| Tuesday 20 October 2020 | 19:26
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام

رمان آنلاین نوازش پارت ۹

رمان آنلاین نوازش پارت ۹

رمان آنلاین نوازش پارت ۹ #نوازشبا هینی که کشیدم از خواب پریدم!با تردید به اطرافم نگاه کردم، احساس میکردم حامد دنبالم کرده است. به سختی بر خودم مسلط شدم. پاهایم را باز کردم و روی تخت طاق باز خوابیدم. خودم را روی پهلوی راستم انداختم. بغضم شکست و شروع کردم به گریستن. چرا اینگونه شد؟! چرا خانواده‌ام آنگونه بودند؟! چرا ترس هایم خاتمه پیدا نمیکنند؛ آخر به کدامین گناه اینگونه مجازات میشوم! خدایا حداقل خودت راهم را روشن کن، تاریک نه؛ ...

  • امروز
  • ثمین باقرزاده
  • 675 بازدید
  • 2 نظر
رمان آنلاین دروغی با طعم زندگی پارت4

رمان آنلاین دروغی با طعم زندگی پارت4 (سپهر)   روی تختم نشسته بودم و پمادی که نفیسه داده بود رو تو دستم می چرخوندم .چی باعث شد باهاش از مادر حرف بزنم؟ ،چی باعث شد انقدر این دختر جذب کننده باشه؟ وقتی داشت دستمو می بست نگاهش می کردم مثل مادرا برای پسرش نگران شده بود. نگرانی ای که برای من تازگی داشت.  فردای اونروز تا غروب از نفیسه خبری نداشتم ،دیگه عادت کرده بودم تو فکرم با اسم کوچیک صداش کنم ،یه ...

رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 7

رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 7                           محسن به آینه نگاه کردم با کت وشلوار، پیراهن آبی که پوشیده بودم، به حدی زیبا وتوی دل برو بودم که خودمم نمی‌تونشتم از دید زدن خودم دشت بکشم. - خدایا قربونت برم چی خلق کردی؟! دشتم رو توی موهای که دیگه تقریباً بلند شده بود کردم و بهشون یکم حالت دادم؛ باعطر دوش گرفتم. با هزار و یه زیر لفظی بالاخره دل از ...

رمان آنلاین دروغی با طعم زندگی پارت 3

رمان آنلاین دروغی با طعم زندگی پارت 3  از کارگاه رفتم بیرون سر راه کادوی ستاره رو خریدم و رفتم خونه. تو اتاقم بودم و داشتم آماده می شدم که بابا در اتاقم رو زد. -- سپهر جان بابا می تونم بیام تو. - آره بابا جان بفرما تو. بابا وارد اتاق شد و روی تخت نشست.  -- سپهر بیا بشین باهات کار دارم . کنارش نشستم. - چیشده بابا اتفاقی افتاده ؟ -- نه پسرم نه نگران نباش اتفاقی نیوفتاده ،امشب مهری ...

رمان آنلاین دروغی با طعم زندگی پارت 2

رمان آنلاین دروغی با طعم زندگی پارت 2   صبح که ازخونه بیرون زدم اول از همه یه روزنامه همشهری خریدم تا ببینم آقا نیما خرابکاری نکرده باشه.آگهی رو پیدا کردم ،خدارو شکر دست گل آب نداده بود. یه زنگ به نیما زدم. -- الو سلام سپهر. - سلام آقای نیک پور،چه عجب کاری رو که بهت گفتم رو درست انجام دادی! -- وای از دست تو سپهر یه جوری میگی انگار من هروز خرابکاری می کنم.حالا دوبار از دستم رفت دیگه آبرومو ...

رمان آنلاین دایره عشقی پارت3

رمان آنلاین دایره عشقی پارت3 کی بود کارن جوابی ندادم چن لحظه بعد صدایع اس ام اس گوشیم بلند شد رها یه نگاه به گوشیم کرد و یه دفعه از جا پرید به سرعته نور رفت سمته در و قبله اینکه ما بش برسیم از خونه زد بیرون با عصبانیت راه افتادیم دنبالش داد زدم_رهاااااا سواره ماشین شدیم و گاز دادم پشته ماشین رها رفتم ولی سرعتش خیلی خیلی زیاد بود لنتی امیر با تهدید گف_یه چک و که از من داشته باش اهورا_از منم همینطور با غیض و محکم گفتم_منم ...

رمان آنلاین سناریو پارت_7

خلاصه کتاب:

این داستان زندگی عاشقانه ای و روایت میکنه که منجر به جدایی شده...با ورود به یه سناریو!سناریویی که توسط چندین نفر کارگردانی شده...سناریویی که باعث شکسته شدن شیشه احساسات خیلی‏ها شده و دخالت زیادی تو زندگی اون‏ها داشته...و اما یک پسر! پسری که عاشقانه دختر قصمون رو می‌پرسته اما مجبور به خیلی کارها شده...دختری که مردونه بزرگ شده و با تیر و تفنگ زندگی کرده فکر و ذکر تمام این روز‏هاش انتقام از سناریویی بود که زندگیش رو نابود کرده...دختری که سهمش از این دنیا عشقی از جنس خیانت بوده!و یا شاید معامله‌ای بین دو مجنون؟یکی از جنس عشق و دیگری از جنس هوس...

رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 6

خلاصه کتاب:

آواز بی صدای عشق مجازی

 

رها دختر دانشجوی هنر که با یه پسر به اسم سجاد آشنا میشه که داخل ترکیه زندگی می کنه، هم رها و هم سجاد توسط فضایی مجازی عاشق میشن. وقتی عشقشون رو ابراز می کنن اتفاقی بزرگ در زندگیشون رخ می دهد.....

 

 

ژانر: عاشقانه، غمگین

رمان آنلاین به شرط عشق پارت 8

خلاصه کتاب:

 

رمانی کاملا متفاوت که امیدوارم از خوندن تک تک پارت ها لذت ببرید🌻

 

خـلاصـه:داستان درمورده دوتا خواهره به اسم های آیلین و آسمان که آسمان توی شرکت مُد کار میکنه و‌ آیلین هم عکاس به نامیه.

همه چی خوب بود تا روزی که آیلین وارد شرکت مُد میشه.

از اون روز به بعد زندگی به ظاهر آرومشون بهم میریزه و خیلی از راز ها فاش میشه که دونستنش خیلی از افراد رو متعجب میکنه🤩

 

ژانـر:عاشقانه~هیجانی~معمایی~رازآلود~سکـسی

رمان آنلاین مرگ هم عشق میخواهد پارت ۳

_ نمیریم آمین، باید استراحت کنی. راه رفته را برگشتم و با غرغر گفتم:_ یعنی چی که نمیریم؟ مامان ماه بانو دیشب صدبار ازم قول گرفت که بریم، زشته نیام. از اون گذشته میدونی من حالم بد باشه تو خونه بمونم دق میکنم! با تردید نگاهم کرد و دوباره گفتم:_ ببین گلوم درد میکنه بخوام هی بگم اذیت میشم! اینبار به خنده افتادم و گفت:_ برو زود بیا زبون نریز! با لبخند گونه‌هایش را بوسیدم و به سمت حمام رفتم...بعد از دوش سرسری و ...

درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.