| Saturday 24 October 2020 | 12:05
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان انلاین ناکامان پارت ۵

خلاصه کتاب:

این داستان روایتگر سکوت بیست ساله ی دوبرادر برای حفظ جان اطرافیانشان است.

دوبرادر که زندگی کاملا متفاوتی دارند. یکی تنها جانشین میراث پدری و دیگری کسی که به جز معدود افرادی خبر از وجودش ندارد.

و حالا بعد از بیست سال راز سر به مهر کم کم آشکار میشود..

رمان انلاین ناکامان پارت ۴

خلاصه کتاب:

این داستان روایتگر سکوت بیست ساله ی دوبرادری است که تمام این سال ها برای حفظ جان اطرافیانشان تلاش کرده اند..

و حالا بعد از بیست سال راز سر به مهر داشت آشکار میشد..

 

رمان انلاین ناکامان پارت ۳

خلاصه کتاب:

سرش را روی زانویم گزاشتم..

دستش را به سختی بالا آورد و دستم را گرفت..
نفس نفس میزد..شانه اش را فشار دادم .
بغض گلویم اجازه ی حرف زدن نمیداد..به سختی گفتم:چرا به من نگفتی؟
دیگر نتوانستم جلوی اشک هایم را بگیرم..چشم های مهرداد هم پر اشک بود..
مهرداد:پوریا..
گفتم:حرف نزن..
چشم هایش را به سختی باز نگه داشته بود..
گفت:مواظب..مواظبش باش..
سرم را به نشانه ی تایید تکان دادم و گفتم:مراقبشم..
لبخند محوی زد..فشار دستش روی دستم داشت کم میشد..
مهرداد:همیشه..برات در..دردسر بودم..
کنترل اشک هایم را دیگر نداشتم..
گفتم:خفه شو..الان امبولانس میرسه..
چشم هایش را بست..
سرم را بالا اوردم و داد زدم:پس این آمبولانس چی شد؟
مهرداد:منو..ببخش..اون شب..
سرفه حرفش را قطع کرد..
با گریه گفتم:حرف نزن عوضی.
مهرداد:اون شب..مجبور..بودم..
گفتم:میدونم ..
لبخندش عمیق تر شد..ارام چیزی زیر لب گفت ..سرم را نزدیک تر کردم تا متوحه بشم اما فشار دستش از روی دستم برداشته شدو دستش روی زمین افتاد..

رمان شیرین مثل عشق پارت بیست و چهارم

رمان شیرین مثل عشق پارت بیست و چهارم   بردمش داخل اتاقش و موندم تا بخوابه.. رفتم داخل اتاقم دراز کشیدم رو تخت به پس فردا فکر میکردم.. دوری از تیام خیلی برام سخته... لیانا گناه داره:(خیلی سریع و یهویی شد.. کاش درستبشه.... ..فردا باید بعد از چند روز میرفتم دانشگاهلیانا هم باید میبردم.. اونم نرفته بود این چند روز.. از لیانا که پرسیدم درس مهمی نداشتیم فقط دوره بود برای امتحاناتاستادا هم حضور غیاب نمیکردن...*‌‌‌ اززبون لیانا *با بی حوصلگی لباس ...

رمان آنلاین جواهر آتلانتیس پارت2

رمان آنلاین جواهر آتلانتیس پارت2 همونجور که بهش زل زده بودم داشتم به این فکر می کردم موضوع مهمانی عمه پریناز رو چه جوری باید بهش بگم که دوباره قاطی نکنه و قبول کنه به این مهمانی بیاد، تو همین فکر ها بودم که یه لحظه احساس کردم سرم به شدت به سمت پایین افتاد که اگه دست هامو روی میز نداشته بودم فکم ناکار میشد اخه یه دستم زیر چانم بود و داشتم به بردیا نگاه می کردم، بهش نگاه ...

مقدمه رمان آنلاین جدال شیاطین و فرشته ها

مقدمه رمان آنلاین جدال شیاطین و فرشته ها در صحنه نبرد،زمانی که فرشتگان ازلی بال های خود را بروی بشر بسته اند. و زمانی که جویندگان عشق خسته اند. زمین و زمان به یکدیگر پیوند دادند دلیلی، یا شاید هم یک شکوفه یک زمینی ؛ از جنس بال های عشق... عشقی از جنس ماوراء... عاشقان ورطه عشق در جای جای زمین؛ چه بی رحمانه دست از بازی عشق شسته اند. خون در جای جای زمین دیده شده... کینه های سیاه ...

  • 113 روز پيش
  • مرضیه احمدی پور
  • 6,750 بازدید
  • ارسال نظر
داستان کوتاه بازیچه شیطان

داستان کوتاه بازیچه شیطان داستان کوتاه بازیچه شیطان پدر! داری چی نگاه میکنی؟- پدر عکس العملی نشان نداد، انگار صدای اطرافش را نمی‌شنید‌. روی زمین نشسته و به تخت تکیه داده بود. شانه های آویزان و چهره بی روحش دل حمید را لرزاند. بی درنگ فکری وحشتناک به ذهنش خطور کرد. - نه! امکان نداره...   با شتاب نزدیک شد. پدر قاب عکسی کوچک در دست با چشمانی گشاده خیره مانده بود. خیلی زود حمید عکس را شناخت! نگران شد مبادا حال پدر بد شود و ...

کتاب سیاه چاله ها پارت 1

خلاصه کتاب:

کلمه‌ی سیاه‌چاله حتماً به گوش همه‌ی ما خورده است. در فیلم‌ها و داستان‌های علمی تخیلی و مطالب مختلف گاهی‌ شنیده‌ایم که از این کلمه استفاده می‌شود و خواص عجیبی هم به چیزی که به آن سیاه‌چاله می‌گوییم نسبت داده‌شده است؛ اما یک سیاه‌چاله واقعاً چیست؟ دانشمندان علم فیزیک به چه چیزی سیاه‌چاله می‌گویند؟ چقدر از چیزهایی که در فیلم‌ها و داستان‌های علمی تخیلی دیده‌ایم درست است و چقدر با خیال مخلوط شده است. دان ناردو در کتاب سیاه‌چاله‌ها به بسیاری از این سؤالات پاسخ داده است.

  • 114 روز پيش
  • سارا هاشمی
  • 6,939 بازدید
  • 2 نظر
رمان آنلاین دختر ایران پارت ۷

رمان آنلاین دختر ایران پارت ۷ آرمیتی‌ شمع‌ هارا‌ خاموش‌ کرد‌ و همه‌ به‌ افتخار ۲۱‌ سالگی‌ او‌ دست‌ زدند‌، دختر‌ خاله‌ ها‌ دخترعمو‌ ها‌ ،‌پسر‌خاله‌ ها‌ و‌ پسر‌عمو‌ ها‌ و‌ تمام‌ افرادی‌ که‌ انجا‌ بودند‌، اکثرا‌ همرا‌ با‌ پانتر‌ هایشان‌ جلو‌ امدند‌ و‌ ضمن‌ تبریک‌ کادوهایشان‌ را‌ به‌ او‌ دادند و‌ حالا‌ نوبت‌ ما‌ بود‌، دنیز‌ جلو‌ رفت‌ و‌ اورا‌ اغوش‌ کشید‌‌و‌ از‌ طرف‌ هر ۳‌ مان‌ یک‌ ست‌ طلا‌ که‌ با‌ نگین‌های‌ کوچک‌ سفید‌‌‌‌‌درست‌ شده‌ بود‌ به‌ او‌ هدیه‌ داد‌، ...

رمان آنلاین دختر ایران پارت ۶

رمان آنلاین دختر ایران پارت ۶ که‌ رسا‌ میانه‌ بحثشان‌ پرید‌-بیخیال بابا‌ من‌ گه‌ خوردم‌ چیزی‌ گفتم‌ بزارید‌‌ غذامونو‌ کوفت‌ کنیم لطفالطفا‌ را‌‌ کشدار‌ و‌ با‌ عصبانیت‌ گفت‌ تا‌ به‌ انها‌ بفهماند‌ دیگر‌ بحثشان‌ را‌ ببشتر‌ از‌ این‌ طول‌ ندهند‌؛ دیگر‌ حرفی بینشان‌ رد‌و‌بدل‌ نشد‌ و‌ هر ۳‌ ترجیح‌ دادند‌ در‌ افکارشان‌ غرق‌ شوند‌…. رسا(رسادخت)-خب‌ این‌ یکی‌ بادکنک‌ هارو‌ چیکار‌ کنیم‌ بچه‌ ها؟من‌ میگم‌ باهاشون‌ گل‌ درس‌ کنم؟امرداد‌ و‌ دنیز‌ همانطور‌ که‌ مشغول‌ انجام‌ دادن‌ کارهای‌ خودشان‌ بودند‌ برگشتند‌ و‌ نگاهی‌ به‌ ...

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.