| Wednesday 12 August 2020 | 08:40
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
رمان آنلاین نگار پارت ۱

خلاصه کتاب:

نگار عاشق پسری به نام محسن بود از طرفی   پسر شریک پدرش آرمین...

رمان آنلاین داستان یک زندگی پارت ۳

رمان آنلاین داستان یک زندگی پارت ۳ با شنیدن هق هقم سرشو بالااوردو گفت: _ای دختر چته چرا گریه میکنی،میخواستم یکم سربه سرت بزارم دیوونه،عماد دم محضر منتظرته، میدونی چیه گفتم خوبیت نداره قبل عقد ببینتت مادر، بعدم هرهر خندید و زد رو شونم،دلم میخواست یپرم خفش کنم،دختره ی خل و چل دیوونه رو ،داشت سکتم میداد ،میگه میخواستم سربه سرت ،سری به نشونه ی تاسف تکون دادم و فقط گفتم: _خیلی دیوونه ای آرزو وبه سمت ماشین حرکت کردم،داوود که کنار ماشین وایستاده بود ...

  • 3 روز پيش
  • رویا فرهوش
  • 1,350 بازدید
  • یک نظر
رمان انلاین ناکامان پارت۲

خلاصه کتاب:

سال ها تلاش کردم تا آخرین رشته های پیوندی که به خانواده ام میرسید را مخفی کنم..میخواستم راز بزرگی که هیچ وقت بلند نگفته بودمش را مخفی کنم..
اخر گفتنش چه فایده ای داشت؟چیزی را که عوض نمیکرد..حال من را که خوب نمیکرد..
و اما بعد از بیست سال، درست زمانی که تصمیم گرفتم زندگی کنم راز سر به مهر شده داشت سر باز میکرد..
و من تنها کسی بودم که میدانستم با آشکار شدنش چه جان هایی ممکن است در خطر باشد..

رمان آنلاینEros پارت12

خلاصه کتاب:

پارمین خواهر کوچکش را از خانه ناپدریش بیرون می آورد چند روز بعد مردی را در شرکت میبیند که....

رمان فاصله از جهنم من تا بهشت تو پارت اول

خلاصه کتاب:

خلاصه:

 

 

داستان در مورد دختری به اسم سوگل... که تو خونواده مذهبی بزرگ شده...سوگل یه روز که از مدرسه میره خونه با دیدن کفش های مردانه و زنانه تعجب میکند....اما طولی نمیکشد که متوجه میشود وقتی که نوزاد بوده نافش را به اسم پسر بزرگ حاج یونس بریده اند...و حالا که او پانزده سالش شده است آمدند تا پیوندشان را رسمی کنند.....

هیچ چیز این وصلت از اول خوب نبود حتی پسر حاجی ام راضی به این ازدواج نبود...... تا وقتی که آن واقعه ی شوم اتفاق میافتد و سرنوشت دو خانواده را عوض میکند.......

پارت هشتم_رمان من الکساندرام

پارت هشتم_رمان من الکساندرام دستم را محکم جلوی دهانم می فشار تا صدای نفس هایم به گوششان نرسد.گل اقا با ترس خودش را جلوی پایش انداخت: _خواجه:سرورم…بی کفایتی مرا ببخشید…من نیز از شیطنت دخترا بیخبر هستم…من روحمم خبر… لگدی به خواجه زد: _مراد:تو میدانی ما از این بیزاریم که کسی برایمان کسر تکلیف کند ما خواستار خلوت با الکساندرا بودیم نه خدیجه. خدیجه نزدیک مراد میشود: _خدیجه:سرورم چرا با ما اینگونه رفتار میکنید!؟ خب دلمان برای شما تنگ شده بود…. داد زد: _مراد:تا سرت را از تنت جدا نکردم از ...

  • 5 روز پيش
  • مینا دادرس
  • 4,131 بازدید
  • 5 نظر
رمان گودال عشق _پارت ۴

رمان گودال عشق پارت ۴ صدای نعره ی كامیار از تو اتاقش پرده ی گوشمو لرزوند و از سرفه های شدیدم اشک به چشمام نشست... -نورااااااااااااااااااااااااااا... دستمو روی دهنم گذاشتم و با ترس تو درگاه اشپزخونه ایستادم.. با بالاتنه برهنه و همون شلوار پارچه ای بیرونش اومد تو سالن و نگاهم که به صورتش افتاد بیشتر ترسیدم... چشماش غلتان خون شده بود و صورتش به کبودی میزد.. رگ گردن و پیشونیش بیرون زده بود و قیافه اش خیلی ترسناک شده بود.. یه قدم رفتم عقب و با ...

رمان آنلاین هستی آرزوهای من پارت2

خلاصه کتاب:
  • دوئل بین دوغریبه سر یه دلبر که عاشقانه برای رسیدن  به هدف خود دست به هر کاری زده تا معشوقه خودرا به دیت بیارن.

رمان آنلاینEros پارت11

خلاصه کتاب:

پارمین خواهر کوچکش را از خانه ناپدریش بیرون می آورد چند روز بعد مردی را در شرکت میبیند که...

رمان آنلاین Miss sun shine پارت3

رمان آنلاین Miss sun shine  پارت3

خلاصه کتاب:

دختری که بعد از 13 سال عشق کودکیشو میبینه و

توی اوج رابطه ای که داره پی به رازی میبره که....

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.