| Saturday 24 October 2020 | 12:28
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان انلاین جرم عاشقی پارت5

خلاصه کتاب:

پروا یک دختره نویسنده و روانشناسه که سال ها به خارج از ایران تبعید شده. 

بعد سال ها برمیگرده ایران و اتفاقات غیرمنتظره ای براش اتفاق می افته که....

رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 8

رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 8 بطری چرخید و فلش به سمت سعید رفت، خاطره پوزخندی‌زد. - خب پسر خاله جرئت یا حقیقت؟ - جرئت. - موهات رو بزن. - چی موهام رو بزنم؟! - عه شعید خودت گفتی جرئت موهات رو بزن دیگه. - عه سعید محسن راست می‌گه موهات رو بزن. - اما مهناز جوون همه دخترا کشته مرده موهامن چجوری کچل کنم؟ آقا علی‌یاس عصاش رو برداشت و به زمین ضربه زد. - سعید کچل کن. - باشه. محسن بلند شد و یه ماشین سر آورد ...

رمان آنلاین مال من باش پارت 14

رمان انلاین مال من باش پارت 14 همراهای عزیزم سلام . با یه پارت دیگه همراهتون هستم امیدورام لذت ببرید . نظرات و پینهادات فراموشتون نشه . رفتم تو خونه و بلند سلام کردم که با چیزی که رو به روم دیدم به معنای واقعی کپ کردم . چند ثانیه توی شک بودم و دهنم اندازه غار علیصدر باز بود که سریع خودمو جمع و جورکردم و جیغ کوتاهی از سر خوشحالی و هیجان کشیدم و داد زدم : -مادرجــــــــونــــــــن و پریدم بغلش . -قربونت ...

  • 5 روز پيش
  • parnian ebtekar
  • 3,402 بازدید
  • یک نظر
رمان آنلاین دروغی با طعم زندگی پارت4

رمان آنلاین دروغی با طعم زندگی پارت4 (سپهر)   روی تختم نشسته بودم و پمادی که نفیسه داده بود رو تو دستم می چرخوندم .چی باعث شد باهاش از مادر حرف بزنم؟ ،چی باعث شد انقدر این دختر جذب کننده باشه؟ وقتی داشت دستمو می بست نگاهش می کردم مثل مادرا برای پسرش نگران شده بود. نگرانی ای که برای من تازگی داشت.  فردای اونروز تا غروب از نفیسه خبری نداشتم ،دیگه عادت کرده بودم تو فکرم با اسم کوچیک صداش کنم ،یه ...

فصل دوم رمان نگار پارت 1

فصل دوم رمان نگار پارت 1

فصل دوم رمان نگار پارت 1 داشتم به عکسایی که گرفته بودم نگاه میکردم، که با صدای زنگ گوشیم به خودم اومدم آسمان بود .خواستم جواب بدم که مادرم اومد _پاشو بیا ناهار +الان میام به آسمان اس ام اس دادم که مادرم اومد بعد ناهار خودم بهت زنگ میزنم. گوشی رو گذاشتم رو میز و رفتم ناهار بخورم. _مامان باز چی شده تو فکری ،چیزی یادت افتاده؟ _نه هیچی مادرم 16یا17سالی میشه تقریبا از وقتی من به دنیا اومدم حافظشو از دست داده و هیچی یادش نمیاد ...

  • 5 روز پيش
  • shbnmzm
  • 1,890 بازدید
  • 2 نظر
رمان آنلاینMiss sun shine_ پارت7

خلاصه کتاب:

مرا اینگونه نبین! اگر سختم!   اگر محکم و استوارم !  غمی دارم.... مرا از درد نترسان! ،بیمی نیست! من زاده ی دردم! درمانی  برایم نیست! من  گناه قتل برادر به گردن دارم! مرا از رانده شدن از بهشت نترسان من فرزند دوزخم!

 

داستان کوتاه تلافی

داستان کوتاه تلافی

داستان کوتاه تلافی تلافی به چشای مشکیش نگاه کردم، چشاش شبیه چشای علی بود. علی که وجودم رو ازم گرفت، داداشم و نور چشمم رو دار و ندارم و چید. علی که با سهل انگاریش گل هفت سالم رو پر پر کرد؛ چشام خون شد رگای گلوم بیرون اومدن به سمت تازیانه رفتم و دستم رو مشت کردم و کوبیدم توی شیشیه پنجره. صدای شکستن شیشه که بلند، صدای گریش زیاد شد. - محمد خوبی؟ - خفه شو اسمم رو نیار! به سمتم اومد و دستم رو به ...

  • 7 روز پيش
  • Arshida557
  • 1,323 بازدید
  • یک نظر
رمان آنلاین تاوان عشق کودکی پارت 4

رمان آنلاین تاوان عشق در کودکی پارت 4 با حالت دو به طرف آشپزخونه دویدم..... ماما......با دیدن بابا،با لباس مشکی در حال آشپزی،ناخودآگاه ادامه حرفم رو خوردم چرا بابا داره آشپزی میکنه؟؟!!...بی اختیار نگاهم به طرف پایین اپن کشیده شد و صحنه ای که توش مامان،روی زمین افتاده بود،از جلو چشمام رد شد......سریع سرم رو به چپ و راست چرخوندم.......اون یه خواب بود......مطمعنم فقط یه خواب بود..... سعی کردم فراموشش کنم.......بابا که حالا فهمیده بود،من از خواب بیدار شدم و اومدم ...

رمان انلاین ناکامان پارت ۱۱

خلاصه کتاب:

مهتا وارد زندگی جراحی به نام مهرداد میشود و میفهمد که بااین کار وارد بازی ای شده که جان خودش و اطرافیانش را به خطر انداخته است.

رمان آنلاین خلاف جهت پارت چهارم

رمان انلاین خلاف جهت پارت چهارم با اینکه دلم نمی خواست باهاش موافقت کنم ولی لبخند آرامش بخشی بهش زدم و گفتم:- باشه. هرچی تو بگی. اونم متقابلا لبخند دندون نمایی زد.- برای امتحان فردا تمرین کردی؟ سری به نشونه نه تکون داد و با صورتی جمع شده گفت:- من از معجون سازی متنفرم. اخه همیشه معجون هام رو خراب می کنم. - خب تو ورد رو به درستی نمی خونی و به اندازه کافی مواد رو اونجا نمی گذاری. لب هاش و جمع کرد ...

  • 8 روز پيش
  • ایانا
  • 2,187 بازدید
  • یک نظر
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.