نویسنده: roman_zahrak

هیله و مکر رو قاطیش کردی من اولین بارم بود عاشق شدم فکر کردم پاک و معصومی اما… _شاید پاک و معصوم نباشم اما باور کن عاشقت شدم عاشق تویی که ممنوعه ام بودی _دیگه راهمون از هم جداست مقصر هر کی که باشه دیگه این رابطه مثل اولش نمیشه _پس چرا بچه ای رو […]

که سریع جواب داد: بله اقای کمالی؟؟ بله خودم هستم شما؟ من شریفی هستم حسابدار شرکت اریا گستر راستش یه کار مهمی باهاتون دارم میشناسمتون؟ نه ولی یه پیشنهاد براتون دارم باید ببینمتون کنجکاو شدم باشه ساعت ۵ مسائد هستین؟ خوبه ادرس رو بفرستین اوکی میبینمتون قطع کردم. خب یه قدم دیگه به نقشه ام […]

از اتاقش بیرون رفتیم _بیا بریم اتاقمو نشونت بدم وقتی دید گفت:واقعا موندم با پولی که داشتی چجوری اینجا رو بهت دادن _اونو ولش خبر مهم تر همخونه ام شد صاحب خونه ام _هر جا میری اینو میبینی فکر کنم نیمه گمشدت رو پیدا کردی _چرت نگو اون پسر دشمن منه _داستان جنایی شد بیا […]

رمان دوباره تو

part26 ارمان:منم همین سوالو از تو دارم بلندتر داد زدم: فهمیدی از کی خوشم میاد اومدی کرم بریزی اره؟ ارمان: چی میگی تو نه که خیلی مشتاقم هر روز قیافه نکبتت رو ببینم از رها فاصله بگیر اون مال منه. عصبی تر شدم و با صدای بلندتری داد زدم:اتفاقا تو باید فاصله بگیری چیزی که […]

inbound6772049261937594807

part15 تقلایی کردم تا از بغلش بیرون بیام ولی محکم تر بغلم کرد و به خودش فشرد چشماش بین لبام و چشمام در گردش بود نمیخواستم اولین بوسه ام با شخصی باشه که بهش علاقه ای ندارم خواست لبام رو ببوسه که صدای مامانم مانع شد:رهااا کجایی دخترم؟ کلافه پوفی کشیدو رهایم کرد چپ چپ […]

inbound6772049261937594807

رمان دوباره تو پارت اول مقدمه😍آنگاه که از همه بریده ایهمدمی میخواهی و شانه ای بی منتکه غبار های دلت را لایه به لایه برداریو او فقط گوش باشد و با شنیدنش مرحمی باشد برای دلت و تمام حرف های ناگفته ات… ***********اسم من رهاست، دختری که با تمام سختی های زندگیم از امید داشتن […]

×

سلام !

من مدیر سایت هستم و منتظر کمک به شما سوالی دارید مشگلی دارید به من بگید  ...

× سوالتو از من بپرس