سبد خرید0

سبد خرید شما خالی است.

دسته: رمان انتقامی

دختری که واسه انتقام از خانوادش به خاطر گذشته ایی کع همه چیش به طور اشتباه ضقاوت شده دختری که بی رحم شده و حتا به خواهرش هم رحم نمی کنه دختری که همزان با دونفر رابطع داره اما اینجا داستان فرق داره اینجا دخترما قرار نیست با عشق صابقش برگرده دوتا اتفاق هست که ……….

رمان ناکامان

رمان انلاین ناکامان پارت ۱۵ مهردادعلی کف دستش را محکم به پیشانیم کوبید.جوری که انگار بخواهم مشتی توی صورتش بکوبم نگاهش کردم.دست دیگرش را روی پیشانی خودش گزاشت وکمی‌ صبر کردگفت: تب داری.سرم را عقب کشیدم تا دستش را بردارد.دستش را برداشت و گفت: موندم چطوری این همه پالن و پالتو میپوشی تهش همیشه سرماهم […]

رمان آنلاین زخم پارت 2 زخم   توی خواب دیدم که لحظه های اخر کنکورمه ، کنکور چیزی بود که عاشقش بودم و همش براش لحظه شماری میکردم ، کنکوری که برای رفتن به دانشگاه دوستش داشتم، ولی به خاطر لجبازی کردن با بقیه ازش دل کنده بودم و میخاستم که کلا درس خوندن رو […]

در باره دختریه که گذشتش باعث شد سنگ بشه سرد بشه حتا به خانواده خودشم دیگه رحم نمی کنه قضاوت هایی که سریع شکل گرفت عشقش کسی که احساساتشو بازی گرفت و بعدش زد زیر تمام حرفاش این اصل ماجرا نیست و نفر دیگه کسی که باعث نمام این اتفاقاته ولی اینحا ینفر هست که معلوم نی اشناست یا غریبه دوست یا دشمن عاشق یا مجنون خودتون با خوندن رمان بفهمید که قراره چی بشه و اون کیه

دلبر جذاب من پارت1

دلبر جذاب من پارت1 منم تو بغلش دلبری می کردم و می رقصیدم اونم گفت ژونن سکسیه من تو    فقط ناز کن بعد دستشو گذاشت روی باسنم و گفت اینم واسم تکون بده عالیه   منم پوزخندی زدم تو دلم گفتم:اره عزیزم تو فقط به فکر هوستی هه    بعدش دویستش ارین اومد    […]

رمان فراموشی عشق

رمان انلاین فراموشی عشق پارت 12 _قربان باور کنین ما هم گیج شدیم وای فکر کردیم شما میدونین چیکار کنیم حالا؟ یعنی چی؟ منظورت اینه این دختر همون دختری که با کارن بود؟ همون که شما اوردین خونه؟ گوشی بدین به من زنگ بزنم هلیا ببینم. با هلیا تماس گرفتم اون خونه خالش بود پس […]

رمان ناکامان

رمان انلاین ناکامان پارت ۱۴ مهتا چشم هایم را روی هم فشار دادم تا متوجه نشوند بیدارم. حس میکردم اگر چشم هایم را باز کنم اوضاع را هم برای آنها ،هم برای خودم سخت میکنم. از همان اول که آن یکیشان داد زده بود بیدار شده بودم. بالاخره بیرون رفت. از صدا ها متوجه شدم […]

به شرط عشق

بعد از خوندن پارت برای حمایت کردمون پارت رو لایک کنید و اگه دوست داشتید لایکمون کنید❤️#part_10 #آسمان یک هفته از روز فرستادن محموله ها میگذره و همه چی در آرامش به سر میبره کارای شرکت هم همین طور. تو کافه مجتمع همراه با نیلو منتظر سفارشامون نشسته بودیم که سنگینی نگاهی رو حس کردم. […]

رمان فراموشی عشق

رمان انلاین فراموشی عشق پارت11 وایی نگو نه نمیخوام. _پس سریع انجام بده کاراتو. باشه مرسی که هستی. _خواهش میکنم باید قطع کنم بعدا تماس میگیرم حرف میزنیم خدافظ مراقب خودتم باش گلم فعلا. خدافظ. هوووف کارن امروز خیلی عصبی مثل برج زهر ماره اصلا نمیشه سمتش رفت حالا باید چیکار کنم. صبر کن ،یادمه […]

رمان ناکامان

رمان انلاین ناکامان پارت ۱۳ مهتا کلید انداختم و در اتاق را باز کردم. چراغ را روشن کردم و کیفم را روی تخت پرت کردم.اعصابم خورد بود. به کاپشن مهرداد که بهار روی چوب لباسی اویزانش کرده بود نگاه کردم. چون فکر کرده بود امروز مرخصی هست،صبح نبرده بود بیمارستان که پسش بدهد. نگاهم را […]