشم‌. *از زبان تیارا* بعد از کافه که ابتین منو رسوند به ماشینم رفتمم دور دورررر خیلیممم خوش گذشت ولی کاش لیاناهم بود:( . . هووف بلاخرههه رسیدم خونه ...

رمان شیرین،مثل عشق پارت سوم

رمان شیرین،مثل عشق پارت سوم به کافه رسیدیم و یه میز برای نشستن انتخاب کردیم . یه نفر اومد سفارشارو گرفت و من منتظر بودم ابتین حرفشو بزنه. بعد از چند دقیقه دیدم حرفی نمیزنه کلافه شدم و گفتم نمیخوای حرفتو بزنی؟؟؟.....کار دارم باید برم‌. +اوممم.... بله..... میگم الان.... من خیلی از رفتار شما خوشم اومده اممم.... میخواستم ببینم اگه میشه بیشتر باهم اشنا بشیم ..هووف چطور بگم خب .. _لطفا راحت باش و حرفتو بزن + بزار اول درباره خودم بگم .. من اسم که میدونی ابتین نیک خواه ...

رمان شیرین مثل عشق پارت دوم

رمان شیرین مثل عشق پارت دوم

رمان شیرین مثل عشق پارت دوم ساعت ۱۰ صبح بود .گوشیم زنگ خورد لیانا بود. _بنال عزیزم +اول سلام بعد کلام _باش بابا سلاااام بگو +پاشو بیا دنبالمون بریم بیرون پوسیدیم تو خونه بابا اهههه. _دنبالتون ؟؟مگه چند نفرید؟؟؟ +من و ارام جونممم _بیشعووورااا چرا به من نگفتید بیام:(((((( +اووو دیگه گذشت الانم اگه نمیای خودمون میریم. _نه نه میام اماده شید رسیدم زنگ میزنم +اوکی کاری نداری؟ _از اولشم کاری نداشتم بای +بای .......... اماده شدم و به طرف خونه لیا اینا حرکت کردم بعد از حدود ۱۵ دقیقه رسیدم در خونشون و با ...

رمان شیرین،مثل عشق پارت یک

رمان شیرین،مثل عشق پارت یک

رمان شیرین،مثل عشق پارت یک ارام!ارام! نزدیک نشو لعنتی. من کاریت ندارم فقط بروووو ولم کن تروووخداا!! هوی به من دست نزنن کثافتتتت. اخیششش کشتمش.سوسک کثیف-_- اماده شدمو پیش به سوی دانشگاه.اصلا خوشن نمیاد بگم چی پوشیدم به شما چه والا:))) خببب مامان خوابههه و لازم نیست صبحانه بخورمم سوار 206 البالویی قشنگم شدم و یه اهنگ پلی کردم و پیش به سوی دانشگاه و شروع ترم جدید:) (من پرستاری میخونم ) رسیدم و وارد کلاس شدم و واییییی چیزی که میدیدمو باور نمیکردم. اون اینجااا بلند داد زدم ...

رمان آنلاین دلباخته ی یک رویا (پارت 2)

رمان آنلاین دلباخته ی یک رویا (پارت 2) "دایانا" : چشمم رو اروم باز کردم. گلوم میسوخت و احساس سنگینی عجیبی داشتم. دستم رو به سختی اوردم بالا و گلومو لمس کردم ولی فقط به یسری باند خورد دستم و این یعنی باز یه بلایی سرم اومده. سعی کردم بخاطر بیارم. سرم درد میکرد و بدتر از همه درد صورت و گلوم بود در اتاق باز شد و '' ام'' اومد داخل. به سختی لبخند زدم: «حتی جراحت این سری هم کافی نیست تا ...

رمان آنلاین معشوقه ی فراری استاد ف2 پ4

خلاصه کتاب:

همون‌طور که می‌شستم بلند گفتم: فهمیدم شما هم تولد دعوتی. - آره. - میری؟ - شاید. - ولی من میرما. صداش جدی شد. - بری که چی بشه؟ - دعوت کرده زشته که نرم. - لازم نکرده. دندون‌هام‌و روی هم فشار دادم.

رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 7

خلاصه کتاب:

_ نمیدونم .
انگار کسی ازش خبر نداره و پلیس دنبالشه .

_ دختره هرزه بالاخره کار خودش رو کرد .
کاری کرد رایان باهاش فرار کنه و حالا قصد داشت اون رو بکشه .
ببین..

نگاه خشمگینی به ماهرخ انداختم که ادامه حرفش رو خورد .
سرم رو روی میز گذاشتم و سعی کردم ذهنم رو خالی کنم .

#نازگل

کیفم رو برداشتم واز اتاق ببرون رفتم .
نگاهی به مریم انداختم که مشغول درست کردن ناهار بود .

_ من دارم میرم .

به سمتم برگشت و با حالت عصبی بهم گفت :

 

ورود کاربران

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان های آنلاین حامی نویسندگان جوان که کلی امکانات برای نویسنده های جدید داریم و به صورت رایگان هیچ هزینه ای هم از نویسنده دریافت نمیشه بابت خدمات برای اطلاعات بیشتر مارو در اینستاگرام دنبال کنید تنها قانون هم برای نویسنده ها رضایت کاربران میباشد
آخرین نظرات
  • admin : سلام عزیز این رمان ماهیانه یک پارت داره تا بعد امتحانات بعد میشه هفتگی یک پارت...
  • اسما بخشی : سلام کی پارت 10رو میذارین فقط این رمان هفته ای چند پارت گذاشته میشه؟؟...
  • admin : Hello, please follow our Instagram We don't have a newsletter right now, but it...
  • admin : ممنونم عزیز لطفا مارو در اینستاگرام هم دنبال کن...
  • امید : عالی بود...
  • blog : Hello, I desire to subscribe for this website to get latest updates, so where ca...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • admin : لطفا اینستای مارو فالو کنید و از اونجا با ما در ارتباط باشید اگر مشگلی بود...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • محدثه : پارت 9 کی میاد؟؟؟؟...
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده