Author: نگار_نرگس

به شرط عشق

+۷ بعد از خوندن پارت برای حمایت کردمون پارت رو لایک کنید و اگه دوست داشتید لایکمون کنید❤️#part_10 #آسمان یک هفته از روز فرستادن محموله ها میگذره و همه چی در آرامش به سر میبره کارای شرکت هم همین طور. تو کافه مجتمع همراه با نیلو منتظر سفارشامون نشسته بودیم که سنگینی نگاهی رو حس […]

به شرط عشق

رمانی کاملا متفاوت که امیدوارم از خوندن تک تک پارت ها لذت ببرید🌻

خـلاصـه:داستان درمورده دوتا خواهره به اسم های آیلین و آسمان که آسمان توی شرکت مُد کار میکنه و‌ آیلین هم عکاس به نامیه.
همه چی خوب بود تا روزی که آیلین وارد شرکت مُد میشه.
از اون روز به بعد زندگی به ظاهر آرومشون بهم میریزه و خیلی از راز ها فاش میشه که دونستنش خیلی از افراد رو متعجب میکنه🤩

ژانـر:عاشقانه~هیجانی~معمایی~رازآلود~سکـسی

به شرط عشق

+۴ رمان آنلاین به شرط عشق پارت 8   بعد از خودن پارت برای حمایت مارو لایک کنید و اگه دوست داشتید واسمون کامنت بزارید❤️ part_8 دیگه داشت نفسم بند میومد که محسن آروم ازم جدا شد.نفس عمیقی کشیدم.هنوزم بدنم از اون بوسه داغ بود. آروم لای پلکامو باز کردم.نگاه همه روی ما بود. دوباره […]

به شرط عشق

+۳ رمان آنلاین به شرط عشق پارت 7 بعد از خوندن پارت برای حمایت کردنمون حتما ما رو لایک‌‌ کنید و رمان رو به دوستانتون معرفی‌ کنید🌺 دور میز نشسته بودیم و در سکوت به هم دیگه نگاه میکردیم که بالاخره آریا به حرف اومد. _خب به نظرم خیلی کشش ندیم این یه معامله پر […]

به شرط عشق

+۳ رمان آنلاین به شرط عشق پارت 6 بعد از‌خوندن پارت برای حمایت کردمون ما رو لایک کنید و رمان رو به دوستانتون معرفی کنید❤️ #part_6 #سوم_شخص #فلش_بک مرد با کسب اجازه وارد اتاق میشود و بی هیچ حرفی منتظر میشود تا رئیسش به او دستور دهد. او یکی از افراد با اعتمادشان است و […]

به شرط عشق

+۳ رمان آنلاین به شرط عشق پارت5 #part_5 #آرمان از شرکت زدم بیرون و رفتم خونه.لباسام و سریع عوض کردم.سوئیچمو برداشتم میخواستم برم که با صدای رویا متوقف شدم. _آرمان. +بله. _میگم چیزه. +چیزه. _تو میتونی چیز کنی. با تعجب رو به رویا گفتم. +دختر چرا چیز چیز راه انداختی روراست بگو دیگه خستم کردی […]

به شرط عشق

+۳ رمان انلاین به شرط عشق  پارت 4 #آسمان وقتی کارم تموم شد از اتاق آرمان در اومدم که دیدم آیلین نشسته رو صندلی راه رو. رفتم کنارش نشستم که سرشو بلند کرد. +خب چیشد. _اولا که سلام.دوما چی چیشد. +قرار امروز و‌ میگم دیگه. _بالاخره‌ تونستیم یکم حرف بزنیم و در اخر به این […]

به شرط عشق

+۵ رمان آنلاین به شرط عشق پارت  سوم #part_3 #آسمان داشتم میز و جمع و جور میکردم که در اتاق باز شد و آرمان اومد تو. _خانوم ستوده. +بله آقای افروز. _اومدم طرح ها رو ببینم. +میگفتین من میاوردم براتون. بی حرف اومد و کنارم ایستاد و خم شد تا طرح هارو بر داره که […]

به شرط عشق

+۴ رمان آنلاین به شرطِ عشق پارت دوم #part_2 +میگم نیلو. _جانم. +بیا ببین این داداش آقایه افروز نیست. بعد حرفم گوشیو گرفتم سمتش. نیلو گوشیو از دستم گرفت و گفت. _چرا خودشه آرمان افروز،شرکتم میاد چطور ندیدیش. +مگه من مثل تو هیزم که پسر مردومو دید بزنم. نیلو چینی میون ابرو هاش نشوند و […]

به شرط عشق

+۵ رمان آنلاین به شرطِ عشق پارت اول #part_1 #آیلین دوربینم رو‌توی کیفم گذاشتم و از جام بلند شدم. _آیلین خانوم ممنون که پروژه مارو قبول کردید از همکاری با شما خیلی خوشحال شدم. اخم کمرنگی میون ابرو‌هام نشست. چه زود خودمونی شده بود. +اگه من خانوم ستوده صدا کنید راحت ترم آقای مظفری. _ببخشید […]

×

سلام !

من مدیر سایت هستم و منتظر کمک به شما سوالی دارید مشگلی دارید به من بگید  ...

× سوالتو از من بپرس