| Wednesday 12 August 2020 | 10:13
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
رمان گودال عشق _پارت ۵

تازه متوجه چهرش ميشم كه شباهت خيليخيلي زيادي به كاميار داره   پسره مياد جلو كه از ترس يه قدم ميرم عقب _اقا دارين چيكار ميكنين ؟!!!   حالًا من نميدونم اين مرتيكه كه كليد داشت چرا داشت پدر ايفونرو در مياوورد   _هه دوس دخترشي نه ؟ نميدونستم با هرزه ها زندگي ميكنه   _مواظب حرف زدنتون باشين اقااا   همون لحظه كاميار با عجله و تند وارد خونه ميشه و با هول اسمموصدا ميزنه _نورااا با ديدنش بي اختيار  دلم گرم شد و احساس امنيت كردم   ..   نمی دونم چرا یه حسی داشتم ...

رمان گودال عشق _پارت ۴

رمان گودال عشق پارت ۴ صدای نعره ی كامیار از تو اتاقش پرده ی گوشمو لرزوند و از سرفه های شدیدم اشک به چشمام نشست... -نورااااااااااااااااااااااااااا... دستمو روی دهنم گذاشتم و با ترس تو درگاه اشپزخونه ایستادم.. با بالاتنه برهنه و همون شلوار پارچه ای بیرونش اومد تو سالن و نگاهم که به صورتش افتاد بیشتر ترسیدم... چشماش غلتان خون شده بود و صورتش به کبودی میزد.. رگ گردن و پیشونیش بیرون زده بود و قیافه اش خیلی ترسناک شده بود.. یه قدم رفتم عقب و با ...

رمان انلاین تاوان پارت 2

خلاصه کتاب:

رمان درمورد دختری به نام نیلوفره که در کودکی به علت یک اتفاق میشه عروس خونبس و حالا بعد سال ها میفهمه و باید بشه عروس خاندان نامدار در این میان دختری وارد زندگیش میشه که...

رمان گودال عشق_پارت ۳

خلاصه کتاب:

نورا دختری تنها و بی کس که گیر یه مشت آدم ظالم و بی رحم میفته  درست زمانی که احساس تنهایی میکنه یکی پیدا میشه که کنارش باشه و تنهاییشو پر کنه

رمان‌آنلاین‌دست‌سرنوشت‌پارت26الی40_به‌قلم‌کیمیا‌عیوضی

رمان‌آنلاین‌دست‌سرنوشت‌پارت26الی40 پارت26اززبان‌رها چیزی نگفت اروم اروم رفتم سمت ارتین چون پشتش به مابود مارو نمیدیدرسیدم بهش وقتی خودشو بالاکشیدو دوباره اومد پاییم دستمو بردم رو پهلوهاش و قلقلکش دادم از ترسش یه داد کشیدو میله رو ول کرد وپخش زمین شدصدای خنده ی اروشا بلند شدخودمم خندم گرفته بودهمینجوری داشتیم میخندیدیم که ارتین باحرص بلندشدو یه قدم به سمتم ورداشت منم متقابلا یه قدم به عقب ورداشتم آروشا اومد وکنارم ایستادقیافه ی ارتین خیلی ترسناک شده بود مثه این گاوایی که پارچه قرمزمیبینن ...

رمان آنلاین تپش پارت 2

رمان آنلاین تپش پارت 2

رمان آنلاین تپش پارت 2 با اخم میگه : عوض تشكرته نمک نشناس ؟با ناراحتی میگم : آخه از درسمم جا موندم !!!سرش رو میچرخونه و میگه : بیا بی حرف دنبالش راه میوفتم که روی صندلی میشینه و دستش رو به کنارش میزنه و میگه : بیا بشین کنارش میشینم و ازم میپرسه : سال چندمی لبخند میزنم و میگم : کلاس دهمم میخنده و با دستش روری بینی ام ضربه میزنه و میگه : پس هنوز خیلی بچه ای ...

رمان‌دست‌سرنوشت‌پارت16الی25_به‌قلم‌کیمیاعیوضی

رمان‌دست‌سرنوشت‌پارت16الی25_به‌قلم‌کیمیاعیوضی پارت16اززبان ‌آروشا دیشب که خونه ی اقای سالاری واس منورها زهرمارشد ولی امروز تصمیم گرفتیم بارهابریم یه دوری بزنیم ساعت6عصربود…داشتیم حاظرمیشدیم یه مانتوی مشکی نسبتا بلند پوشیده بودم که جلوش بازبود وپشتش حروف انگلیسی داشت…زیر مانتوم یه بلیز مشکی پوشیده بودم باشلوار جین ابی روشن که زانو هاش پاره پاره بود شال مشکیمو سرم کردم ورژکالباسی کم رنگ ورداشتم رولبای گوشتیم کشیدمش….به چشای ابیم که تواون همه ریمل مخفی شده بود وقشنگ ترشده بود نگاه کردم ابروهام که از اول تمیزو دخترونه بود و لازم نبود هی ب خاطرشون ارایشگاه ...

رمان آنلاین تاوان عشق کودکی پارت 2

رمان آنلاین تاوان عشق کودکی پارت 2

خلاصه کتاب:

دختری که به واسطه پدرش درگیر یک سری اتفاقات میشه که برای اون لحظاتی راز آلود، هیجانی،عاشقانه و ترسناک در پی دار

  • 28 روز پيش
  • سحر باقری
  • 7,830 بازدید
  • 2 نظر
رمان انلاین تاوان پارت 1

خلاصه کتاب:

رمان درمورد دختری به نام نیلوفره که در کودکی به علت یک اتفاق میشه عروس خونبس حالا پس از سال ها میفهمه و باید بشه عروس خاندان نامدار و در این میان دختری وارد زندگیش میشه

رمان شیرین مثل عشق پارت بیست و چهارم

رمان شیرین مثل عشق پارت بیست و چهارم   بردمش داخل اتاقش و موندم تا بخوابه.. رفتم داخل اتاقم دراز کشیدم رو تخت به پس فردا فکر میکردم.. دوری از تیام خیلی برام سخته... لیانا گناه داره:(خیلی سریع و یهویی شد.. کاش درستبشه.... ..فردا باید بعد از چند روز میرفتم دانشگاهلیانا هم باید میبردم.. اونم نرفته بود این چند روز.. از لیانا که پرسیدم درس مهمی نداشتیم فقط دوره بود برای امتحاناتاستادا هم حضور غیاب نمیکردن...*‌‌‌ اززبون لیانا *با بی حوصلگی لباس ...

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.