| Tuesday 20 October 2020 | 19:46

سرزمین رمان آنلاین

سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون

روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان آنلاین دروغی با طعم زندگی پارت 3

رمان آنلاین دروغی با طعم زندگی پارت 3  از کارگاه رفتم بیرون سر راه کادوی ستاره رو خریدم و رفتم خونه. تو اتاقم بودم و داشتم آماده می شدم که بابا در اتاقم رو زد. -- سپهر جان بابا می تونم بیام تو. - آره بابا جان بفرما تو. بابا وارد اتاق شد و روی تخت نشست.  -- سپهر بیا بشین باهات کار دارم . کنارش نشستم. - چیشده بابا اتفاقی افتاده ؟ -- نه پسرم نه نگران نباش اتفاقی نیوفتاده ،امشب مهری ...

دلنوشته عشق

دلنوشته عشق

دلنوشته عشق دلم می‌خواهد بلند شوم ببینم که خواب دیده‌ام؛ خواب دیده‌ام که من به سمت تاریکی تو دویدم تو روشنایی‌ام را رد کردی.... خواب دیده‌ام که من از غرور و نفس خود برای تو گذشتم، تو هر کجا که دوست داشتی مرا با هیچ یکسان کردی. اما باز سکوت کردم ای‌کاش فقط یک بار صدای خورد شدن مرا می‌شنیدی! صدای خورد شدن قلب همچون صدای شکستن شیشه است... من دیدم که تو دیگران را بیشتر از خود دوست داری اما بر خلاف ...

رمان آنلاین مال من باش پارت 13

رمان انلاین مال من باش 13 سلام دوستای عزیزم ببخشید بابت تاخیر و وقفه ای که بین پارت ها افتاد این هفته خیلی سرم شلوغ بود سعی میکنم از این به بعد پارت ها رو منظم تر براتون بذارم . . صدای اس ام اس گوشیم بلند شد برش داشتم که دیدم هشتا میسکال از باراد داشتم وایی گوشیم سایلنت بوده ای تو روحت پرنو که همه رو علاف خودت کردی . اس ام اسو باز کردم -باراد : پرنو کجایی ؟ چندبار ...

رمان آنلاین نوازش پارت۸

رمان آنلاین نوازش پارت۸

رمان آنلاین نوازش پارت ۸ #نواز ش چشمانم را باز کردم، تازه فهمیدم کجا هستم، لب گشودم و از راننده پرسیدم: + ببخشید؛ ما کجا هستیم الان؟ لبخندی زد و گفت:- یه ساعت دیگه به تبریز میرسیم دخترم. تو بخواب لزومی ندارد بیدار باشی، ولی شام چیزی نخوردیا، یه موقع دیدی ضعف کردی، میخوای وایستم چیزی واست بخرم؟لبخندی به این حس پدرانه اش زدم و‌ گفتم:- اگه جای مطمئنی میشناسید نگه دارید چیزی بخرم، هنوز یه ساعت تا تبریز راهه، با نیم ساعت تاخیر هیچی ...

رمان +18

رمان +18

رمان +18 رمان +18 اگه رمان +18 هستی این مطلب رو از دست نده، در اینجا قصد دارم بهترین رمان های بالای 18 سال دنیا رو بهت معرفی کنم. منظور از رمان های بالای 18 سال رمان هایی هستند که از هر نظر خوندن اونها به سنین کمتر از 18 سال توصیه نمیشن، خواه از نظر احساسی، یا ترس یا قتل و جنایت. حالا اگه موافقی  با رمان های بالای 18 سال هم آشنا بشی تا انتهای این لیست 20 تایی همراه من باش. بهترین ...

داستان کوتاه عشق

داستان کوتاه عشق

داستان کوتاه عشق به نام خدا برای بار هزارم صدای خنده و حرفاش توی سرم اکو شد. - هاها، دیونه فکر می‌کنی من تو رو تنها می‌زارم، من دوست دارم. به دور و اطراف نگاه کردم؛ دست گل رز خوشک شده دو روز پیش که روی عسلی بود و دیگه رنگی نداشت، یه خونه سرد که دیگه عروسی نداشت. من و مسخر می‌کردن. پوزخندیزدم، لب‌زدم. - ده لعنتی اگه این تنهایی نیست پس چیه؟ صدام داخل خونه اکو شد، منی که از تنهایی بیزار بودم. داخل یه خونه ...

دلنوشته من‌وتو

دلنوشته من‌وتو

دلنوشته من‌وتو خدایا! پرم درست مثل ابرهای پاییزی که دلشون پره بی‌وقفه می‌بارن، دوست دارم ببارم توی دلم طوفانه اما لبخند مهمون لبامه، می‌خندم نه به‌خاطر اینکه شادم بلکه به خاطر اینکه نمی‌‌خوام دوباره رودست بخورم... خدایا کی می‌تونه مرهم زخمامم باشه محرم حرفام؟ دیگه به هیچ کی اعتماد ندارم، اون کاری کرد که بی‌اعتماد بشم به خودم به تو به دیگرون همش حس می‌کنم اطرافم پر از گرگ‌ها و لاش‌خوراییه که کمین کردن تا من زمین بخورم تا بگم خستم... منتظرن ببینن کم ...

رمان آنلاین دروغی با طعم زندگی پارت 2

رمان آنلاین دروغی با طعم زندگی پارت 2   صبح که ازخونه بیرون زدم اول از همه یه روزنامه همشهری خریدم تا ببینم آقا نیما خرابکاری نکرده باشه.آگهی رو پیدا کردم ،خدارو شکر دست گل آب نداده بود. یه زنگ به نیما زدم. -- الو سلام سپهر. - سلام آقای نیک پور،چه عجب کاری رو که بهت گفتم رو درست انجام دادی! -- وای از دست تو سپهر یه جوری میگی انگار من هروز خرابکاری می کنم.حالا دوبار از دستم رفت دیگه آبرومو ...

رمان آنلاین دایره عشقی پارت3

رمان آنلاین دایره عشقی پارت3 کی بود کارن جوابی ندادم چن لحظه بعد صدایع اس ام اس گوشیم بلند شد رها یه نگاه به گوشیم کرد و یه دفعه از جا پرید به سرعته نور رفت سمته در و قبله اینکه ما بش برسیم از خونه زد بیرون با عصبانیت راه افتادیم دنبالش داد زدم_رهاااااا سواره ماشین شدیم و گاز دادم پشته ماشین رها رفتم ولی سرعتش خیلی خیلی زیاد بود لنتی امیر با تهدید گف_یه چک و که از من داشته باش اهورا_از منم همینطور با غیض و محکم گفتم_منم ...

درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.