| Saturday 8 August 2020 | 17:24
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
رمان انلاین ناکامان پارت۲

خلاصه کتاب:

سال ها تلاش کردم تا آخرین رشته های پیوندی که به خانواده ام میرسید را مخفی کنم..میخواستم راز بزرگی که هیچ وقت بلند نگفته بودمش را مخفی کنم..
اخر گفتنش چه فایده ای داشت؟چیزی را که عوض نمیکرد..حال من را که خوب نمیکرد..
و اما بعد از بیست سال، درست زمانی که تصمیم گرفتم زندگی کنم راز سر به مهر شده داشت سر باز میکرد..
و من تنها کسی بودم که میدانستم با آشکار شدنش چه جان هایی ممکن است در خطر باشد..

رمان آنلاینEros پارت12

خلاصه کتاب:

پارمین خواهر کوچکش را از خانه ناپدریش بیرون می آورد چند روز بعد مردی را در شرکت میبیند که....

رمان گودال عشق _پارت ۴

رمان گودال عشق پارت ۴ صدای نعره ی كامیار از تو اتاقش پرده ی گوشمو لرزوند و از سرفه های شدیدم اشک به چشمام نشست... -نورااااااااااااااااااااااااااا... دستمو روی دهنم گذاشتم و با ترس تو درگاه اشپزخونه ایستادم.. با بالاتنه برهنه و همون شلوار پارچه ای بیرونش اومد تو سالن و نگاهم که به صورتش افتاد بیشتر ترسیدم... چشماش غلتان خون شده بود و صورتش به کبودی میزد.. رگ گردن و پیشونیش بیرون زده بود و قیافه اش خیلی ترسناک شده بود.. یه قدم رفتم عقب و با ...

رمان آنلاینEros پارت11

خلاصه کتاب:

پارمین خواهر کوچکش را از خانه ناپدریش بیرون می آورد چند روز بعد مردی را در شرکت میبیند که...

رمان انلاین تاوان پارت 2

خلاصه کتاب:

رمان درمورد دختری به نام نیلوفره که در کودکی به علت یک اتفاق میشه عروس خونبس و حالا بعد سال ها میفهمه و باید بشه عروس خاندان نامدار در این میان دختری وارد زندگیش میشه که...

رمان شیرین مثل عشق پارت بیست و پنجم

رمان شیرین مثل عشق پارت بیست و پنجم بابا: خب بیاید توضیح بدید چی شده. تیام چرا اومده ایران؟؟ تیام همه چیزو برای بابا تعریف کرد. مامان و بابا خیلی خوشحال شدن. که تیام گفت: بزار یه چیز دیگه هم بگم. _بگووووو. تیام: باشه چرا جیغ میزنی؟ من چون خیلی عجله داشتم زودتر رفتم فرودگاه و فهمیدم یه پرواز دیگه هست که نیم ساعت زودتر میرسه‌. اونم خیلی بود! کلی التماس کردم که بزارن من با این هواپیما بیام. ولی میگفتن که کسی بلیطشو ...

رمان آنلاین من الکساندرام پارت پنجم

رمان آنلاین الکساندرام پارت پنجم موهایم را از چنگال هایش جدا کرد و با اشاره اش من و چندین دختر به دنبالش کشیده شدیم. همانطور که پشت سرش به راه افتاده بودیم نگاهی هم به اطراف انداختم. دیوار های بسیار بلندی که از همگی آنها محافظت میشد و متشکل از چندین حیاط تو در تو،با تالار ها و اتاقک های گوناگون...حدسش زیاد سخت نبود.حرمسرا؟! _دایه:حرمسرا جایی که تو از اون جا به اوج قدرت میرسی...یادت باشد که سیاست جزئی از کار تواست...کوچکترین اشتباه باعث ...

رمان آنلاین من الکساندرام پارت دوم

رمان آنلاین الکساندرام پارت دوم از زبون  "سولینا" صدای بهم کوبیدن در اتاق باعث شد کمی تو جام جا به جا بشم: _قابله:پاشو ابراهیم...امروز پیکی قرار از طرف پدرت برسه...پاشو گفتم. چشمام بسته بود ولی تموم خواهشم رو توی صدام ریختم: _دایه ...جون ابراهیم بزار بخوابم...هنوز بدنم بخاطر تمرینات رزمی درد میکنه.... وقتی صدایی ازش نیومد فکر کردم بیخیال شده رفته ولی با حس خفگی که بهم دست داد سیخ سرجام نشستم و درحالی که پشت هم پلک میزدم به دایه که با بدجنسی جام اب ...

رمان آنلاین داستان یک زندگی پارت ۲

رمان آنلاین داستان یک زندگی پارت۲   مامان دستشو به نشونه ی سکوت بالا آورد و گفت:_بچه ها یه لحظه ساکت،خب شما چی بهش گفتی حسین آقا _همون حرفایی که شما به خواهرت گفتی,گفتم دخترمن داره درس میخونه ،فعلا به ازدواج فکر نمیکنه _خب ؟!_همین دیگه ،اخرشم گفت من دست بردار نیستم بازم میام ،اینقدر میرم و میام تا راضی بشین داوود سرشو به اطراف تکون دادوگفت:_اینم توسرش به جامغز گچه ها زهره که تااون لحظه ساکت بود،گفت:_چی پیش خودش فکر کرده ...

رمان آنلاین تپش پارت 3

رمان آنلاین تپش پارت 3

رمان آنلاین تپش پارت 3 رژ قرمز اما ملایم رنگم رو روی لب هام میکشم و با به خودم خیره میشم . چشمم به پایین موهام که رنگشون کردم میوفته و شیطون میخندنم ، به ساعت نگاه میکنم که به 7 نزدیک تر میشه و دل من هم بی قرار تر از قبل . کیفم رو دستم میگیرم و بیرون میام از خیابون میگذرم و با ناز و قر همیشگی توی پیاده رو قدم میزنم . اما ناگهان دستی منو به سمت کوچه ی جلویی میبره و رو ...

  • 8 روز پيش
  • فاطمه پاپی
  • 4,104 بازدید
  • یک نظر
مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • zahra : قربانت :) عید شماهم مبارک...
  • اسمابخشی : کی میزارین پارت12...
  • مینا دادرس : فداتشم 🌹🌹🌹 عیدتونم مبارک...
  • zahra : مرسی ازت...
  • مینا دادرس : سلام نازنین ممنون از تو که وقت میزاری؛ خوشحالم که راضی بودی گلم🙏🌹🌹...
  • سما : سلاام عزیزم واایی خیلی عالی می نویسی. من هم الکساندرا دنبال می کنم هم خانه ای رو...
  • fatiii : سارای عزیزم عالیییییییی همیشه موفق 💪🏻 🥰😘😘😘😘😘👏👏...
  • سارا جمشيديان : نازی باریک...
  • مینا دادرس : ممنون از تو که وقت گزاشتی برای خوندن... و خوشحالم راضی بودی نازنین♡♡♡...
  • سارا جمشيديان : نگار جان عالی 💝...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.