| Sunday 25 October 2020 | 07:30
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان آنلاین عشق تاریک♡پارت_2

خلاصه کتاب:

🌸̈́ب̈́ـ̈́ـ̈́̈́س̈́ـ̈́ـ̈́م ا̈́ل̈́ـ̈́ـ̈́̈́ل̈́ـ̈́ـ̈́ه ا̈́ل̈́ـ̈́ـ̈́ر̈́ح̈́ـ̈́ـ̈́̈́م̈́ـ̈́ـ̈́ن ا̈́ل̈́ـ̈́ـ̈́ر̈́ح̈́ـ̈́ـ̈́ی̑̑ـ̑̑ـ̑م 🌸

 

#مقدمه

 

 

 

یه بهونه کوچیک برای به یاد آوردن یه نفر کافیه اما کی میدونه برای فراموش کردن چند سال باید بگذره؟از کجا معلوم که با مرگ،همه ی خاطرات فراموش میشن؟ممکنه ک این خاطرات فقط برای تو فراموش بشن اما...

کاش آدم آرزوهاش رو توی دنیا بزاره و خاطرات رویاییش رو با خودش ب گور ببره و خاطرات بد رو هم تو این دنیا جا بزاره چون جای چنین خاطراتی فقط توی همین دنیاست.

توی قدیمی ترین عکس ها،همیشه یه نفر هست ک هیچ وقت لبخندش کهنه نمیشه وهمیشه برات یه تازگی خاصی داره.

وقتی لبخندش رو تماشا میکنی آرامش عجیبی توی تمومِ وجودت جریان پیدا میکنه. یه روز همه ی آدما میرن سراغ ی عشق قدیمی توی یه عکس قدیمی زل میزنن بهش و با یه بغض کهنه میگن((مرسی ک  یه روز با تموم وجودت دوس داشتن رو یادم دادی))

#خلاصه

 هم اغوشی با درختانه کوتاه قامته شهر برایش دردناک ترین بهانه بود فصل پاییز با تمام زیبایی هایش رو به اتمام بود همیشه دراین فصل همراه شاهین ب پارک محل میرفتند اما امسال با تمامی سالهای زندگی اش فرق داشت.  یاد روز هایی می افتد ک در اوج خنده اشک از چشمانش سرازیر میشد غم جدایی همچون آتشی قلبش را میسوزاند اشک هایش بی اراده بر روی گونهایش جاری میشدنداین روزهای لعنتی پایان نداشت.. »

رمان من الکساندرام:پارت دهم

رمان من الکساندرام پارت دهم نمیدانم تا چه مدت همانجا بی هدف مانده بودم که با صدای دو سرباز به خود امدم:+تو کیستی؟!اینجا چه میخواهی؟!اهای دختر با تو هستیم؛مگر کری نمیشنوی؟! +از لباس هایش مشخص است که از رتبه ی پایین حرمسرا است؛هی دختر تو بی اجازه اینجا چه میکنی. هول کرده بودم برای همین زبانم به چرخش نمی امد:_مراد:انجا چخبر شده؟!این سر و صدا ها برای چیست؟! برای رفتن خیلی دیر بود؛چرا که او نزدیک شد.وقتی نگاه اش به من افتاد تای ابرویش را ...

  • 74 روز پيش
  • مینا دادرس
  • 11,718 بازدید
  • 2 نظر
رمان آنلاین خانه ای روی خرابه ها پارت دوم

رمان آنلاین خانه ای روی خرابه ها پارت دوم یک هفته ای میشد که زهرا با ما زندگی میکرد اما هر شب از روز را بهانه برای تنبیه کردن من و برادرم پیدا میکرد.بابا حسین دیگه اون بابای ثابق نبود.شده بود فرمانبردار خاله زهرا. با دانیال مشغول بازی بودم: _زهرا:شنیدی حسین همین فردا…همین فردا اون پسره رو میبری بهزیستی جایی…بااین پولی که تو درمیاری نمیتونی خرج هردو قبول کنیم…شنیدی چی گفتم‌. عصبی گفت: _بابا:هر کاری دلت میخواهد کن. صدای در و بعد صدای زهرا که به ...

  • 87 روز پيش
  • مینا دادرس
  • 4,941 بازدید
  • یک نظر
رمان آنلاین من کیم؟ نویسنده نیلوفر انصارا

خلاصه کتاب:

خلاصه:نورا دختری است که بخاطر خیانت وحشتناک مادرش،تمام عمرش را در عمارت پدرش زندانی بوده.شخصیت اصلی سایه است،دختری با خانواده معمولی و زندگی ساده.سایه یک دکتر موفق است و هیچ مشکلی در زندگیش ندارد تا اینکه روزی نورا از عمارت اردلان(پدر نورا)فرار میکند.نورا و سایه با همدیگه برخورد میکنند و هردو از شباهت حیرت انگیز یکدیگر بهم، تعجب میکنند.این دو هیچ رابطه خونی ای ندارند و مثل سیبی هستند که از وسط دو نصف شده.افراد اردلان که به جست و جوی نورا بودند به اشتباه سایه را با خود میبرند و متاسفانه کسی حرف های سایه را درباره اشتباهی گرفتنش باور نمیکند.سایه در عمارت اردلان با تجربه های جدیدی روبه رو میشود و اولین کسی که این تجربه رو برای سایه بوجود میاورد برادر ناتنی نورا آروین است...

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.