سبد خرید0

سبد خرید شما خالی است.

دسته: رمان هم خونه ای

رمان دست سرنوشت

رمان‌ آنلاین‌ دست‌ سرنوشت‌ پارت 141 الی 200 به‌ قلم‌ کیمیا‌ عیوضی {کامنت و لایک یادتون نره انرژی مثب هاتون رو دریغ نکنید} پارت_141از_زبان_آرتین از حرف اروشا خندم گرفته بود اخه باچسب؟ اروین نگاهی به نیش باز اروشا انداخت وگف:واقعا؟!دستت دردنکنه.. به دنبال حرفش از راهرو رف بیرون به جای خالیش نگامیکردم که دیدم یه […]

رمان آنلاین استاد و دانشجوی بلا

رمان آنلاین استاد و دانشجوی بلا پارت1 الی3 تانیا پتو رو کشیدم رو صورتم تا شاید از نور مزخرف خورشید راحت بشم…. البته نور خورشید که سر بود حالا این موبایلم بود که داشت خودشو پاره میکرد تا جوابشو بدم… دستمو از زیر پتو رد کردم و موبایل رو از کنارم چنگ زدم… با همون […]

رمان دست سرنوشت

رمان‌ آنلاین‌ دست‌ سرنوشت‌ پارت111الی 140به‌ قلم‌ کیمیا‌ عیوضی پارت_111از_زبان_آروشا رها میگم بریم کارت عروسی ببینیم فردا دوباره میاییم لباس عروسی ببینیم نظرتون؟ اروین :چیییییی فردا؟ینی الان تموم نمیشه خرید رها:وا ساعت 3شد به نظرت تموم میشه حالا هیچی هم‌نخریدی جز گوشت گربه خوبه والا آرتین :بحث نکنید بگید کجا بریم _برو ب سمت بزرگترین […]

رمان دست سرنوشت

رمان‌ آنلاین‌ دست‌ سرنوشت‌ پارت 91 الی110به‌ قلم‌ کیمیا‌عیوضی پارت_91از زبان آروین بلندزدیم زیر خنده اون روز با دلقک بازی های منو شروین گذشت آرتین که کلا تو فکر بود و بعضی موقع ها لبخندی بهمون میزد . . . . چندروزی گذشته بود و ما اصن دخترا رو ندیده بودیم مث اینکه بدجور عادت […]

رویای حقیقی

دختری که روحش بعد یه اتفاق وارد یه جسم دیگه میشه…..

رمان دست سرنوشت

رمان‌ آنلاین‌ دست‌ سرنوشت‌ پارت 81 الی 90 به ‌قلم ‌کیمیا‌عیوضی پارت_81از زبان آرتین رکابی اسپرت سفید ک جلوش نوشته انگلیسی بود پوشیدم ک کل هیکلم بیرون بود خیلی گرم میشدهوانمیخواستم عرق کنم عطری که همیشه چند ساله از اون استفاده میکنم گل یاس اصل عطر تندی بود ب همه جام زدم یه شلوار ورزشی […]

وصله ی ناجور

رمان خارجی وصله ناجور در حالی که در اتاق انتظار خالی .. در طبقه اول دفتر پلیس منتظر دیدار با افسر مخصوصم نشسته بودم به بیرون پنجره خیره شدم به منطقه شلوغ لندن نگاه می کردم … همه چیز مانند همیشه اما به گونه ای متفاوت به نظر می رسید …. یا شاید این تنها […]

رمان دست سرنوشت

رمان‌آنلاین‌دست‌سرنوشت‌پارت61الی80_به‌قلم‌کیمیا‌عیوضی پارت61از زبان‌رها برگشتم سمت صداهمون پسر گارسونه بودباتعجب نگاش کردم خودشو بهم رسوند وهمینجوری که نفس نفس میزدگف-میشه یه لحظه وقتتونو بگیرم؟باتعجب نگاش کردم وگفتم-بفرمایین؟پسره باکمی من من گف-خب راستش خواسم بدونم میشه شمارتونو داشته باشم؟سرمو بلندکردمو به چشاش نگاکردمانقد قدش بلندبود وسرمو بالااورده بودم که گردنم دردگرف باگیجی گفتم-شمارمو؟واسه چی؟لبخندمشکوکی زدوگف-برای امرخیرتازه دوهزاریم […]

وصله ی ناجور

رمان خارجی وصله ناجور پارت ۴ وصله ناجور:بیا… بذار تو رو از اینجا ببریمکیسه پلاستیکی را از روی زمین برداشتم و به او اجازه دادم مرا به طرف ماشینش بهآن طرف جاده هدایت کندبه محض اینکه در قسمت مسافر نشستم به طرف من چرخید . با نگاهی نگران درچشمهایش لبش را گاز می گرفتیک کاری […]

رمان یخی که عاشق خورشید میشود

یخی که عاشق خورشید شد پارت 3 هیکل مردونش ریلکس شد. خندید و گفت : نگفته بودی از اینقابلیتا هم داری، شیطون. دستم و داخل موهاش فرو کردم و آروم کشیدم، دلم نیومد درد بکشه. آی بلندی گفت که خندیدم. هردو ساکت شده بودیم و به صدای دیوونه کننده آب گوش می‌دادیم. +چه آرامشی داره […]