| Wednesday 12 August 2020 | 10:03
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
رمان گودال عشق _پارت ۵

تازه متوجه چهرش ميشم كه شباهت خيليخيلي زيادي به كاميار داره   پسره مياد جلو كه از ترس يه قدم ميرم عقب _اقا دارين چيكار ميكنين ؟!!!   حالًا من نميدونم اين مرتيكه كه كليد داشت چرا داشت پدر ايفونرو در مياوورد   _هه دوس دخترشي نه ؟ نميدونستم با هرزه ها زندگي ميكنه   _مواظب حرف زدنتون باشين اقااا   همون لحظه كاميار با عجله و تند وارد خونه ميشه و با هول اسمموصدا ميزنه _نورااا با ديدنش بي اختيار  دلم گرم شد و احساس امنيت كردم   ..   نمی دونم چرا یه حسی داشتم ...

رمان انلاین ناکامان پارت۲

خلاصه کتاب:

سال ها تلاش کردم تا آخرین رشته های پیوندی که به خانواده ام میرسید را مخفی کنم..میخواستم راز بزرگی که هیچ وقت بلند نگفته بودمش را مخفی کنم..
اخر گفتنش چه فایده ای داشت؟چیزی را که عوض نمیکرد..حال من را که خوب نمیکرد..
و اما بعد از بیست سال، درست زمانی که تصمیم گرفتم زندگی کنم راز سر به مهر شده داشت سر باز میکرد..
و من تنها کسی بودم که میدانستم با آشکار شدنش چه جان هایی ممکن است در خطر باشد..

رمان آنلاینEros پارت12

خلاصه کتاب:

پارمین خواهر کوچکش را از خانه ناپدریش بیرون می آورد چند روز بعد مردی را در شرکت میبیند که....

رمان گودال عشق _پارت ۴

رمان گودال عشق پارت ۴ صدای نعره ی كامیار از تو اتاقش پرده ی گوشمو لرزوند و از سرفه های شدیدم اشک به چشمام نشست... -نورااااااااااااااااااااااااااا... دستمو روی دهنم گذاشتم و با ترس تو درگاه اشپزخونه ایستادم.. با بالاتنه برهنه و همون شلوار پارچه ای بیرونش اومد تو سالن و نگاهم که به صورتش افتاد بیشتر ترسیدم... چشماش غلتان خون شده بود و صورتش به کبودی میزد.. رگ گردن و پیشونیش بیرون زده بود و قیافه اش خیلی ترسناک شده بود.. یه قدم رفتم عقب و با ...

رمان آنلاینEros پارت11

خلاصه کتاب:

پارمین خواهر کوچکش را از خانه ناپدریش بیرون می آورد چند روز بعد مردی را در شرکت میبیند که...

رمان آنلاین تپش پارت 3

رمان آنلاین تپش پارت 3

رمان آنلاین تپش پارت 3 رژ قرمز اما ملایم رنگم رو روی لب هام میکشم و با به خودم خیره میشم . چشمم به پایین موهام که رنگشون کردم میوفته و شیطون میخندنم ، به ساعت نگاه میکنم که به 7 نزدیک تر میشه و دل من هم بی قرار تر از قبل . کیفم رو دستم میگیرم و بیرون میام از خیابون میگذرم و با ناز و قر همیشگی توی پیاده رو قدم میزنم . اما ناگهان دستی منو به سمت کوچه ی جلویی میبره و رو ...

  • 12 روز پيش
  • فاطمه پاپی
  • 4,293 بازدید
  • یک نظر
رمان آنلاینEros پارت10

خلاصه کتاب:

پارمین خواهر شیطونش را از خانه ناپدریش بیرون می آورد چند روز بعد مردی را در شرکت میبیند که...

رمان آنلاینEros پارت9

خلاصه کتاب:

پارمین خواهر شیطونش را از خانه ناپدریش بیرون می آورد چند روز بعد مردی را در شرکت میبیند که...

رمان آنلاینEros پارت8

خلاصه کتاب:

پارمین خواهر شیطونش را از خانه ناپدریش بیرون می آورد چند روز بعد مردی را در شرکت ملاقات میکند که...

رمان آنلاینEros پارت7

خلاصه کتاب:

پارمین خواهر شیطونش را از خانه ناپدریش بیرون می آورد چند روز بعد مردی را در شرکت میبیند که....

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.