Author: mryam.kZ

IMG 20200925 161434 314

بی تعلل کیفم را از روی زمین چنگ زدم و با عجله به سمت انتهای کوچه پا تند کردم.صدای امیرعلی را شنیدم، حتی صدای قدم‌هایش را از پشت سرم شنیدم ولی بی‌تعلل پا تند کردم و دور تمام احساسات مختلفم را خط قرمز پررنگی کشیدم! بازویم به ثانیه‌ای اسیر دستش شد و روبرویم ایستاد. انگشت‌هایش […]

IMG 20200925 161434 314

دکمه‌های سر آستین‌هایش را باز کرد و آستین هردو دستش را بالا زد، سرش را روی چادر گذاشت و چشم بست…خیره نگاهش کردم، استخوان فکش مدام فشرده میشد و رگ‌های شقیقه‌اش برجسته شده بودند و پرشتاب نبض می‌زدند… دستم را پر تردید جلو بردم و میان موهایش فرو کردم!نفس عمیقی کشید که گرمایش آرامشی برای […]

IMG 20200925 161434 314

_ نمیریم آمین، باید استراحت کنی. راه رفته را برگشتم و با غرغر گفتم:_ یعنی چی که نمیریم؟ مامان ماه بانو دیشب صدبار ازم قول گرفت که بریم، زشته نیام. از اون گذشته میدونی من حالم بد باشه تو خونه بمونم دق میکنم! با تردید نگاهم کرد و دوباره گفتم:_ ببین گلوم درد میکنه بخوام […]

IMG 20200925 161434 314

رمان آنلاین مرگ هم عشق می خواهد پارت ۲ صدایش که از بلندگوهای اطراف بلند شد چشم بستم که اشک‌هایم رسوایی به بار نیاورند… با بلند شدن هواپیما از خاک سرزمینم بغض کرده دفتر چرم سفید رنگم را برداشتم، روی سنگ‌های بنفش رنگش دست کشیدم و با بغض خندیدم. این سنگ‌ها را خودش برایم روی […]

مرگ هم عشق می خواهد

رمان آنلاین مرگ هم عشق می‌خواهد پارت 1   ” افکارم پی در پی و در اوج ترافیک مغزی‌‌ام به سراغم می‌آیند!کاش می‌شد این قسمت از مغزم را بکنم و لحظه‌ای فقط برای خودم و تو باشم؛ بعد عطر بی‌مانندت را از روی پیراهن سفید و ستاره‌های خلبانی روی سرشانه‌ات بو بکشم و تو بیایی […]

×

سلام !

من مدیر سایت هستم و منتظر کمک به شما سوالی دارید مشگلی دارید به من بگید  ...

× سوالتو از من بپرس