| Tuesday 27 October 2020 | 06:40
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
شعر کورش کبیر

شعر کورش کبیر به کورُشم بنازم تا قیامت که بر دنیا بداشته او زعامت شهِ شاهان پناگاهِ فقیران ظالمان از او جوئیدند ندامت بباشد افتخار آرِیایی حکومتش همه جا در سلامت شده ای افتخار ملک ایران فدای آن لیاقت و مرامت توی بین الملل و سازمانش همه تعظیم کنند بر آن کلامت خیلی از فاتحان بر خود کنند ناز ولی نیستند که در حدِ غلامت زنم بوسه به پاسارگاد و خاکش برای آن نکهداریِ نامت ببندند دور قبرت را به زنجیر ولی خانه تو ایرانست تمامت زاد روز کورش بزرگ را گرامی میداریم موسی زاهدی دورود لرستان

شعر کورش بزرگ

شعر کورش بزرگ

شعر کورش بزرگ به دقّت کن نظر بـر نـقـشِ تصویر به کوروش آن شـهـنـشـاهِ جهانگیر بـود پــیــدا ز سـرسـبـزیِ صـحـنـه وَ نـقـشِ شـیـر پیشاپیشِ تـصویـر کـــمـــال و قــدرت ایـــران آن روز که وَجد آرَد دلِ هـر کـودک و پـیـر مقام و شـوکـت زن ها در آن عصر که هر یک عالـمـی را کـرده تسخیر ز نقش شـاهـبـانـویـش هُویدٰاسـت که بر مُـلـکِ شهی خان بوده و میر چــه تــاج پــادشــاهــی بـر گُلالش به خوبی می کند این امر، تـعـبـیـر نه همتایش بود در چـین و ماچین نه در هند و حجاز و غور و کِشمیر چنین ...

داستان کوتاه آخرین تیر

داستان کوتاه آخرین تیر در آن زمان که سپیده فرو می زند  آن دم که چشم ها به آسمان خیره می ماند ،مردمانی گرد هم آمده اند  چه خبر شده است ؟ علت این همه هیوها و بلوا چیست ؟  کمی آن طرف تر جسم بی جان جوانی برومند بر زمین افتاده . او کیست ؟ نام و نشانش چیست ؟ یکی از آن طرف یقه پیراهن را دریده و میگرید و با اشک و هیاهو می گوید آرش از میان ما رفته است او جانش را بر ...

داستان کوتاه قبرستون مخوف

داستان کوتاه قبرستون مخوف قبرستون مخوف بارفتن خورشید انگار شجاعت من هم پا به فرار گذاشت؛ زوزه گرگ‌ها گوشم رو نوازش کرد. چشمام رو بهم فشوردم تحمل اینکه چشمام رو باز کنم و پدیده‌های عجیب ببینم رو نداشتم... بوی سرما تموم وجودم رو به لرزه انداخت، پاهام بی‌اراده رقصیدن دیگه داشت ضربان قلبم کند می‌شود. دست‌های گره خوردم رو باز کردم و زنجیر و پلاکم رو که اسم خدا روش هک شده بود رو فشار دادم و فریاد زدم. - خدایا! به خودت پناه بردم، ...

رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 8

رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 8 بطری چرخید و فلش به سمت سعید رفت، خاطره پوزخندی‌زد. - خب پسر خاله جرئت یا حقیقت؟ - جرئت. - موهات رو بزن. - چی موهام رو بزنم؟! - عه شعید خودت گفتی جرئت موهات رو بزن دیگه. - عه سعید محسن راست می‌گه موهات رو بزن. - اما مهناز جوون همه دخترا کشته مرده موهامن چجوری کچل کنم؟ آقا علی‌یاس عصاش رو برداشت و به زمین ضربه زد. - سعید کچل کن. - باشه. محسن بلند شد و یه ماشین سر آورد ...

شعر پرنده

شعر پرنده

شعر پرنده پرنده که کوچ کند دیگر چشمش به آشیانه ویران شده‌اش نیست تا وقتی که آسمان است و زمین تشنه‌ی عشقش پرنده هر کجا آشیانه می‌سازد حتی زیر زمین پرنده اسیر دانه های اشکانت نمی‌شود پس به پشت سرش آب نریز #آرشیدا

شعر پرواز

شعر پرواز

شعر پرواز دلم مثال سیمرغ پرواز می‌خواهد زمین دست از مس وجودت بکش مرا ثروت اسیر نمی‌کند برای ماندم شاید تنها حرف دلت کافیست صدایم کن تا نگاهت کنم نگاهم کن تا به دورت طواف کنم من شکستم شیهشه،قلب، غرورت را تو شکستی وجود، قلب، ‌عقلم را بیا، بیا دست بکشیم از شکستن من خورشیدم و تو ماه آسمان چشم ندار ببیند هردویمان را می‌ترسم بمانم و خورشید گرفتگی شود می ترسم بروم و ماه گرفتگی شود... تو بگو بروم یا نروم #آرشیدا

شعر اشک

شعر اشک

شعر اشک         شادیم را اشک می‌کنم   تا از یاد نبرم روزگار تلخ و شیرین است   دست از مرواریدانم می‌کشم   تا به یاد بیاورم با دستانی پر از خالی آمده‌ام، با همان ها می‌روم   دستانم را به سوی آسمان می‌گیرم   تا دنیا ببیند من طالب محبت خدایم   طالب محبتی از جنس شیرین مهر و رنگ زیبای صداقت   لبخندم را همچون هق‌هق هایم در سکوت خفه می‌کنم   شاید در کوچه‌ای دیگر، گوشی حسرت لبخند داشته باشد....       #آرشیدا

شعر پدر جان

شعر پدر جان

شعر پدر جان لبخند شیرینت بهانه‌ای برای سجده کردن است اما دل من به دنبال موج های موهایت آمده است نه لبان چشمک زنت تو هوای برای حیاتم خود را پنهان نکن که در حبس چشمانت گرفتارم لبخند ماه مانندت آسمان دلم را روشن می‌کند تو بمان برای من تو بمان برای من من یک امرم را سجده می‌کنم تو بمان تا من در خیمگاهت در امان باشم تو بمان پناه گاهم... بی تو پنهای ندارم #پدرجانم #آرشیدا تقدیم به تموم پدرای دنیا🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

شعر نیمه شب

  • یکشنبه, 18 اکتبر 2020
  • 7:21 ق.ظ
  • اشعار
شعر نیمه شب

شعر نیمه شب نیمه شب بود و همه خواب بودن اشک های درخشانم باز به فکر بازی افتادن سردی فصل زمستان را مثل یخ های جنوب آب کردن ضربان قلبم باز بی تاب انگار نامش را هک می کردند سکوت سکوت بود و یک دنیا درد که مرا در تاریکی خفه می کرد. ستاره های شب سرک کشان به دنیای من چشمک می زند عشق آمد و سرد گفت تو کودکی برو بخواب بغض گلویم ترکید و گفتم کودکی را با آمدنت خواب کردم عشق بوسه زد برلبانم در آتش خلیل سو زاند مرا عشق مقدس است ...

  • 9 روز پيش
  • Arshida557
  • 783 بازدید
  • 2 نظر
مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.