برچسب: #رمان طنز

رمان آنلاین تپش پارت 5 نگاهش بین چشمام میچرخه و میگه : امروز که رفتمخونه ، فقط کافی بود تا یکم فکر کنم و بعد به ایننتیجه برسم که اگه من آران باشم پس واسه محافظت    از جوونهِ دونه  ای که تازه کاشتم از جونمم مایه میزارم !آوات ، یه روزی بخاطر مامانم جون بقیه […]