| Friday 27 November 2020 | 06:28
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 6

خلاصه کتاب:

-ارشام بسه
پا رو دم شیر نزار .
اونی که دوست داره منم .
اونی که برای به دست اوردنت میجنگه منم .
هر کاری کردم که داشته باشمت ولی تو نمیخوای .
اون دختره چیز خورت کرده .
ببین بدبخت اون داره زندگیش رو میکنه .
تویی که اینجا عذا گرفتی .

- من با خاطره های اون زندگی میکنم .
برو ماهرخ

  • 270 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 57,522 بازدید
  • 3 نظر
رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 5

خلاصه کتاب:

دستش رو نوازش وار روی کمرم میکشید.
- درست میشه .
قول میده درستش کنم .
نمیزارم اتفاقی برات بیافته .

صداش بغض داشت .
درکش نمیکردم .
بودنش کنارم رو تو این موقعیت درک نمیکردم؟
مـگه نباید الان مثل همه راجبم فکر بد کنه پس چرا اینجوری نیست ؟
چرا کنارش حس امنیت دارم؟
حس اینکه منم یکی رو دارم که پشتم باشه .
که حمایتم کنه .

رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 4

خلاصه کتاب:

پوفی کشیدم و پشت سرش رفتم
مغازه ها رو یکی یکی میگشت ولی چیزی انتخاب نمیکرد
دیگه داشت عصبیم میکرد
خودم رو بهش رسوندم دستش رو از پشت کشیدم
و با لحنی که به راحتی میشر عصبانیم رو فهمید گفتم

 

  • 271 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 49,554 بازدید
  • 2 نظر
رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 3

رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 3 برای دانلود نسخه ی کامل دوست داشتنی ترین اجبار رمان کیلیک کنید با احساس اینکه کسی کنارم نشست چشم از تلوزیون گرفتم سوگل با یه لباس خواب باز کنارم نشسته بود .لباش قرمز آتیشی بود عجیب آدم رو مست میکرد که بوسش کنه .چیزی نگفتم و نگاهش میکردم .خودش رو به سمتم کشید .میدونستم قصد بوسیدن لبام رو داره لباش که نزدیک لبام شد سرم رو برگردوندم و لبش روی گونه ام نشستازم فاصله گرفت ...

  • 271 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 82,671 بازدید
  • یک نظر
رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 2

رمان دوست داشتنی ترین اجبار پارت 2 برای دانلود نسخه ی کامل دوست داشتنی ترین اجبار رمان کیلیک کنید -تا تو لباست رو عوض کنی من شام رو آماده میکنم سری تکون داد و به سمت اتاقش رفت منم رفتم داخل آشپز خونهنوشابه رو از داخل یخچال بیرون اوردم و روی میز گذاشتم ده دقیقه ای طول کشید تا آرشام اومد صندلی رو عقب کشید و پشت میز نشست غذا برای خودش کشید و مشغول خوردن شد اونقدر با ولع غذا میخورد که آدم به اشتها میومد بعد ...

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • kimiya : عالیه😍😍...
  • مدیر سایت : چرا عزیز ؟دلیل خاصی داره ؟...
  • ایدا : یعنی از این چرت تر نمیشد...
  • مدیر سایت : سلامک عزیز هفته ای یک پارت قرار میگیره...
  • Aida : سلام خسته نباشید رمان خیلی عالی بود پارت های بعدیش رو میزارید ؟...
  • Samaneh najafi : مرسی مهربونم😍😍😍...
  • elnazz : مرصی ممنون😍🌷...
  • نازنین : رمان خیلی خوبی بود واقعا پر از صحنه های غمگین عاشقانه🥺...
  • مدیر سایت : ممنون عزیز بابت نظر زیباتون...
  • مدیر سایت : سلام عزیز اسم نویسنده ها زیر رمان خورده...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.