| Tuesday 27 October 2020 | 03:21
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان آنلاین داستان یک زندگی پارت 4

رمان آنلاین داستان یک زندگی پارت 4 روزا به شدت بد می‌گذشت ،وهمه منتظر معجزه ای بودیم تا حالمون خوب بشه. چهل روز از فوت بابا می‌گذشت و اوضاع خونه هنوز همون‌طور بود ،هیچکدوم کاری بهم نداشتیم و سرمون به زندگی گرم بود،هنوزم لیلا میومد پیشم ،نمیدونم چم شده بود هیچجوره نمیتونستم عماد رو تحمل کنم،وقتایی که خونه بود من خودمو تواتاق زندانی میکردم البته واسش فرقی هم نداشت بود و نبودم ،دیگه ازاون عشق آتشین روزهای اول خبری نبود و عمرش ...

رمان آنلاین داستان یک زندگی پارت ۳

رمان آنلاین داستان یک زندگی پارت ۳ با شنیدن هق هقم سرشو بالااوردو گفت: _ای دختر چته چرا گریه میکنی،میخواستم یکم سربه سرت بزارم دیوونه،عماد دم محضر منتظرته، میدونی چیه گفتم خوبیت نداره قبل عقد ببینتت مادر، بعدم هرهر خندید و زد رو شونم،دلم میخواست یپرم خفش کنم،دختره ی خل و چل دیوونه رو ،داشت سکتم میداد ،میگه میخواستم سربه سرت بذارم ،سری به نشونه ی تاسف تکون دادم و فقط گفتم: _خیلی دیوونه ای آرزو وبه سمت ماشین حرکت کردم،داوود که کنار ماشین وایستاده ...

  • 79 روز پيش
  • رویا فرهوش
  • 6,669 بازدید
  • یک نظر
رمان آنلاین داستان یک زندگی پارت ۲

رمان آنلاین داستان یک زندگی پارت۲ مامان دستشو به نشونه ی سکوت بالا آورد و گفت:_بچه ها یه لحظه ساکت،خب شما چی بهش گفتی حسین آقا _همون حرفایی که شما به خواهرت گفتی,گفتم دخترمن داره درس میخونه ،فعلا به ازدواج فکر نمیکنه _خب ؟!_همین دیگه ،اخرشم گفت من دست بردار نیستم بازم میام ،اینقدر میرم و میام تا راضی بشین داوود سرشو به اطراف تکون دادوگفت:_اینم توسرش به جامغز گچه ها زهره که تااون لحظه ساکت بود،گفت:_چی پیش خودش فکر کرده ...

رمان آنلاین داستان یک زندگی پارت ۱

رمان آنلاین داستان یک زندگی پارت ۱ سلاماسم من زهراست می‌خوام سرنوشت زندگیم رو براتون تعریف کنم اینکه با چه شوقی برای آینده تلاش کردم و زندگیمو ساختم و با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم کردم و در آخر چه بلایی به سر زندگیم اومد،اونم بخاطر یک اعتماد بی جا......... باصدای آلارم گوشی از خواب پریدم ،امروز امتحان داشتیم و من از شب قبل کلی درس خونده بودم تا آماده باشم ،از جام بلندشدم و رخت خواب مو جمع کردم و ...

  • 89 روز پيش
  • رویا فرهوش
  • 6,561 بازدید
  • 2 نظر
مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.