برچسب: رمان صحنه دار

رمان فراموشی عشق

+5 رمان انلاین فراموشی عشق پارت 12 _قربان باور کنین ما هم گیج شدیم وای فکر کردیم شما میدونین چیکار کنیم حالا؟ یعنی چی؟ منظورت اینه این دختر همون دختری که با کارن بود؟ همون که شما اوردین خونه؟ گوشی بدین به من زنگ بزنم هلیا ببینم. با هلیا تماس گرفتم اون خونه خالش بود […]

به شرط عشق

+7 بعد از خوندن پارت برای حمایت کردمون پارت رو لایک کنید و اگه دوست داشتید لایکمون کنید❤️#part_10 #آسمان یک هفته از روز فرستادن محموله ها میگذره و همه چی در آرامش به سر میبره کارای شرکت هم همین طور. تو کافه مجتمع همراه با نیلو منتظر سفارشامون نشسته بودیم که سنگینی نگاهی رو حس […]

رمان فراموشی عشق

+2 رمان انلاین فراموشی عشق پارت11 وایی نگو نه نمیخوام. _پس سریع انجام بده کاراتو. باشه مرسی که هستی. _خواهش میکنم باید قطع کنم بعدا تماس میگیرم حرف میزنیم خدافظ مراقب خودتم باش گلم فعلا. خدافظ. هوووف کارن امروز خیلی عصبی مثل برج زهر ماره اصلا نمیشه سمتش رفت حالا باید چیکار کنم. صبر کن […]

رمان دست سرنوشت

+1 رمان‌ آنلاین‌ دست‌ سرنوشت‌ پارت111الی 140به‌ قلم‌ کیمیا‌ عیوضی پارت_111از_زبان_آروشا رها میگم بریم کارت عروسی ببینیم فردا دوباره میاییم لباس عروسی ببینیم نظرتون؟ اروین :چیییییی فردا؟ینی الان تموم نمیشه خرید رها:وا ساعت 3شد به نظرت تموم میشه حالا هیچی هم‌نخریدی جز گوشت گربه خوبه والا آرتین :بحث نکنید بگید کجا بریم _برو ب سمت […]

IMG ۲۰۲۰۰۹۰۶ ۲۱۲۹۲۶

+1 رمان آنلاین خلاف جهت پارت ششم   – حالت خوبه پسر؟ من رو خیلی نگران کردی!نفسی کشید و با نگرانی پرسید گفت:– رئیس چه اتفاقی افتاد؟ برایان چیزیش نشد؟ – چطور مگه؟ باید چیزیش بشه؟ اصلا بگو ببینم چه اتفاقی افتاد.– من داشتم روی برایان تست نفوذ ذهن انجام می دادم تا اگه شرایطش […]

به شرط عشق

رمانی کاملا متفاوت که امیدوارم از خوندن تک تک پارت ها لذت ببرید🌻

خـلاصـه:داستان درمورده دوتا خواهره به اسم های آیلین و آسمان که آسمان توی شرکت مُد کار میکنه و‌ آیلین هم عکاس به نامیه.
همه چی خوب بود تا روزی که آیلین وارد شرکت مُد میشه.
از اون روز به بعد زندگی به ظاهر آرومشون بهم میریزه و خیلی از راز ها فاش میشه که دونستنش خیلی از افراد رو متعجب میکنه🤩

ژانـر:عاشقانه~هیجانی~معمایی~رازآلود~سکـسی

به شرط عشق

+4 رمان آنلاین به شرط عشق پارت 8   بعد از خودن پارت برای حمایت مارو لایک کنید و اگه دوست داشتید واسمون کامنت بزارید❤️ part_8 دیگه داشت نفسم بند میومد که محسن آروم ازم جدا شد.نفس عمیقی کشیدم.هنوزم بدنم از اون بوسه داغ بود. آروم لای پلکامو باز کردم.نگاه همه روی ما بود. دوباره […]

رویای حقیقی

رمان تخیلی که دختری روحش وارد جسم یه دختر از دوره هخامنش میشه…

×

سلام !

من مدیر سایت هستم و منتظر کمک به شما سوالی دارید مشگلی دارید به من بگید  ...

× سوالتو از من بپرس