| Saturday 24 October 2020 | 12:27
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان آنلاین خلاف جهت پارت چهارم

رمان انلاین خلاف جهت پارت چهارم با اینکه دلم نمی خواست باهاش موافقت کنم ولی لبخند آرامش بخشی بهش زدم و گفتم:- باشه. هرچی تو بگی. اونم متقابلا لبخند دندون نمایی زد.- برای امتحان فردا تمرین کردی؟ سری به نشونه نه تکون داد و با صورتی جمع شده گفت:- من از معجون سازی متنفرم. اخه همیشه معجون هام رو خراب می کنم. - خب تو ورد رو به درستی نمی خونی و به اندازه کافی مواد رو اونجا نمی گذاری. لب هاش و جمع کرد ...

  • 8 روز پيش
  • ایانا
  • 2,187 بازدید
  • یک نظر
رمان آنلاین به شرط عشق پارت 7

خلاصه کتاب:

 

 

رمانی کاملا متفاوت که امیدوارم از خوندن تک تک پارت ها لذت ببرید🌻

 

خـلاصـه:داستان درمورده دوتا خواهره به اسم های آیلین و آسمان که آسمان توی شرکت مُد کار میکنه و‌ آیلین هم عکاس به نامیه.

همه چی خوب بود تا روزی که آیلین وارد شرکت مُد میشه.

از اون روز به بعد زندگی به ظاهر آرومشون بهم میریزه و خیلی از راز ها فاش میشه که دونستنش خیلی از افراد رو متعجب میکنه🤩

 

ژانـر:عاشقانه~هیجانی~معمایی~رازآلود~سکـسی

رمان انلاین ناکامان پارت۸

خلاصه کتاب:

مهرداد رزیدنت جراحی و دومین پسر  مالک یکی از بزرگترین شرکت های داروسازی .کسی که تنها عده محدودی خبر از وجود و نسبتش دارند.

مهبد برادر مهرداد و تنها وارث شرکت.

این دو برادر مجبورند برای حفظ جان اطرافیانشان راز هایی را مخفی کنند که فاش شدنش به قیمت جان های بسیاری تمام میشود.

رمان آنلاین سناریو پارت_4

خلاصه کتاب:

این داستان زندگی عاشقانه ای و روایت میکنه که منجر به جدایی شده...با ورود به یه سناریو!سناریویی که توسط چندین نفر کارگردانی شده...سناریویی که باعث شکسته شدن شیشه احساسات خیلی‏ها شده و دخالت زیادی تو زندگی اون‏ها داشته...و اما یک پسر! پسری که عاشقانه دختر قصمون رو می‌پرسته اما مجبور به خیلی کارها شده...دختری که مردونه بزرگ شده و با تیر و تفنگ زندگی کرده فکر و ذکر تمام این روز‏هاش انتقام از سناریویی بود که زندگیش رو نابود کرده...دختری که سهمش از این دنیا عشقی از جنس خیانت بوده! و یا شاید معامله‌ای بین دو مجنون؟ یکی از جنس عشق و دیگری از جنس هوس...

 

رمان آنلاین نگار پارت ۶

خلاصه کتاب:

نگار عاشق پسر به نام محسن بود از طرفی پسر شریک پدرش آرمین...

رمان انلاین ناکامان پارت ۴

خلاصه کتاب:

این داستان روایتگر سکوت بیست ساله ی دوبرادری است که تمام این سال ها برای حفظ جان اطرافیانشان تلاش کرده اند..

و حالا بعد از بیست سال راز سر به مهر داشت آشکار میشد..

 

رمان آنلاینEros پارت14

خلاصه کتاب:

پارمین خواهرش را از خانه ناپدریش بیرون می آورد چند روز بعد مردی را در شرکت میبیند که....

رمان انلاین ناکامان پارت ۳

خلاصه کتاب:

سرش را روی زانویم گزاشتم..

دستش را به سختی بالا آورد و دستم را گرفت..
نفس نفس میزد..شانه اش را فشار دادم .
بغض گلویم اجازه ی حرف زدن نمیداد..به سختی گفتم:چرا به من نگفتی؟
دیگر نتوانستم جلوی اشک هایم را بگیرم..چشم های مهرداد هم پر اشک بود..
مهرداد:پوریا..
گفتم:حرف نزن..
چشم هایش را به سختی باز نگه داشته بود..
گفت:مواظب..مواظبش باش..
سرم را به نشانه ی تایید تکان دادم و گفتم:مراقبشم..
لبخند محوی زد..فشار دستش روی دستم داشت کم میشد..
مهرداد:همیشه..برات در..دردسر بودم..
کنترل اشک هایم را دیگر نداشتم..
گفتم:خفه شو..الان امبولانس میرسه..
چشم هایش را بست..
سرم را بالا اوردم و داد زدم:پس این آمبولانس چی شد؟
مهرداد:منو..ببخش..اون شب..
سرفه حرفش را قطع کرد..
با گریه گفتم:حرف نزن عوضی.
مهرداد:اون شب..مجبور..بودم..
گفتم:میدونم ..
لبخندش عمیق تر شد..ارام چیزی زیر لب گفت ..سرم را نزدیک تر کردم تا متوحه بشم اما فشار دستش از روی دستم برداشته شدو دستش روی زمین افتاد..

رمان انلاین ناکامان پارت۲

خلاصه کتاب:

سال ها تلاش کردم تا آخرین رشته های پیوندی که به خانواده ام میرسید را مخفی کنم..میخواستم راز بزرگی که هیچ وقت بلند نگفته بودمش را مخفی کنم..
اخر گفتنش چه فایده ای داشت؟چیزی را که عوض نمیکرد..حال من را که خوب نمیکرد..
و اما بعد از بیست سال، درست زمانی که تصمیم گرفتم زندگی کنم راز سر به مهر شده داشت سر باز میکرد..
و من تنها کسی بودم که میدانستم با آشکار شدنش چه جان هایی ممکن است در خطر باشد..

رمان آنلاین تپش پارت 3

رمان آنلاین تپش پارت 3 رژ قرمز اما ملایم رنگم رو روی لب هام میکشم و با به خودم خیره میشم . چشمم به پایین موهام که رنگشون کردم میوفته و شیطون میخندنم ، به ساعت نگاه میکنم که به 7 نزدیک تر میشه و دل من هم بی قرار تر از قبل . کیفم رو دستم میگیرم و بیرون میام از خیابون میگذرم و با ناز و قر همیشگی توی پیاده رو قدم میزنم . اما ناگهان دستی منو به سمت کوچه ی جلویی میبره و رو ...

  • 85 روز پيش
  • فاطمه پاپی
  • 8,991 بازدید
  • یک نظر
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.