| Tuesday 24 November 2020 | 09:06
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام

رمان مرگ برعشق

رمان مرگ برعشق

مقدمه...  دلم برای دخترک درونم تنگ شده...همان دخترکی که به سبکی پر و به سنگینی خاطرات تلخ و شیرین مادرش بود...همان دخترکی که بزرگترین دغدغه اش خشک شدن لاک ناخن و پیدا کردن شاهزاده سوار بر اسب سفیدش بود... همان دخترک خیال پردازی که عاشقِ عاشق شدن بود...همان پرنده مغرورِ مبحوس در قفس که غرورش اجازه التماس برای رهایی نمیداد...همان که به یک باره بزرگ شده...با بی رحمی تمام در دنیای نامردی ها رها شده بودخانم شده بود..!عاشق شده بود.!!...عشق...عشقی که ...

رمان آنلاین مرگ برعشق

رمان آنلاین مرگ برعشق

پارت اول...   چرا مرگ بر عشق؟ عشق...بی وفا ترین و بی احساس ترین احساس آدمیست...او همواره در حال شبیخون زدن به روح و جان آدمیست...نبرد نابرابری که میان عشق و عقل سر میگیرد و برعکس هربار،"عقل پیروز میدان نمیشود"چرا که عشق، پشتیبانی قوی چون قلب دارد!قلبی که احساس عشق را در سراسر بدن پمپاژ کرده،.همه را همراه خود میسازد......'عقل که کوتاه می آید'...از اریکه قدرت به زیر میکشانندش و به جایش "دیوانگی" را مینشانند...دیوانگی که می آید...غرور میرود...شخصیت میرود...عزت نفس میرود...شوخی که ...

رمان آنلاین تپش پارت 4

رمان آنلاین تپش پارت 4 پشت سرشم و بوی عطرش رو که به بینی ام میخورهرو با تمام وجود به ریه هام میفرستم .قلبم از هیجان تند میزنه ، آخه هیج وقت حتی ازذهنمم رد نمیشد که آران یه روزی خونمون بیاد !!به سمت بابام اینا میره و باهاشون سلام احوالپرسی میکنه بعد به سمت ساشا میره ، خودش رو معرفی میکنهو بعد دستش رو به سمتش دراز میکنه .ساشا اما با اخم نوک دستش رو میده و بعد یه سلامکوتاه ...

رمان انلاین_فاصله از جهنم من تا بهشت تو

  پارت سوم_فاصله از جهنم من تا بهشت تو اصلن چه فرقی میکرد مگر دامادش به انتخاب من بود که حالا حلقه اش مهم باشد.امروز قرار بالاخره شازده رو ببینیم تا بریم برای انجام آزمایش لازمه.چون محرم و نامحرمی برای دو خانواده مهم بود خواهر کوچک ترش قرار بود مارا همراهی کند.با صدای بلند شدن آیفون مامان جواب میدهد:_مامان:چشم الان میگم بیادش پایین. چادر را روی مقنعه ام درست میکنم و با بدرقه ی مامان راهی میشوم.سر به زیر از در حیاط بیرون ...

رمان آنلاین تپش پارت 2

رمان آنلاین تپش پارت 2 با اخم میگه : عوض تشكرته نمک نشناس ؟با ناراحتی میگم : آخه از درسمم جا موندم !!!سرش رو میچرخونه و میگه : بیا بی حرف دنبالش راه میوفتم که روی صندلی میشینه و دستش رو به کنارش میزنه و میگه : بیا بشین کنارش میشینم و ازم میپرسه : سال چندمی لبخند میزنم و میگم : کلاس دهمم میخنده و با دستش روری بینی ام ضربه میزنه و میگه : پس هنوز خیلی بچه ای ...

کتاب سیاه چاله ها پارت 2

خلاصه کتاب:

کتاب سیاه چاله ها در مورد تاریخچه و وضعیت فعلی درک علمی سیاه چاله ها ، تحقیق در مورد آنچه در آن ها است ، نحوه شکل گیری آنها ، کاربردهای احتمالی و آنچه در مورد سرنوشت جهان به ما می گویند بحث می کند.

رمان آنلاین سرنوشت شوم

رمان آنلاین سرنوشت شوم

اسمش سلنا هست،همان دختر عاشق میان انتقام عشقش و همسرش دست و پا میزند؛ زجر میکشد در جهنم همسرش فراز میسوزد؛ این میان عشقش تیام نیز به فکر انتقام است؛ ازدواج اجباری؛سلنا با فراز؛عشق آتشینی که جدایش اول ماجرا هست؛ کینه میان دو برادر پدر سلنا؛پدر فراز کینه د انتقام ریشه دوانده در دل فراز؛ اما این میان از کسی انتقام میگیرد پارت_1 با دیدن برادرم اروم زیر لب صلواتی فرستادم و رو به تیام گفتم _تیام.... دا...داشم +داداشت چی عزیزم _تیام داداشم داره میاد اینجا +شوخی نکن سلنا بزار گیتارمو بزنم حال داری ...

دانلود رمان شروع عشق با تو

دانلود رمان شروع عشق با تو

سلام خدمت دوستان عزیزم در سایت امروز اومدم خدمتتون همراه با رمان شروع عشق با تو این رمان با 1 فرمت قابل دانلود میباشد Pdf خلاصه ی رمان رو تقدیمتون میکنم و در آخر هم لینک های دانلود رو براتون میزارم خلاصه: داستان در مورد دختری که بعد از ۲۷ سال یه شبه ۵نفر از اعضای خانواده اشو از دست میده و وارد راهی میشه که پایانی نداره‌.... راه انتقام چندین و چند ساله. آیا با عشق انتقام تموم میشه؟ اینم خلاصه ی رمان بود تقدیمتون شد

رمان آنلاین مملو از تهی

رمان آنلاین مملو از تهی

بسم الله الرحمن الرحیم نام رمان مملو از تهی برای سومین بار نگاهی به ساعت مچی دستم کردم بله طبق معمول مریم خانم دیر کرده بود. فقط پنج دقیقه به شروع کلاس مونده بود. شوتی به سنگ ریزه ی جلوی پام زدم، کوله ی سنگین روی شونمو جا به جا کردم و به درخت رو به روی نگهبانی تکیه دادم بلکه خانم از راه برسه. همیشه از کلاسای ظهر متنفر بودم ولی امروز چون آخرین کلاسه ظهرم بود خوشحال بودم. با شنیدن صدای خنده ی گروهی ...

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • مدیر سایت : این رمان ادامش در فروشگاه عزیز...
  • مدیر سایت : عزیز این رمانو باید بخرید و اگر خرید کردین دانلود نشد پیام بدید تا پیگیری کنم...
  • maha : دان نمیشع ک...
  • هانیه : موفق باشی عزیزم خیلی خوبه 😘💋...
  • Samaneh najafi : چشم عزیزم و خوشحالم که خوشتون اومده...
  • هانیه : این رمان بسیار عاای هستش لطفا زود به زود پارتگذاری کنید...
  • elnazz : ممنون😍...
  • nvisanderaheleh : منتظر نظرهای خوب شما هستم🙇...
  • Novel_elnazz : 😍😍😍😍...
  • زهرا : بی صبرانه منتظر پارت بعدی هستم😍...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.