| Saturday 24 October 2020 | 06:38
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان انلاین ناکامان پارت۸

خلاصه کتاب:

مهرداد رزیدنت جراحی و دومین پسر  مالک یکی از بزرگترین شرکت های داروسازی .کسی که تنها عده محدودی خبر از وجود و نسبتش دارند.

مهبد برادر مهرداد و تنها وارث شرکت.

این دو برادر مجبورند برای حفظ جان اطرافیانشان راز هایی را مخفی کنند که فاش شدنش به قیمت جان های بسیاری تمام میشود.

رمان انلاین ناکامان پارت ۴

خلاصه کتاب:

این داستان روایتگر سکوت بیست ساله ی دوبرادری است که تمام این سال ها برای حفظ جان اطرافیانشان تلاش کرده اند..

و حالا بعد از بیست سال راز سر به مهر داشت آشکار میشد..

 

رمان انلاین ناکامان پارت ۳

خلاصه کتاب:

سرش را روی زانویم گزاشتم..

دستش را به سختی بالا آورد و دستم را گرفت..
نفس نفس میزد..شانه اش را فشار دادم .
بغض گلویم اجازه ی حرف زدن نمیداد..به سختی گفتم:چرا به من نگفتی؟
دیگر نتوانستم جلوی اشک هایم را بگیرم..چشم های مهرداد هم پر اشک بود..
مهرداد:پوریا..
گفتم:حرف نزن..
چشم هایش را به سختی باز نگه داشته بود..
گفت:مواظب..مواظبش باش..
سرم را به نشانه ی تایید تکان دادم و گفتم:مراقبشم..
لبخند محوی زد..فشار دستش روی دستم داشت کم میشد..
مهرداد:همیشه..برات در..دردسر بودم..
کنترل اشک هایم را دیگر نداشتم..
گفتم:خفه شو..الان امبولانس میرسه..
چشم هایش را بست..
سرم را بالا اوردم و داد زدم:پس این آمبولانس چی شد؟
مهرداد:منو..ببخش..اون شب..
سرفه حرفش را قطع کرد..
با گریه گفتم:حرف نزن عوضی.
مهرداد:اون شب..مجبور..بودم..
گفتم:میدونم ..
لبخندش عمیق تر شد..ارام چیزی زیر لب گفت ..سرم را نزدیک تر کردم تا متوحه بشم اما فشار دستش از روی دستم برداشته شدو دستش روی زمین افتاد..

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.