سرزمین رمان آنلاین

با ما همراه باشید با رمان های آنلاین روز دنبا بهترین رمان هایی که در جهان دارن نوشته میشن…

دانلود اپلیکیشن

سلام دوستان عزیز روی عکس بالا کیلیک کنید و اپلیکیشن سایتو دانلود کنید و راحت تر تمام رمان های سایتو مطالعه کنید.

روی تصویر کیلیک کنید و مارو در اینستاگرام دنبال کنید
رمان آنلاین هلما پارت دهم

رمان آنلاین هلما پارت دهم بالاخره امتحانای ترم شروع شد و میرفتیم امتحان میدادیم و برمیگشتیم سحر برای امتحانا خیلی تلاش میکرد حتی بعضی وقت ها میومد پیشه من تا با هم کار کنیم درسش هم خیلی خوب شده بود از اون روز دیگه با شهاب و محمد برخوردی نداشتیم هر دفعه هم که همو میدیدیم راهمونو کج میکردیم تا به هم بر خورد نکنیم یا مجبور به صحبت کردن با هم نشیم اون روز هم خاطره خوبی و هم خاطره بدی برام جا گذاشت و یک زخم که فکر نکنمم ...

رمان آنلاین مریم پارت 3

رمان آنلاین مریم پارت 3

رمان آنلاین مریم پارت 3 • الان بعد از چند ماه من با خیال راحت میتونستم درسمو شروع کنم.. • با شروع مهرماه زندگی من هم شروع شد • یکی پس از دیگری کلاس هارو رد میکنم • محمد دندون در آورده و منو ناز خاتون و ساناز سه نفره جشنی براش گرفتیم و چقد بانمک میخنده این پسرک من • چقد بین خنده ها چشمام پر شد وقتی جای خالی بابا مامان رو میدیدم...... • امشب بدجور هوای بابا مامان رو دارم 7 ماهه که ...

رمان آنلاین پناه من باش پارت 9

رمان آنلاین پناه من باش پارت 9 فرشته با اخم شیرینی رو کرد بهم و گفت دیگه نبینم به من بگی فرشته خانوم بگو مامان.. توهم برام مثل بارانمی ... انشالله منم برات بتونم مثل مادرت باشم با بغضی که الان چند وقته همدمم شده بود گفتم ممنونم ....مامان فرشته اغوششو باز کرد و بهم اشاره کرد + بیا ..بیا دخترم تو جات اینجاست... منم که از خدا خواسته دوباره بغلش کردم و عطرشو با ولع بو کشیدم... حالا که جو سنگین شده بود همه میخواستن به نحوی جو ...

  • 14 روز پيش
  • عسل قلی پور عسل قلی پور
  • 23 views
  • ارسال نظر
رمان شیرین مثل عشق پارت پانزدهم

رمان شیرین مثل عشق پارت پانزدهم سکوت بدی داخل ماشین بود خیلی از سکوت بدم میادد.. دستمو بردم و صدای اهنگ رو زیاد کردم.. چند تا اهنگ رد کردم تا رسیدم به یه اهنگ خوب .. (دورترین نزدیک.. علی یاسینی🤓♥️) ارشام با اهنگ میخوند ... وایی این چرا انقد صداش خوبه.. _ارشااام ارشام: بلههههه _چرا انقد صدات خوبه؟؟ چرا قیلا رو نکردی شیطون؟ ارشام با خوشحالی گفت: واقعا صدام خوبه؟؟.. الان از من تعریف کردی؟؟ _ پ ن پ با خودم بودم:/ جدی خیلی قشنگ صدات‌.. ارشام: مرسییی.. چشات قشنگ میبینه... نه یعنی چیزه گوشات قشنگ ...

رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 9

رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 9  لبخندی زد و گفت: _ خدارو شکر نمردمو همسر آقا ماکان رو هم دیدم. به پای هم پیر بشید دخترم این مرد چقدر شبیه بابام بود کاش اون هم دوباره منو بپذیره از عمو رضا خداحافظی کردیم و به سمت خونه رفتیم. حیاطشون بی نهایت زیبا بود. درخت های بید مجنون فضایرمانتیکی رو به وجود آورده بود. سنگ فرش زیبایی داشت و گل های رز زیبا جلوه می کرد. یه تاب هم کنار ...

  • 18 روز پيش
  • مهشاد توفیق
  • 38 views
  • 2 نظر

رمان آنلاین مریم پارت 2

رمان آنلاین مریم پارت 2

رمان آنلاین مریم پارت 2 • حال شوهره خودش آن دختر بی کس و کار را با تمام بی رحمی میخواست صیغه کنه • من در دنیا یه محمد داشتم و یه نازخاتون و یه رفیق که با تمام مهربانیش انرژیش را صرف منو محمد می‌کرد تا من از گوشه گیری دربیام.. • ساناز مثل خواهر نداشتم کنارم بود کسی بود که تا 40 روز وقتی از حال و هوای عزاداری در نیومده بودم محمد رو از من بهتر نگه داشته بود محمدی ...

رمان آنلاین خنده های خواب و بیدار پارت پنجم

رمان آنلاین خنده های خواب و بیدار پارت پنجم دستمو روی دستگیره در گذاشتمو با یک نفس عمیق سریع در اتاقو باز کردم همه چیز مرتب و عادی بنظر میومد با قدم های لرزون سمت رگال لباسها رفتم، زیر چشمی تمام اتاق رو زیر نظر میگرفتم کوچیک ترین صدایی لرز به بدنم مینداخت ، سریع لباسامو پوشیدم ،موهای چتریمو مرتب کردم، آرایش ملایمی هم انجام دادم و ب حالت دو از اتاق خارج‌شدم ، قلبم محکم‌به قفسه سینم میکوبید شماره جیدا روگرفتم -من آماده ام کجایی؟؟؟! +خوبه ...

رمان آنلاین تاوان گناهم پارت 4

رمان آنلاین تاوان گناهم پارت 4 اراز دستش رو گرفت و بلندش کرد بلند شو باید بريم به دنبال اراز رفت تو ی جنگل پدرش رو دید بابا پدر سمر با شنیدن صدای دخترش به سمت او برگشت جان بابا وبعد اورا درآغوش گرفت بابا بخدا دروغ میگن میدونم دخترم میدونم من برات پدری نکردم اما اینم میدونم دختر من پاک پاک هستش ولی باید بري بابا جان کجا برم آخه چی ميگين اراز میدونه تو رو کجا ببره برو باهاش دخترم اراز جلو اومد عمو باید بريم الان مرداي روستا ميوفتن ...

رمان آنلاین محکم ترین بهانه پارت پنجم

رمان آنلاین محکم ترین بهانه پارت پنجم 📝 نویسنده#زفاطمی(تبسم) ♥️ #پارت_پنجم فصل سوم. عصر شده بود و من از تنهایی خسته شده بودم و بی حوصله بودم .تصمیم گرفتم به دنبال پریا بروم تا باهم به خرید برویم که ناگهان صدای بازشدن در حیاط مرا به سمت در ورودی کشاند .پدرم در را باز کرد ,خانواده ام از سفر برگشته بودند از خوشحالی دیدار انها به سمتشان دویدم و پدرم را در آغوش گرفتم و به آنها گفتم : -سلااااام خوش اومدید .خیلی منتظرتون بودم ...

رمان آنلاین مریم پارت 1

رمان آنلاین مریم پارت 1 بسم تعالی مریم • چشمام شاید از حدقه دراومد وقتی حرف عموحاجی رو شنیدم که چی چون پدرنداشتم چون بالاسر مادر نداشتم چون یه برادر داشتم که مثل یه مادر باید بزرگش میکردم چون تنها بودم به خودش جرات داده که بیاد و بهم این پیشنهاد بده.. نفهمیدم کی نفهمیدم چجوری درو باز کردم به معنای واقعی گفتم از خونه من گم شید بیرون جوری صدامو بالا بردم از ترس آبروش فوری رفت و من موندم یه عالمه ...

رمان آنلاین پناه من باش پارت 8

رمان آنلاین پناه من باش پارت 8 مثل یه دختر خوب نشستم سر جای قبلیم و سروپا گوش شدم که شروع کرد به حرف زدن +ببین.. نمیدونم از کجا باید شروع کنم نه تو به این ازدواج راضی هستی نه من!! و ما مجبور به این وصلت هستیم اما من یه راه حل دارم که یکمی زمان بخریم بعدش هم میتونیم بگیم ما به درد هم نمیخوریم.. و بعدش جدا بشیم الانم وقتی که رفتیم بیرون طوری رفتار میکنیم که انگار از هم خوشمون ...

  • 25 روز پيش
  • عسل قلی پور عسل قلی پور
  • 69 views
  • ارسال نظر
رمان آنلاین هلما(پارت نهم)

رمان آنلاین هلما(پارت نهم) تو راه برگشت از زخم روی صورتم خون میومد و سوزش شدیدیم داشت تقریبا کله صورتم خونی شده بود با اینکه دستمال گذاشته بودم زخمش از پیشونیم بود تا ابروم الا اگر مامان بود میگفت (خدارو شکر به چشمت آسیب نرسید)واقعنم خدارو شکر یکمی سرم گیج میرفت ولی زیاد بهش توجه نکردم سحرم همش با نگرانی حالمو میپرسید وقتی رسیدیم و انقدر گیج بودم حتی وسایلمو برنداشتم بدون توجه صدا زدنای سحر تلوتلو خوران به سمت خونه رفتم تو راه چند دفعه نزدیک بود بخورم ...

ورود کاربران

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان های آنلاین حامی نویسندگان جوان که کلی امکانات برای نویسنده های جدید داریم و به صورت رایگان هیچ هزینه ای هم از نویسنده دریافت نمیشه بابت خدمات برای اطلاعات بیشتر مارو در اینستاگرام دنبال کنید تنها قانون هم برای نویسنده ها رضایت کاربران میباشد
آخرین نظرات
  • admin : سلام عزیز این رمان ماهیانه یک پارت داره تا بعد امتحانات بعد میشه هفتگی یک پارت...
  • اسما بخشی : سلام کی پارت 10رو میذارین فقط این رمان هفته ای چند پارت گذاشته میشه؟؟...
  • admin : Hello, please follow our Instagram We don't have a newsletter right now, but it...
  • admin : ممنونم عزیز لطفا مارو در اینستاگرام هم دنبال کن...
  • امید : عالی بود...
  • blog : Hello, I desire to subscribe for this website to get latest updates, so where ca...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • admin : لطفا اینستای مارو فالو کنید و از اونجا با ما در ارتباط باشید اگر مشگلی بود...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • محدثه : پارت 9 کی میاد؟؟؟؟...
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده