سرزمین رمان آنلاین
با ما همراه باشید با رمان های آنلاین روز دنبا بهترین رمان هایی که در جهان دارن نوشته میشن…
دانلود اپلیکیشن

سلام دوستان عزیز روی عکس بالا کیلیک کنید و اپلیکیشن سایتو دانلود کنید و راحت تر تمام رمان های سایتو مطالعه کنید.

روی تصویر کیلیک کنید و مارو در اینستاگرام دنبال کنید

رمان ارباب خشن و هات من پارت دوم

  • دوشنبه, 23 مارس 2020
  • 01:37
رمان ارباب خشن و هات من پارت دوم
حراج!
(دیدگاه کاربر 1)

هزار تومان20 هزار تومان15

توضیحات

رمان ارباب خشن و هات من پارت دوم

نویسنده : ع. آ. س ققنوس

توضیحات نویسنده : دوستان گلم برای این رمان زحمت های زیادی کشیده شده برای  نوشتنش لطفا برای اینکه زحمات ما هدر نره و رمان های بهتری رو در اینده از ما ببینید حتما از سایت سرزمین رمان های آنلاین این رمان رو خریداری کنید .

دوستان عزیز در دو فایل پیدی اف من قرار دادم هم فایل 1 و هم 2 رو میتونید هر دو رو دانلود کنید .

چند پارتی از فصل دو :

وقتی رسیدم هوا کاملا تاریک بود و پرنده پر نمیزد

وارد عمارت شدم و ماشین رو پارک کردم و پیاده شدم فرشته کوچولوم صندلی عقب به خواب رفته بود

خدا من رو لعنت کنه که دخترم باید بدون مادرش بدون عشق مادری بزرگ شه

ای کاش ساحل بود…

آهی از حسرت کشیدم و در عقب رو باز کردم و به آرومی فرشتم رو بغلم کردم و وارد عمارت شدم

یکی از خدمه ها که مشغول تمیزکاری بود وقتی من رو دید امد سمتم و خوش آمد گفت
سرتکون دادم و گفتم:اتاق دخترم آمادس

_بله آقا بفرمایید

رفتم طبقه ی بالا و در اتاقش رو باز کردم و روی تخت گذاشتمش،اتاقش درست همونطوری که گفتم درستش کرده بودن

به فرشتم نگاه کردم،چهره ی معصومش من رو یاد ساحل می نداخت،آخ ساحل کاش بود بودی

کاش بودی و می تونستم از وجود بی نیاز شم…
دوباره آهی کشیدم و پیشونی فرشتم رو بوسیدم و از اتاق امدم بیرون و رفتم سمت اتاق خودم

اتاقی که یاد آور خیلی از خاطرات گذشته بود،

خواستم وارد شم اما پیشمون شدم چطور می تونستم به اتاقی بردم که با ساحل خاطرت خوب و بد داشتم؟

رفتم اتاق مهمان تصمیم گرفتم اونجا باشم،دراز کشیدم روی تخت و چشمام رو بستم

اما خوابم نمی برد انقد این پهلو اون پهلو کردم تا بالاخره خوابیدم.
*****
صبح با بالا پایین شدن تخت چشم باز کردم که فرشتم رو دیدم با اخم نگاهم میکنه
بغلش کردم و روی موهاش رو بوسیدم و گفتم:فرشته ی بابا چرا اخم کرده

_بابا خیلی بدی چرا من رو تنها گذاشتی باید شب پیشم می بودی

_ترسیدی؟

لب ورچید و سرش رو به علامت آره تکون داد

گونش رو بوسیدم و گفتم:ببخشید از امشب کنار خودم می خوابی باشه خوشلگم؟

لبخندی زد و گفت:باشه ولی قول دادیا

_بله من زیر قول با فرشته خانمم رو نمیزنم

_بابایی بریم صبحانه بخوریم من گرسنمه

_باشه عشق بابا بزار برم دست و صورتم رو بشورم باهم بریم باشه دخترم؟

_چشم

بی بلا رو زمزمه وار گفتم و وارد سرویس بهداشتی شدم و بعد از کارام با فرشته رفتیم پایین و نشستیم سر میز پر از مخلفات و رو به فرشتم گفتم: خب دختر بابا چی برات لقمه بگیرم؟

فرشته با ذوق میز و نگاه کرد و گفت:امم عسل با خامه دوست دارم

لبخندی زدم و گفتم:چشم عسل و خامه هم برات میزارم

*ساحل*

_وای فرهاد خستم کردی بچه بشین یه دو دیقعه

_مامان هیجان دارم خیلی زیاد

لبخندی بهش زدم و گفتم:دوست داری مدرسه رو؟

_آره مامان خیلی

به ساعت بزرگ سالن نگاه کردم نزدیکای 11 شب بود رو به فرهاد گفتم:پسر مامان پاشو بریم بخوابیم که صبح زود باید بری مدرسه

دستاش رو بهم کوبید و گفت:هورا فردا میرم مدرسه

امد سمتم و باهم رفتیم اتاقش و دراز کشید روی تخت و چشماش رو بست ولی یکم بعد دوباره باز کرد و گفت:مامان

_جانم؟

_فردا بچه های دیگه هم با ماماناشون میان؟

اخم ریزی کردم و گفتم:خب آره

_یعنی با باباشون نمیان؟

_خب شایدم بیان چطور پسرم؟

_چرا من بابا ندارم؟

با ناراحتی نگاهش کردم و گفتم:کی گفته نداری عزیزم؟ داری ولی خب بابات الان یه جای خیلی دوره

_دور؟یعنی کجا؟

_خب یجای خیلی دور که بزرگتر شی میفهمی

با چهری متفکر باشه ای گفت و چشماش رو بست و براش لالایی که خوندم کم کم خوابش برد….
******

_وای دایی نریمان چقد اینجا شلوغه!

_چیه پسر نکنه ترسیدی؟مرد که نمی ترسه

_نه نترسیدم فقط نمیدونستم انقد شلوغ میشه

با لبخند رو بهش گفتم:پسر گلم اینجا مدرسس کلی پسر میاد اینجا مثل تو که درس بخونن و در آینده یه شغل خوبی گیرشون بیاد

_من میخوام چیکاره شم مامان؟

_این رو خودت باید پیدا کنی فدات شم

خواست چیزی بگه که با صدای مربیشون هر سه رفتیم سمتش و مشغول حرف زدن باهاش شدیم

*یاشار*

به فرشته کوچولوم نگاه کردم که با غم با دخترایی که همراه مادراشون امده بودن نگاه میکرد

اون لحظه دلم می خواست خودم رو نیست و نابود میکردم

تنها یک اسم تو ذهنم رد میشد ساحل

آخ ساحل کاش بودی کاش ترکم نمیکردی کاش بودی

آهی کشیدم و رو به فرشتم گفتم:خوب دختر بابا بگو ببینم از مدرست راضی؟ دوسش داری؟

_آره بابایی خوشگله

باهم رفتیم سالن مدرسه،چون محیط دخترونه بود خیلی نزاشتن من بمونم پس با فرشتم خدافظی کردم و بهش اطمینان دادم که حتما میام دنیالش

و از مدرسه خارج شدم و رفتم سمت ماشینم و نشستم خواستم روشنش کنم که با دیدن نریمان و یه دختر دیگه تعجب کردم

اخمام رفتن توی هم پس بالاخره نریمان زن گرفت!

خانمش چهرش رو نمی دیدم رفتن سوار ماشین بشن خواستم بی تفاوت ماشینم رو روشنم کنم اما

نه خدایا این امکان نداره

س…ساحل؟نه اون که مرده

نه امکان نداشت اون نمی تونه ساحل باشه شاید شبیهشه

انقد تو فکر بودم که اصلا متوجه نشدم که کی امدن و از اونجا رد شدن

منم با اعصابی داغون رفتم عمارتم…

وارد عمارت که شدم سریع به یکی از نگهبانا گفتم بیاد دفترم به 5 دیقعه نرسید که جمال امد و گفت:جانم ارباب با بنده کاری داشتین؟

با اخمای درهم گفتم:میری و درباره ی خان،پدر زنم تحقیق می کنی ببینی کی اونجاست و خان با کی زندگی میکنه!

_چشم ارباب

_فقط حواست باشه شناخته نشی

_چشم حواسم هست

_می تونی بری

وقتی رفت نشستم روی صندلیم و به فکر فرو رفتم یعنی ممکنه خودش بوده باشه؟

اما چرا با نریمان بود! نه امکان نداره یعنی اون رو به من ترجیح داده؟

نه مطمئنم خودش نیست ساحل زن منه مال منه

حتما نظرات زیبای خودتونم برای ما ارسال کنید

Hits: 5440

  • اشتراک گذاری
تبلیغات
  • برچسب ها:
  • 65 روز پيش
  • مدیر اصلی سایت
  • 5,063 views
  • 4 نظر
https://beautyvolve.ir/?p=11241
لینک کوتاه مطلب:
موضوعات مرتبط
نظرات این مطلب
  • maryam
    دوشنبه 27 آوریل 2020 | 06:47

    ببخشید اگه بخوایم رمانو بخریم از تلگرام میفرستید
    بعد رمان ارباب خشن و هات من هم فصل اول و هم فصل دوم رو میفرستید لطفا جواب بدید ممنون از سایت خوبتون💛

    6+
    • admin
      چهارشنبه 6 می 2020 | 20:21

      سلام عزیز خوبی دوست گلم ارباب خشن هات من پارت یک و دو رو شما رو خرید بزنید و بعد از واریز وجه لینک دانلود در اختیار شما قرار داده خواهد شد به صورت خودکار ولی میتونی رو بنر داخل سایت کیلیک کنی اینستاگرام مارو فالو کنی و اونجا پیام بدی یا با شماره ی 09221706572 در تلگرام به ما پیام بدی هر شب انلاینیم و پاسخ شمارو خواهیم داد و اگر بعد واریز کتابو نتونستید دانلود کنید ما اونجا براتون ارسال میکنیم هر دو کتاب رو موفق باشید

      3+
      • Maryam
        سه‌شنبه 12 می 2020 | 01:02

        خیلی ممنون

        0
        • admin
          چهارشنبه 13 می 2020 | 14:16

          خواهش میکنم عزیز وظیفه بود

          0

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

ورود کاربران

درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان های آنلاین حامی نویسندگان جوان که کلی امکانات برای نویسنده های جدید داریم و به صورت رایگان هیچ هزینه ای هم از نویسنده دریافت نمیشه بابت خدمات برای اطلاعات بیشتر مارو در اینستاگرام دنبال کنید تنها قانون هم برای نویسنده ها رضایت کاربران میباشد
آخرین نظرات
  • admin : سلام عزیز این رمان ماهیانه یک پارت داره تا بعد امتحانات بعد میشه هفتگی یک پارت...
  • اسما بخشی : سلام کی پارت 10رو میذارین فقط این رمان هفته ای چند پارت گذاشته میشه؟؟...
  • admin : Hello, please follow our Instagram We don't have a newsletter right now, but it...
  • admin : ممنونم عزیز لطفا مارو در اینستاگرام هم دنبال کن...
  • امید : عالی بود...
  • blog : Hello, I desire to subscribe for this website to get latest updates, so where ca...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • admin : لطفا اینستای مارو فالو کنید و از اونجا با ما در ارتباط باشید اگر مشگلی بود...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • محدثه : پارت 9 کی میاد؟؟؟؟...
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده