سرزمین رمان آنلاین
با ما همراه باشید با رمان های آنلاین روز دنبا بهترین رمان هایی که در جهان دارن نوشته میشن…
دانلود اپلیکیشن

سلام دوستان عزیز روی عکس بالا کیلیک کنید و اپلیکیشن سایتو دانلود کنید و راحت تر تمام رمان های سایتو مطالعه کنید.

روی تصویر کیلیک کنید و مارو در اینستاگرام دنبال کنید
رمان آنلاین دوست داشتنی ترین اجبار پارت 9

رمان آنلاین دوست داشتنی ترین اجبار پارت 9 #نازگل چند ساعتی رو توی اتاق گذروندم . صداهای چند مرد از پشت در میومد صدای خندهای بلندشون . ترس حرفای سوگل به دلم افتاده بود . خودم رو گوشه اتاق جمع کردم . سرم رو زیر انداختم و مشغول خوندن ایت الکرسی داخل دلن شدم. در با صدای بدی باز شد . مرد هیکلی با کت و شلوار مشکی رنگ و لبخندی که دندونای زردش رو به نمایش میزاشت وارد اتاق شد . بهم نزدیک شد با ضرب دستام رو ...

  • 6 روز پيش
  • مدیر اصلی سایت
  • 187 views
  • 2 نظر
رمان آنلاین پناه من باش پارت 10

رمان آنلاین پناه من باش پارت 10 بعد به حالت شوخی گفتم ــ انگار منو دسته کم گرفتی چپ چپ نگاهم کرد + ببینم چکار میکنی.. شب بخیر فکراتم بکن ــ باشه .. شب توهم بخیر + زیاد از این تو گفتن و صمیمی حرف زدن خوشم نمیومد اما مجبور بودم... حوصلم سر رفته بود و خوابم از سرم پریده بود رفتم سمت وسایل و شروع به دید زدنشون کردم.... اول از کمد شروع کردم در کمد رو باز کردم وکلیدی که جفتش بود رو به سمت پایین فشار دادم.. از ...

  • 7 روز پيش
  • عسل قلی پور عسل قلی پور
  • 14 views
  • ارسال نظر
رمان شیرین مثل عشق پارت پانزدهم

رمان شیرین مثل عشق پارت پانزدهم سکوت بدی داخل ماشین بود خیلی از سکوت بدم میادد.. دستمو بردم و صدای اهنگ رو زیاد کردم.. چند تا اهنگ رد کردم تا رسیدم به یه اهنگ خوب .. (دورترین نزدیک.. علی یاسینی🤓♥️) ارشام با اهنگ میخوند ... وایی این چرا انقد صداش خوبه.. _ارشااام ارشام: بلههههه _چرا انقد صدات خوبه؟؟ چرا قیلا رو نکردی شیطون؟ ارشام با خوشحالی گفت: واقعا صدام خوبه؟؟.. الان از من تعریف کردی؟؟ _ پ ن پ با خودم بودم:/ جدی خیلی قشنگ صدات‌.. ارشام: مرسییی.. چشات قشنگ میبینه... نه یعنی چیزه گوشات قشنگ ...

رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 8

رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 8 با حس درد تو پهلوم چشمام رو باز کردم ."اخ" خفیفی کشیدم و دستم رو به سختی بالا اوردم و روی پهلوم گذاشتم . نگاهی به اتاق انداختم .اتاق سه در چهاری که تقریبا تاریک بود ‌.خودم رو روی زمین کشیدم و به طرف در اتاق رفتم .با مشت های ضعیفم روی در زدم . _ کسی اینجا هست؟کمکم کنید . ساعت ها به در ضربه میزدم ولی خبری از کسی نبود . از درد پهلو به خودم ...

  • 35 روز پيش
  • مدیر اصلی سایت
  • 914 views
  • 7 نظر

رمان غرقاب (پارت18)

  • سه‌شنبه, 21 آوریل 2020
  • 18:27
  • غمگین
رمان غرقاب (پارت18)

رمان غرقاب (پارت18)   این روزها زیاد شنیده بودمش! اولین بار از زبان علی و بعدش، از زبان تمام آدم هایی که برای هم دردی خانواده مان می آمدند. "تسلیت می گم" تسلی بخش نبود. گمانم هیچ وقت هم نمی شد. با این وجود هربار که از زبان کسی می شنیدمش، چندثانیه در چشمانش زل می زدم، به معنای پشتش فکر می کردم و بعد سری تکان می دادم. چشمان مامان، سرخ بود. هاله ای که دور تا دور چشمش را پر کرده بود ...

رمان اتهام واهی (پ.14)

رمان اتهام واهی (پ.14)

رمان اتهام واهی (پ.14) صدای قدم هایش درست پشت سرم، میان راه قطع می شود. خرسند از نیامدنش، داخل اتاق کنار پله ها می شوم. سارینا روی کاناپه دراز کشیده، آرنج دست راستش را تکیه به بالشتش داده، دستش را زیر سر گذاشته خیره به در، معلوم بود انتظارم را می کشد. از دیدنم بلافاصله لب باز می کند: کجا موندی زهرا جون؟ یه ساعته صدات می زنم. برای پاسخ سوالش، تنها می توانم تبسمی بر لب بنشانم و سراغ کتاب هایش را بگیرم: کتابات ...

رمان آنلاین خنده های خواب و بیدار پارت اول

رمان آنلاین خنده های خواب و بیدار پارت اول باز با صدای خنده های ترسناک ،خنده هایی که اسممو با حالت نفرین و چندشی تکرارمیکرد« آیسوووو».. از خواب پریدم نفس نفس میزدم دستی روی صورتم‌ کشیدم از ترس زیاد عرقم زده بود بدنم میلرزید ، سرمو به تاج تخت تکیه دادم پاهامو هول دادم توی شکمم و خواستم دوباره خوابمو با چشمای بسته یادآوری کنم خوابی که بیشتر اوقات میبینم، صداهای خنده یک‌دختر جوان که خبیثانه بود و همراهش کلمات رمزآمیزی رو ...

رمان آنلاین دلباخته ی یک رویا (پارت 2)

رمان آنلاین دلباخته ی یک رویا (پارت 2) "دایانا" : چشمم رو اروم باز کردم. گلوم میسوخت و احساس سنگینی عجیبی داشتم. دستم رو به سختی اوردم بالا و گلومو لمس کردم ولی فقط به یسری باند خورد دستم و این یعنی باز یه بلایی سرم اومده. سعی کردم بخاطر بیارم. سرم درد میکرد و بدتر از همه درد صورت و گلوم بود در اتاق باز شد و '' ام'' اومد داخل. به سختی لبخند زدم: «حتی جراحت این سری هم کافی نیست تا ...

رمان غرقاب (پارت17)

  • دوشنبه, 6 آوریل 2020
  • 02:11
  • غمگین
رمان غرقاب (پارت17)

خلاصه کتاب:
ـ تبسم...   ـ دیگه نمیاد.   ـ میاد...   گنگ نگاهم کرد و من، با نفسی خسته باز به در تکیه زدم.   ـ باهاش قرارداد بسته بودم. برای این عکاسی قرارداد داره.   ـ تو هنوزم این اخلاقت و داری که توی کار، حتی از خودتم ضمانت بگیری؟    

رمان آنلاین شاه ممتد پارت اول

روزی که زندگیم عوض شد رو به خاطر داری؟ تو حتما یادت میاد روزهای فاش شدن رازهای بزرگ زندگی من چیزهایی که هیچوقت نشنیده بودم و شنیدنشون باعث به وجود اومدن فاجعه هایی شد که زندگیمو عوض کردن .... جیکوب مثل همیشه درزد و وارد اتاق شد به من نگاه کرد: مورفی اینجا چیزی داریم که باید ببینیم حتما خوشحالت میکنه با شنیدن این حرف از روی صندلی بلند شدم دور میز چرخی خوردمو پشت‌سر جیکوب به راه افتادن جیکوب منو به راهروی انتهای خونه بود بوی تعفن فضای ...

  • 54 روز پيش
  • asalmosavi
  • 263 views
  • 11 نظر

رمان اتهام واهی (پ.13)

رمان اتهام واهی (پ.13)

خلاصه کتاب:
دیگه نمی دونم کی پشتمه کی مقابلمه! کی واقعا صلاحمو می خواد کی...   صدای برادرش از پشت سر حرفش را می برد و نگاه گریانش را سمت در می کشاند: خودت همیشه میگی خداوند از روح خودش بر وجود هر انسانی دمیده و بهش عقل و شور داده.  

رمان اتهام واهی (پ.12)

رمان اتهام واهی (پ.12)

خلاصه کتاب:

با صدای جروبحث، بدون این که پلک از هم بگشایم، پلک هایم می لرزد و گرمی اشک، از گوشه ی چشمانم روی شقیقه هایم روان می شود. خدایا چقدر دلم می خواهد دست روی گوشهایم بفشارم و صدای فریاد حاج بابایم را نشنوم! دستم کرخت شده تکان نمی خورد. زور می زنم تا بلند شوم و محکم سد راه شنیدن این صدای مشاجره و فریاد های حاج بابایم بشوم. بازم داره کتکش می زنه! لعنتی نزنش... مامان...    

  • 70 روز پيش
  • مدیر اصلی سایت
  • 179 views
  • یک نظر
ورود کاربران

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان های آنلاین حامی نویسندگان جوان که کلی امکانات برای نویسنده های جدید داریم و به صورت رایگان هیچ هزینه ای هم از نویسنده دریافت نمیشه بابت خدمات برای اطلاعات بیشتر مارو در اینستاگرام دنبال کنید تنها قانون هم برای نویسنده ها رضایت کاربران میباشد
آخرین نظرات
  • admin : سلام عزیز این رمان ماهیانه یک پارت داره تا بعد امتحانات بعد میشه هفتگی یک پارت...
  • اسما بخشی : سلام کی پارت 10رو میذارین فقط این رمان هفته ای چند پارت گذاشته میشه؟؟...
  • admin : Hello, please follow our Instagram We don't have a newsletter right now, but it...
  • admin : ممنونم عزیز لطفا مارو در اینستاگرام هم دنبال کن...
  • امید : عالی بود...
  • blog : Hello, I desire to subscribe for this website to get latest updates, so where ca...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • admin : لطفا اینستای مارو فالو کنید و از اونجا با ما در ارتباط باشید اگر مشگلی بود...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • محدثه : پارت 9 کی میاد؟؟؟؟...
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده