سرزمین رمان آنلاین
با ما همراه باشید با رمان های آنلاین روز دنبا بهترین رمان هایی که در جهان دارن نوشته میشن…
دانلود اپلیکیشن

سلام دوستان عزیز روی عکس بالا کیلیک کنید و اپلیکیشن سایتو دانلود کنید و راحت تر تمام رمان های سایتو مطالعه کنید.

روی تصویر کیلیک کنید و مارو در اینستاگرام دنبال کنید
رمان آنلاین خنده های خواب و بیدار پارت اول

رمان آنلاین خنده های خواب و بیدار پارت اول باز با صدای خنده های ترسناک ،خنده هایی که اسممو با حالت نفرین و چندشی تکرارمیکرد« آیسوووو».. از خواب پریدم نفس نفس میزدم دستی روی صورتم‌ کشیدم از ترس زیاد عرقم زده بود بدنم میلرزید ، سرمو به تاج تخت تکیه دادم پاهامو هول دادم توی شکمم و خواستم دوباره خوابمو با چشمای بسته یادآوری کنم خوابی که بیشتر اوقات میبینم، صداهای خنده یک‌دختر جوان که خبیثانه بود و همراهش کلمات رمزآمیزی رو ...

رمان آنلاین معشوقه ی فراری استاد ف2 پ4

خلاصه کتاب:

همون‌طور که می‌شستم بلند گفتم: فهمیدم شما هم تولد دعوتی. - آره. - میری؟ - شاید. - ولی من میرما. صداش جدی شد. - بری که چی بشه؟ - دعوت کرده زشته که نرم. - لازم نکرده. دندون‌هام‌و روی هم فشار دادم.

رمان آنلاین دانشجوی شیطون بلا (ف2)(پ4)

خلاصه کتاب:

از انباری منحوس که بیرون اومدیم برعکس انتظارم که الان باز تو حیاط بازخواستمون میکنه عزیز به طرف عمارت راه افتاد و بلند خطاب بهمون گفت : _دنبالم بیاید ! توی سکوت و با ترسی که توی دلم خونه کرده بود دنبالش راه افتادیم که در سالن رو باز کرد و داخل شد  

رمان آنلاین دانشجوی شیطون بلا (ف2)(پ3)

خلاصه کتاب:

دیگه اشتهام کور شده بود و با وجود ضعف و شکم خالیم بازم نمیتونستم چیزی بخورم ، با غذای تو بشقابم بازی میکردم که خاتون صدام زد : _چرا نمیخوری دخترم ؟! لبخند مصنوعی روی لبهام نشوندم _میخورم !  

رمان آنلاین دانشجوی شیطون بلا (ف2)(پ2)

خلاصه کتاب:

چند ثانیه بی حرکت موندم و با فکر به اینکه حتما توهم زدم بی تفاوت شونه ای بالا انداختم و بار دیگه نگاهی به کیف توی دستم انداختم و با لذت تموم پولاش رو بیرون آوردم و کیف تقریبا خالی رو گوشه خیابون انداختم

با نیش باز پولا رو توی جیب مانتو کهنه تنم فرو بردم و به عقب چرخیدم تا زودتر سر خیابون برم و ماشین بگیرم

 

 

رمان آنلاین دانشجوی شیطون بلا (ف2)(پ1)

رمان آنلاین دانشجوی شیطون بلا (ف2)(پ1) "زمان حال " " نازلــــی " جلوی چشمای خمار از شهوت استاد آراد نجم ، مجبور بودم لبخند بزنم تا به چیزی شک نکنه اونم لبخندی از جنس درد! دردی که فقط خودم تلخیش رو حس میکردم لبخندم رو بوسید با شهو..ت و عشقی که توی چشماش موج میزد کنار گوشم آروم زمزمه کرد : _ خیلی سک..سی و هاتی توله ! لبشو از گوشم تا چونه ام نوازش وار کشید ،با حس داغ و خیسی لباش سرمو به عقب ...

رمان آنلاین دانشجوی شیطون بلا آخر

خلاصه کتاب:

بعد از اینکه گوشی رو قطع کردم خسته روی تخت دراز کشیدم و به سقف زُل زدم تمام مدتی که با جان حرف می زدم و من فقط شنونده بودم و اون یکسره از خودش میگفت از اینکه پشیمونه و یه طورایی میخواد با من وارد رابطه بشه ،ولی من در سکوت به حرفاش گوش میدادم و حرفی برای گفتن نداشتم  

رمان آنلاین دانشجوی شیطون بلا 9

خلاصه کتاب:

دستاشو دور گردنم حلقه کرد وهمونطوری که ریز ریز میخندید گفت: _چی باشه ؟؟ زبونی روی لبهام کشیدم و همونطوری که سرمو پایین میبردم آروم لب زدم : _یعنی بیا ! ابروی بالا انداخت و با خنده گفت :  

رمان آنلاین دانشجوی شیطون بلا 8

خلاصه کتاب:

سرم رو تکون دادم و از لجش با خنده بلند گفتم : _آره نمیدونی چه حالی داد ! با این حرفم به قدری عصبی شد که صورتش از خشم قرمز شد یکدفعه با پشت دست چنان محکم به دهنم کوبید که حس کردم از برخورد لبه تیز انگشترش با لبم سوزش زیادی توی صورتم پیچید .

رمان آنلاین دانشجوی شیطون بلا 7

خلاصه کتاب:

سرمو توی موهاش فرو بردم و عطرشون رو عمیق نفس کشیدم بلکه خوابم ببره ولی بی فایده بود ، به قدری سر درد داشتم و میگرنم عود کرده بود که خوابم نمیبرد ، با درد دستی به چشمام کشیدم و پلکامو روی هم فشار دادم. دستامو از دور نورا باز کردم و درحالی که به پشت روی تخت میخوابیدم بی اختیار آخ آروی از درد کشیدم و سرمو بین دستام فشار دادم. توی این مدت از بس فشار روحی و عصبی بهم وارد شده بود که هزار تا درد و مرض گرفته بودم . آب دهنم رو به زور قورت دادم و دستمو روی پیشونیم گذاشتم و سعی کردم باز خودمو به خواب بزنم .    

رمان آنلاین دانشجوی شیطون بلا 6

خلاصه کتاب:

بدنم از حرص و خشم به قدری میلرزید که کنترلی روی اعصابم نداشتم ، کنار گوشش عصبی از پشت دندون های چفت شده ام غریدم : _عه ! پس اینطور گزینه اول یعنی شکنجه رو می پسندی هااان ؟ باشه دیگه واقعا به قدری دیوونه شده بودم که میخواستم به سیم آخر بزنم که صدای ضعیفش به گوشم رسید لرزون لب زد:  

مان آنلاین دانشجوی شیطون بلا 5

خلاصه کتاب:

" امیــــرعلــــــے " درحالی که دستمو زیر سرم گذاشته بودم خیره صورت غرق خوابش شدم. چقدر توی خواب قیافه اش معصوم و شیرین بود ،اینقدر آروم خوابیده بود که باورت نمیشد این همون دختری که یک ساعت پیش اون بلاها رو سر من آورد .  

ورود کاربران

درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان های آنلاین حامی نویسندگان جوان که کلی امکانات برای نویسنده های جدید داریم و به صورت رایگان هیچ هزینه ای هم از نویسنده دریافت نمیشه بابت خدمات برای اطلاعات بیشتر مارو در اینستاگرام دنبال کنید تنها قانون هم برای نویسنده ها رضایت کاربران میباشد
آخرین نظرات
  • admin : سلام عزیز این رمان ماهیانه یک پارت داره تا بعد امتحانات بعد میشه هفتگی یک پارت...
  • اسما بخشی : سلام کی پارت 10رو میذارین فقط این رمان هفته ای چند پارت گذاشته میشه؟؟...
  • admin : Hello, please follow our Instagram We don't have a newsletter right now, but it...
  • admin : ممنونم عزیز لطفا مارو در اینستاگرام هم دنبال کن...
  • امید : عالی بود...
  • blog : Hello, I desire to subscribe for this website to get latest updates, so where ca...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • admin : لطفا اینستای مارو فالو کنید و از اونجا با ما در ارتباط باشید اگر مشگلی بود...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • محدثه : پارت 9 کی میاد؟؟؟؟...
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده