| Monday 19 October 2020 | 15:29
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 9

رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 9  لبخندی زد و گفت: _ خدارو شکر نمردمو همسر آقا ماکان رو هم دیدم. به پای هم پیر بشید دخترم این مرد چقدر شبیه بابام بود کاش اون هم دوباره منو بپذیره از عمو رضا خداحافظی کردیم و به سمت خونه رفتیم. حیاطشون بی نهایت زیبا بود. درخت های بید مجنون فضایرمانتیکی رو به وجود آورده بود. سنگ فرش زیبایی داشت و گل های رز زیبا جلوه می کرد. یه تاب هم کنار ...

  • 163 روز پيش
  • مهشاد توفیق
  • 4,785 بازدید
  • 2 نظر
رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 8

 رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 8  از ماشین پیاده شدمو خداحافظ آرومی گفتمودستی به رو سریم کشیدمو روی سرم مرتبش کردم. در و باز کردمو وارد شدم و به کافه نگاه کردم. دکوراسیون خوبی داشت پشت یکی از میز ها یه زوج جوان و پشت میز دیگه دوتا دختر که به نظر می اومد دانشجو باشند. پشت آخرین میز که کنج ترین جای کافی شاپ بود هم یه دختر تنها بود که حدس زدم کیمیا اون باشه. ...

رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 7

رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 7 بر خلاف میلم سریع ازش جدا شدم. به یاشار نگاه کردم که با عصبانیت به زمین زل زده بود و نفس نفس میزد. با ترس و لرز رفتم پیشش تا خواستم بغلش کنم دستامو پس زد و انگشتشو به طرف گرفت و گفت:* _ خوب گوش هاتو باز کن و بشنو. اگه از این در رفتی بیرون دیگه برای اهالی این خونه مردی حق نداری از صد فرسخی این خونه هم رد ...

رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 5

رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 5 من به وضوح می دیدم که بابا موقع توضیح دادن خجالت می کشه و عرق شرم روی پیشونیش نشسته. با شنیدن این حرف های بابا نمی دونستم چه عکس العملی نشون بدم. بابا با همه زندگیش قمار کرده بود.* _  ولی بهار؛ من شده میرم زندان ولی همچین کاری در حقت نمی کنم دیگه بیشتر از این موندن رو جایز ندونستم ، با پاهایی لرزون ایستادم. گویی وزنه صد کیلیویی به پاهام بسته ...

رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 4

رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 4 یعنی کی این وقت شب با بابا کار داره؟ نگران برگشتم به پذیرایی و روی کاناپه نشستم. چقدر دقیقه ها دیر می گذشت! پس چرا بابا نیامد؟ رفتم چادرم رو برداشتم و از خونه خارج شدم در حیاط رو باز کردم و به خیابون نگاه کردم بابا داشت با یه مرد که حتم داشتم فرد پشت آیفون بود بلند بلند حرف میزد.اگه یکم دیگه به همین منوال می گذشت حتماً دعوا ...

رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 3

رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 3 _ بابا چیزی شده؟ _ نه بابا جان اتفاق خاصی نیافتاده _ پس بیاین پایین؛ یاشار اومده می خوایم چایی بخوریم _ باشه بابا برو اومدم سری تکون دادمو از اتاقش اومدم بیرون. چرا حس می کردم چند وقته بابا آشفتست!؟ حتی امروز نکرد ازم سوال بپرسه که امروز چطور گذشت؟ چند وقتی هم بود دیگه از اون پدر خنده به لب خبری نبود تا یه جا می نشست به یک نقطه نا معلوم خیره میشد ...

رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 1

رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 1 (به نام ایزد عشق آفرین) نفس می کشم هوای بودنت را........                     دم و بازدم عطر حضورت را.........                      دیوانه ام می کند مرا در آغوش بگیر.......             به غیر از بازوانت جایی برای افتادن ندارم.... خلاصه رمان: در مورد دختری به نام بهار که برای قرض پدرش مجبور به ازدواج اجباری ...

درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
  • Liu : مرسی کیوتم...
  • پرویز : سلام وقتتان بخیر داستان تلافی ، روایت همیشه آشنای این مرز و بوم است و شما با مها...
  • راز : رمان عالی...
  • Kimiya Eyvazi : چشم گلم⁦❤️⁩🌹...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.