برچسب: بهترین رمان

رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 15

+8 رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 15 رها محکم گیج گاهی های سرم رو گرفتم و فریاد زدم. – آخه چرا من….؟ هنوز حرفم تموم نشده بود که صدای بابام رو شنیدم. – این دختره معلوم چه مرگشه؟ – نه انگار حالش یکم بده قرص هاشو که بهش بدم تا غروب می […]

رمان معبود من باش پارت5

+1 رمان معبود من باش پارت5 _تو منو لمس کردی!بعد میگی میخواستی نجاتم بدی؟   _حقت بود میزاشتم بمیری!! ازجام بلند شدم وپشت شلوارمو  تکوندم با عجله وسایلش را داخل کیف کرد وگفت_توهم یکی دیگه مثل بقیه فقط قصد‌ازارو اذیت دارین!! باعجله ازکنارم رد شد وازقصد تنه ای سفت به کتفم زد برای من که چیزی […]

پسرمغرور ودختر شیطون

+16 رمان آنلاین پسر مغرور دختر شیطون پارت۹ همون شماره. دوست شادی بود جواب دادم آرشام: بله دختره:. فک نمیکردم شادی رو به این زودی بکشی و حتی دنبالم نیا آرشام: منظورت چیه دختره: شادی زنده هست با حرفی محکم زدم رو ترمز و گوشه ای پارک کردم تند تند نفس می‌کشیدم گوشی رو کنار […]

رمان فراموشی عشق

+5 رمان انلاین فراموشی عشق پارت 12 _قربان باور کنین ما هم گیج شدیم وای فکر کردیم شما میدونین چیکار کنیم حالا؟ یعنی چی؟ منظورت اینه این دختر همون دختری که با کارن بود؟ همون که شما اوردین خونه؟ گوشی بدین به من زنگ بزنم هلیا ببینم. با هلیا تماس گرفتم اون خونه خالش بود […]

پسرمغرور ودختر شیطون

+6 رمان آنلاین پسر مغرور دختر شیطون پارت۸ شادی: میشه  حرف بزنید عمو فرهاد: کینه عمت از همون موقع شروع شد یه باره در باز شد  علی وارد شد علیم پوزخندی زد که دندان هایه  زشتش  خودشو نشون داد علی:  بابا میخوام   با زنم تنها حرف بزنم برق اشک رو تو چشمایه  عمو حس کردم […]

رمان فراموشی عشق

+2 رمان انلاین فراموشی عشق پارت11 وایی نگو نه نمیخوام. _پس سریع انجام بده کاراتو. باشه مرسی که هستی. _خواهش میکنم باید قطع کنم بعدا تماس میگیرم حرف میزنیم خدافظ مراقب خودتم باش گلم فعلا. خدافظ. هوووف کارن امروز خیلی عصبی مثل برج زهر ماره اصلا نمیشه سمتش رفت حالا باید چیکار کنم. صبر کن […]

IMG 20200904 143823 002 3

+7 رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 8 بطری چرخید و فلش به سمت سعید رفت، خاطره پوزخندی‌زد. – خب پسر خاله جرئت یا حقیقت؟ – جرئت. – موهات رو بزن. – چی موهام رو بزنم؟! – عه شعید خودت گفتی جرئت موهات رو بزن دیگه. – عه سعید محسن راست می‌گه موهات […]

IMG 20201020 190154 355

+8 رمان آنلاین پسر مغرور دختر شیطون پارت ۶ ارشام: چون زیادی داری دلبری میکنی یه موقع دیدی شب یه لقمت کردم شادی: خیلی بدیا ارشام : دیگه دیگه و رفت سمت کمد و لباس عوض کرد منم سرمو پایین انداختم ارشام: بریم؟ شادی: اوهوم کیفمو برداشتم بلند شدم از رو تخت شادی: افسانه جونم […]

×

سلام !

من مدیر سایت هستم و منتظر کمک به شما سوالی دارید مشگلی دارید به من بگید  ...

× سوالتو از من بپرس