برچسب: آرش کمانگیر

داستان کوتاه آخرین تیر در آن زمان که سپیده فرو می زند  آن دم که چشم ها به آسمان خیره می ماند ،مردمانی گرد هم آمده اند  چه خبر شده است ؟ علت این همه هیوها و بلوا چیست ؟  کمی آن طرف تر جسم بی جان جوانی برومند بر زمین افتاده . او کیست […]

شعر آرش کمان گیر 1 یکی حادثه آمده به میان شده الگویی بهر ایرانیان اگر پی بری تو بر عمق آن بگیرد نفس و ببندد زبان ز تورانیان سپاهی زیاد مسلط بگشتند به ما آن زمان بخوردند، بکشتند و آتش زدند که خوناب به جوی ها بگردید روان کنامِ پلنگان ایران زمین شده جای روبهِ […]