نویسنده: سحر باقری

IMG 20201017 121501 776

+1 رمان آنلاین تاوان عشق در کودکی پارت 4 با حالت دو به طرف آشپزخونه دویدم….. ماما……با دیدن بابا،با لباس مشکی در حال آشپزی،ناخودآگاه ادامه حرفم رو خوردم چرا بابا داره آشپزی میکنه؟؟!!…بی اختیار نگاهم به طرف پایین اپن کشیده شد و صحنه ای که توش مامان،روی زمین افتاده بود،از جلو چشمام رد شد……سریع سرم […]

رمان تاوان عشق کودکی

رمان آنلاین تاوان عشق کودکی پارت 3 غلتی زدم و تققققق….. با مغز روی زمین افتادم…… دستمو روی سرم گذاشتم…… آخ سرم….. اشک تو چشمام جمع شد و بغض توی گلوم ترکید و شروع کردم به گریه کردن و با حرص پاهام و دستامو به زمین کوبیدم….. دلم میخواست از دردش زمین رو گاز بگیرم…… […]

رمان تاوان عشق کودکی

رمان آنلاین تاوان عشق کودکی پارت 2 هنوز پادشاه دوم رو خواب ندیده بودم که با صدای جیغ خودم از خواب پریدم دهنم از ترس خشک شده بود مامان ۱ لیوان آب بهم داد تا بلکه زبونم باز بشه آب را  که خوردم، صورت پر از اشکم را با دستام پاک کردم، دماغم رو بالا […]

رمان تاوان عشق کودکی

+4 رمان آنلاین تاوان عشق کودکی پارت1 درب طلایی رنگی که دستگیره های بزرگی داشت روبادست های ظریف وکوچولوم بازکردم،درحالی که مات اینهمه زیبایی وعظمت شده بودم بادستهام نورهای زردوقرمزرنگی روکه ازشیشه های رنگی پنجره هابه درودیوارسالن بزرگ میپاشیدروگرفتم وذوق کردم،خودم رو لای پرده های سفیدطلایی انداختم وازپشت پرده هابه اینطرف واونطرف میدویدم،که ناگهان چشمم […]

×

سلام !

من مدیر سایت هستم و منتظر کمک به شما سوالی دارید مشگلی دارید به من بگید  ...

× سوالتو از من بپرس