برچسب: رمان جذاب

رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 15

+8 رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 15 رها محکم گیج گاهی های سرم رو گرفتم و فریاد زدم. – آخه چرا من….؟ هنوز حرفم تموم نشده بود که صدای بابام رو شنیدم. – این دختره معلوم چه مرگشه؟ – نه انگار حالش یکم بده قرص هاشو که بهش بدم تا غروب می […]

پسرمغرور ودختر شیطون

+16 رمان آنلاین پسر مغرور دختر شیطون پارت۹ همون شماره. دوست شادی بود جواب دادم آرشام: بله دختره:. فک نمیکردم شادی رو به این زودی بکشی و حتی دنبالم نیا آرشام: منظورت چیه دختره: شادی زنده هست با حرفی محکم زدم رو ترمز و گوشه ای پارک کردم تند تند نفس می‌کشیدم گوشی رو کنار […]

رمان فراموشی عشق

+5 رمان انلاین فراموشی عشق پارت 12 _قربان باور کنین ما هم گیج شدیم وای فکر کردیم شما میدونین چیکار کنیم حالا؟ یعنی چی؟ منظورت اینه این دختر همون دختری که با کارن بود؟ همون که شما اوردین خونه؟ گوشی بدین به من زنگ بزنم هلیا ببینم. با هلیا تماس گرفتم اون خونه خالش بود […]

رمان ناکامان

رمان انلاین ناکامان پارت ۱۴ مهتا چشم هایم را روی هم فشار دادم تا متوجه نشوند بیدارم. حس میکردم اگر چشم هایم را باز کنم اوضاع را هم برای آنها ،هم برای خودم سخت میکنم. از همان اول که آن یکیشان داد زده بود بیدار شده بودم. بالاخره بیرون رفت. از صدا ها متوجه شدم […]

به شرط عشق

+7 بعد از خوندن پارت برای حمایت کردمون پارت رو لایک کنید و اگه دوست داشتید لایکمون کنید❤️#part_10 #آسمان یک هفته از روز فرستادن محموله ها میگذره و همه چی در آرامش به سر میبره کارای شرکت هم همین طور. تو کافه مجتمع همراه با نیلو منتظر سفارشامون نشسته بودیم که سنگینی نگاهی رو حس […]

پسرمغرور ودختر شیطون

+6 رمان آنلاین پسر مغرور دختر شیطون پارت۸ شادی: میشه  حرف بزنید عمو فرهاد: کینه عمت از همون موقع شروع شد یه باره در باز شد  علی وارد شد علیم پوزخندی زد که دندان هایه  زشتش  خودشو نشون داد علی:  بابا میخوام   با زنم تنها حرف بزنم برق اشک رو تو چشمایه  عمو حس کردم […]

رمان فراموشی عشق

+2 رمان انلاین فراموشی عشق پارت11 وایی نگو نه نمیخوام. _پس سریع انجام بده کاراتو. باشه مرسی که هستی. _خواهش میکنم باید قطع کنم بعدا تماس میگیرم حرف میزنیم خدافظ مراقب خودتم باش گلم فعلا. خدافظ. هوووف کارن امروز خیلی عصبی مثل برج زهر ماره اصلا نمیشه سمتش رفت حالا باید چیکار کنم. صبر کن […]

رمان ناکامان

رمان انلاین ناکامان پارت ۱۳ مهتا کلید انداختم و در اتاق را باز کردم. چراغ را روشن کردم و کیفم را روی تخت پرت کردم.اعصابم خورد بود. به کاپشن مهرداد که بهار روی چوب لباسی اویزانش کرده بود نگاه کردم. چون فکر کرده بود امروز مرخصی هست،صبح نبرده بود بیمارستان که پسش بدهد. نگاهم را […]

IMG ۲۰۲۰۰۹۰۶ ۲۱۲۹۲۶

+1 رمان آنلاین خلاف جهت پارت پنجم از شدت حرص و عصبانیت چشم هاش به قرمزی می زد. من هم برای اینکه بیشتر عصبی بشه لبخند حرص دراری زدم که یهو با دستاش من رو به عقب هول داد و چون خیلی ناگهانی این کار رو انجام داد نتونستم از خودم دفاع کنم و روی […]

پسرمغرور ودختر شیطون

+9 رمان آنلاین پسر مغرور دختر شیطون پارت ۷ ارشام تو پذیرایی نشسته بود بدون توجه بهش به سمت پله ها رفتم که با صدایه کفشام سرشو بالا اورد بلند شد امد طرفم بازومو کشید ارشام: کدوم گوری بودی هان شادی: به تو چه ارشام داد زد: شادی منو سگ نکن میگم کدوم گوری بودی […]

×

سلام !

من مدیر سایت هستم و منتظر کمک به شما سوالی دارید مشگلی دارید به من بگید  ...

× سوالتو از من بپرس