| Tuesday 27 October 2020 | 05:31
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان آنلاین استاد خلافکار فصل2 (پارت 5)

رمان آنلاین استاد خلافکار فصل2 (پارت 5) رمان آنلاین استاد خلافکار فصل2 (پارت 4) * * * * *#هانابا صدای در تند از جام پریدم و درو باز ڪردم.چشماش قرمز شده بود.مثلا امروز قرار بود برگردیم ایران اما دقیقه ی نود بهش یه تلفن شد و اون بدون هیچ توضیحی بیرون زد و الان سه نصفه شب برگشته.ڪنارم زد و تن خسته شو آورد داخل!نتونستم جلوی نگرانی مو بگیرم و پرسیدم_چی شده؟خودش و روی مبل پرت ڪرد. ڪنارش نشستم و بازم ...

رمان آنلاین استاد خلافکار فصل2 (پارت 4)

رمان آنلاین استاد خلافکار فصل2 (پارت 4) رمان آنلاین استاد خلافکار فصل2 (پارت 3) با بی تفاوتی گفتم_مرسی از تعریفت.دستش و به سمتم دراز کرد و گفت_بیا اینجا…چند لحظه خیره نگاهش کردم و دور ازش روی تخت نشستم. لیوان مشروبش و پر کرد و گفت_این قیافه گرفتنت واسه چیه؟با اخم گفتم_یعنی نمیدونی؟لبخند معناداری زد و سر تکون داد_چرا میدونم.با جدیت گفتم_من دیگه ازت بچه نمیخوام آرمین.با خودخواهی گفت_اما من ازت میخوام._تو واسه ی آیلا نتونستی پدری کنی اون بچه با کلی کمبود ...

رمان آنلاین استاد خلافکار فصل2 (پارت 3)

خلاصه کتاب:

لب‌هاش با قدرت روی لب هام نشست و تمام خشمش رو با بوسیدن حریص لب هام تخلیه کرد.
اولین بار بود که از جانب آرمین این طوری بوسیده می‌شدم.همه چیزش با گذشته فرق می‌کرد.قبلا طولانی ترین بوسه‌ش ده ثانیه بود و الان قصد عقب کشیدن نداشت.
نفس کم آوردم و به سینش مشت کوبیدم با نفسی بریده لبش و جدا کرد.

رمان آنلاین استاد خلافکار فصل2 (پارت 2)

خلاصه کتاب:

. صدای مظلوم آیلا رو شنیدم
_مامان… بازم حالت بد شد؟
حتی نتونستم جوابش و بدم.
آرمین با حرص دست زیر پاهام انداخت و بلندم کرد. روی مبل خوابوندتم و گفت
_مشکلت چیه راه به راه شل می‌شی این ور اون ور؟
نگاهم به آیلا بود.. کنارم نشست و سرش و روی سینم گذاشت.
آرمین این بار از آیلا پرسید
_مامانت چشه؟

 

رمان آنلاین استاد خلافکار فصل2 (پارت 1)

خلاصه کتاب:

#لیلی
سرعتم و زیاد کردم تا قبل از قرمز شدن چراغ رد بشم اما از شانس گندم همون لحظه چراغ قرمز شد.
موتور و نگه داشتم.به خاطر دختر بودنم نمی‌تونستم این کلاه کاسکت کوفتی و از سرم در بیارم تا یه کم باد به کلم بخوره.
بی حوصله سرم و چرخوندم و توی ماشین کناری چشمم به استاد مهرداد آریا فر افتاد. لبخندی زدم. چند سال میشد ندیدمش؟به گمونم چهار سال…
سرم و نزدیک بردم تا چیزی بگم که با دیدن شخص کنارش خشکم زد.

رمان آنلاین استاد خلافکار (پارت آخرفصل 1)

رمان آنلاین استاد خلافکار (پارت آخرفصل 1) رمان آنلاین استاد خلافکار (پارت 6) نگاهم و ازش دزدیدم و گفتم_برم یه چیزی واسه شام آماده کنم.نموندم تا جوابی بشنوم و زیر سنگینی نگاهش از اتاق بیرون اومدم. توی اتاق خودم لباسامو عوض کردم و از پله ها پایین رفتم.با دیدن آرمین کلافه گفتم_بسه آرمین چه قدر می خوری و می کشی میمیری ها…جواب نداد. طبق معمول عکس زنش و دستش گرفته بود و سیگار دود می‌کرد.کنارش نشستم و گفتم_تو کی انقدر عاشق شدی ...

رمان آنلاین استاد خلافکار (پارت 6)

رمان آنلاین استاد خلافکار (پارت 6) رمان آنلاین استاد خلافکار (پارت 5) اشکامو پاک کردم و گفتم_نه خیر.فقط ترسیدم… هر کس دیگه ای هم می بود می ترسیدم.از اون نگاهای خر خودتی بهم انداخت.. هر کاری هم کردم نتونستم جلوی نگرانی مو بگیرم و گفتم_چرا این طوری شدی؟خواست جواب بده که صدای عمه اومد_شاه پسرم اومده.خوش اومدی آرش!نفس فوت کردم.آرش به سمت عمه رفت و مشغول سلام احوال پرسی شد.از اونجایی که عمم ارادت خاصی به آرش داشت در خونش و باز ...

رمان آنلاین استاد خلافکار (پارت 5)

خلاصه کتاب:

تڪونی خوردم و نگاهش ڪردم.
درو محڪم به هم ڪوبید و با قدمای بلند به سمتم اومد.
تنم منقبض شد و ناخودآگاه دستمو جلوی صورتم گرفتم.
جز صدای نفس های بلند عصبیش هیچ خبری نشد.دستمو برداشتم و نگاهش ڪردم.
ڪاملا معلوم بود عصبیه… اون هم زیاد!
انگشتش و با تهدید جلوم تڪون داد و لب باز ڪرد چیزی بگه اما منصرف شد.
ڪلافه برگشت و چنگی لای موهاش زد و زیر لب گفت
_لعنت به چشات.
آروم گفت اما من شنیدم و خودمو زدم به نشنیدن.
بلند شدم و در حالی ڪه سعی می‌ڪردم صدام نلرزه گفتم...

رمان آنلاین استاد خلافکار (پارت 4)

رمان آنلاین استاد خلافکار (پارت 4) رمان آنلاین استاد خلافکار (پارت 3) مچ دستمو گرفت و خواست دنبال خودش بکشونه که دستشو پیچوندم و خواستم با پا ضربه فنیش کنم که هدفمو فهمید جا خالی داد.زیر بازوم و گرفت و با خشونت دنبال خودش کشوند.با تقلا گفتم_پیدات کردن دیگه…الکی فرار نکن… دستت رو شد امیر خان.سرعت قدماشو بیشتر کرد و گفت_تو هنوز منو نشناختی!صدای شلیک برای لحظه ای متوقفش کرد.از فرصت استفاده کردم… هلش دادم و با تمام سرعت به سمت در ...

رمان آنلاین استاد خلافکار (پارت 3)

خلاصه کتاب:

چسبیدم به دیوار.اون از اول می‌دونست، از همون اولش همه چیو می‌دونست!
سینه به سینه م ایستاد و گفت
_خودتو خسته کردی خانوم پلیسه،از اول میومدی از خودم سراغ لاله رو می گرفتی باهم کنار میومدیم.
باختم،همه چیو باختم و نالیدم
_کجاست لاله؟
ابرو بالا انداخت و گفت
_جاش امنه.
با نفرت نگاهش کردم و گفتم

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.