برچسب: رمان بدون سانسور

رمان فراموشی عشق

+5 رمان انلاین فراموشی عشق پارت 12 _قربان باور کنین ما هم گیج شدیم وای فکر کردیم شما میدونین چیکار کنیم حالا؟ یعنی چی؟ منظورت اینه این دختر همون دختری که با کارن بود؟ همون که شما اوردین خونه؟ گوشی بدین به من زنگ بزنم هلیا ببینم. با هلیا تماس گرفتم اون خونه خالش بود […]

به شرط عشق

+7 بعد از خوندن پارت برای حمایت کردمون پارت رو لایک کنید و اگه دوست داشتید لایکمون کنید❤️#part_10 #آسمان یک هفته از روز فرستادن محموله ها میگذره و همه چی در آرامش به سر میبره کارای شرکت هم همین طور. تو کافه مجتمع همراه با نیلو منتظر سفارشامون نشسته بودیم که سنگینی نگاهی رو حس […]

به شرط عشق

رمانی کاملا متفاوت که امیدوارم از خوندن تک تک پارت ها لذت ببرید🌻

خـلاصـه:داستان درمورده دوتا خواهره به اسم های آیلین و آسمان که آسمان توی شرکت مُد کار میکنه و‌ آیلین هم عکاس به نامیه.
همه چی خوب بود تا روزی که آیلین وارد شرکت مُد میشه.
از اون روز به بعد زندگی به ظاهر آرومشون بهم میریزه و خیلی از راز ها فاش میشه که دونستنش خیلی از افراد رو متعجب میکنه🤩

ژانـر:عاشقانه~هیجانی~معمایی~رازآلود~سکـسی

IMG 20201017 121501 776

+1 رمان آنلاین تاوان عشق در کودکی پارت 4 با حالت دو به طرف آشپزخونه دویدم….. ماما……با دیدن بابا،با لباس مشکی در حال آشپزی،ناخودآگاه ادامه حرفم رو خوردم چرا بابا داره آشپزی میکنه؟؟!!…بی اختیار نگاهم به طرف پایین اپن کشیده شد و صحنه ای که توش مامان،روی زمین افتاده بود،از جلو چشمام رد شد……سریع سرم […]

رمان +18

+6 رمان +18 بهترین رمان های بدون سانسور رمان +18 بهترین رمان های بدون سانسور اگه رمان +18 هستی این مطلب رو از دست نده، در اینجا قصد دارم بهترین رمان های بالای 18 سال دنیا رو بهت معرفی کنم. منظور از رمان های بالای 18 سال رمان هایی هستند که از هر نظر خوندن […]

به شرط عشق

+3 رمان آنلاین به شرط عشق پارت 7 بعد از خوندن پارت برای حمایت کردنمون حتما ما رو لایک‌‌ کنید و رمان رو به دوستانتون معرفی‌ کنید🌺 دور میز نشسته بودیم و در سکوت به هم دیگه نگاه میکردیم که بالاخره آریا به حرف اومد. _خب به نظرم خیلی کشش ندیم این یه معامله پر […]

رمان فراموشی عشق

رمان انلاین فراموشی عشق پارت6 بعد این که ناصر خان رفت بقیه اعضا شروع کردن به رفتن و تسلیت گفتن از همشون تشکر کردم که نوبت رسید به جک و پسرش وقتی تسلیت گفتن ازشون تشکر کردم؛ خیلی ممنون اقای استون مچکرم زحمت کشیدین ولی به زودی همو باز میبینیم. جک تعجب کرده بود طبیعی […]

رمان تاوان

رمان انلاین تاوان پارت2 صدای فریادم تو کل ساختمون پیچید… گریه میکردم که با کشیده ی آراد خفه شدم… چند روز بود هی دعوا داشتن باهام،،،، هر وقت بابا و سامی میرفتن بیرون اینا رو مخ من راه میرفتن و عصبیم میکردن جرات نداشتم که به بابا و سامی بگم.. . بلند شدم و رفتم […]

رمان eros

رمان آنلاینEros پارت6 پانیذ:اوهوم. آرین:پانیذ استرس دارم. پانیذ:چرا؟ آرین:خواهرت اخلاقش چجوریه؟ پانیذ چشمانش را درکاسه چرخاند و گفت:خب موقع هایی که خوب باشه خوبه ولی اگر عصبانی باشه یا بشه گند میزنه به طرف مقابلش. آرین خندید و گفت:پس من سعی میکنم عصبیش نکنم. پانیذ هم لبخند زد و گفت:کاره خوبی میکنی. آرین:با خواهرت میای؟ […]

شیرین مثل عشق

رمان شیرین مثل عشق پارت بیست و چهارم   بردمش داخل اتاقش و موندم تا بخوابه.. رفتم داخل اتاقم دراز کشیدم رو تخت به پس فردا فکر میکردم.. دوری از تیام خیلی برام سخته… لیانا گناه داره:(خیلی سریع و یهویی شد.. کاش درستبشه…. ..فردا باید بعد از چند روز میرفتم دانشگاهلیانا هم باید میبردم.. اونم […]

×

سلام !

من مدیر سایت هستم و منتظر کمک به شما سوالی دارید مشگلی دارید به من بگید  ...

× سوالتو از من بپرس