نویسنده: Samaneh najafi

رمان معبود من باش پارت4

+2 رمان معبودمن باش پارت7 وقتی چشم باز کردم تو اتاقمون بودم تو جام نیم خیز شدم که پهلوم درد بدی  کشید پیراهنمو بالا زدم روی زخمم با باند کشی بسته شده بود حتی به یک درمانگاه خشک وخالی هم نبرده بودنم بی طاقت اروم اروم از جام بلند شدم از روی زمین کیفم رو […]

رمان معبود من باش پارت4

+3 رمان معبود من باش پارت 6 بعداز گذشتن ۴۵ دقیقه رسیدیم! باشک پرسید خونتون اینجاست؟ _بله !اگر قابل میدونید تشریف بیارین داخل! +نه این چه حرفیه! ولی باشه یک وقت دیگه من الان جایی کار دارم! سری تکان دادم ودوباره درخواست نکردم! ازماشین پیاده شدم هرچقدر مهربونی تو وجودم بود ریختم توچشمام وزل زدم […]

رمان معبود من باش پارت5

+1 رمان معبود من باش پارت5 _تو منو لمس کردی!بعد میگی میخواستی نجاتم بدی؟   _حقت بود میزاشتم بمیری!! ازجام بلند شدم وپشت شلوارمو  تکوندم با عجله وسایلش را داخل کیف کرد وگفت_توهم یکی دیگه مثل بقیه فقط قصد‌ازارو اذیت دارین!! باعجله ازکنارم رد شد وازقصد تنه ای سفت به کتفم زد برای من که چیزی […]

رمان معبود من باش پارت4

رمان معبود من باش پارت4 ساعت ۱۱شب بود که بالاخره تصمیم گرفتم برم خونه خودمون من هیچ وقت تا این موقع شب بیرون نبودم مخصوصا که خونه حشمت بالا شهر بود و برگشت به خونه خودمون که در پایین ترین نقطه شهر محسوب میشد حسابی طول میکشید  برای اولین تاکسی دست تکان دادم _اقا تا […]

رمان معبود من باش پارت4

+1 رمان معبود من باش پارت ۳ مامان کل میکشید ثمین زیر زیری گریه میکرد وبقیه هم یا دست میزدن یا سرزنش بار نگاه کینه دوزشان را بهم دوخته بودن  عاقد همین جمله هارو به حشمت هم گفت وحشمت هم باخوشحالی جواب بله داد  پس از ان حشمت توری‌که صورتم را از او پنهان میکرد […]

رمان معبود من باش پارت 1

رمان معبود من باش پارت 2 با اشکی که جلوی دید چشمام رو گرفته بود ازجام بلند شدم لباس سرهمی که سفید بود برام مثل کفنم بود ولی عیب نداشت با این کار‌خانواده ام خوشبخت میشدن حتی اگر به بدبختی من تموم بشه!! تور لباس عروس رو بالا زدم و تو ایینه به خودم خیره […]

رمان معبود من باش پارت 1

+1 رمان معبود من باش پارت 1 به قلم سمانه نجفی  مقدمه   من از جنس تو هستم وتو از جنس من اگر بامن باشی زندگی برای دوتامون بهتره تو شبی که جدایی قسمت مامیشه تو نرو تو بمون با من بمون با کسی که با وجود تو بهتر میتونه زندگی کنه و میتونه عاشقانه […]

×

سلام !

من مدیر سایت هستم و منتظر کمک به شما سوالی دارید مشگلی دارید به من بگید  ...

× سوالتو از من بپرس