نویسنده: اسما جامی

رمان تاوان

رمان انلاین تاوان پارت3 باغ برخلاف اونوقتی که اومدیم خلوت بود… داشتم همینطور قدم میزدم که صدای حرف زدن اومد، یه نفر داشت حرف میزد… گوشامو تیز کردم و دنبال صدا گشتم، رسیدم به یه پسره که پشت درخت با تلفن حرف میزد، یکم که دقت کردم دیدم امیره…. امیر داداش ژاله…. ابروهام رفت بالا… […]

رمان تاوان

رمان انلاین تاوان پارت2 صدای فریادم تو کل ساختمون پیچید… گریه میکردم که با کشیده ی آراد خفه شدم… چند روز بود هی دعوا داشتن باهام،،،، هر وقت بابا و سامی میرفتن بیرون اینا رو مخ من راه میرفتن و عصبیم میکردن جرات نداشتم که به بابا و سامی بگم.. . بلند شدم و رفتم […]

رمان تاوان

رمان انلاین تاوان پارت 1 نویسنده: اسما  • پارت1 نیلوفر:  از مدرسه که اومدم، رفتم تو اتاق مشترک من و سامی. داداش کوچیکم  لباسامو دراوردم و رفتم سرویس… و بعد رفتم داخل اتاق و دراز کشیدم. ذهنم پر کشید سمت اتفاق امروز….  سوم شخص:  زنگ تعطیلی خانه را که زدن سریع وسایلش را جمع کرد […]

×

سلام !

من مدیر سایت هستم و منتظر کمک به شما سوالی دارید مشگلی دارید به من بگید  ...

× سوالتو از من بپرس