Author: سیده ثمین سرابی

جرم عشقی

رمان انلاین جرم عاشقی پارت 7 از زبان پروا مجد بالاخره رسیدیم خونه. بعد دعوایی که کردیم همه ناراحت بودن. اما سحر و پویا جو رو عوض کردن. ناهار رو خوردیم و همه راهی خونه شدیم. من تو اتاقم بودم، بچه ها هم که اومده بودن اینجا توی سالن بودن. بلند شدم رفتم سمت حمام. […]

جرم عشقی

رمان انلاین جرم عاشقی پارت5 پروا مجد امروز بشدت دلم میخواست کرم ریزی کنم. دیدم پارسا نشسته. به اهورا که کرم ریختم پیش به سوی ازار دادن پارسا. رفتم سمتش نشسته بود روی صندلی و تقرییا چرت میزد. اوخی خسته بود. چیکار کنم؟!! رفتم دستامو پر از اب کردم اما یادم اومد خودمو بکشم هم […]

جرم عشقی

رمان انلاین جرم عاشقی پارت4   پروا مجد 🔗 پارسا داشت توی گوشیش بهم عکس رلش رو نشون میداد.دختر خوشگلی بود._این خانوم کوچولو دل منو برده. _خیلی خوشگله،چرا دوستید چرا ازدواج نمیکنید؟_گفت درسش تموم بشه بعد اجازه میده برم خاستگاری. _ خوشبخت بشید._مرسی خواهری جونم،مراسم عروسیم تو هم باید بیای . _ ایران باشم حتما […]

جرم عشقی

رمان انلاین جرم عاشقی پارت3 راجب من اینجوری حرف میزدن؟؟ همشون برام ناشناس بودن. دختره با حرص رو به پسری که نشسته بود گفت: _انگار همه صورتش عملیه. _راجبش اینجور حرف نزن، یکی از تو بهتره راجبش بد میگی. _هه، کجاش خوشگله؟ همه جاش عمله، تازه به غیر این، از دستورات اقا بزرگ سر پیچی […]

جرم عشقی

رمان انلاین جرم عاشقی پارت2 اهورا:نه نه، منظورم این نبود گفتم شاید ناراحت بشید. پروا:نه ، ناراحت نمیشم! پارسا:ناراحت نشید من فضولی کردم ها!!! پروا:باور کنید ناراحت نشدم از حرف هاتون، سوال بود فضولی نبود ، و حقیقتی که گفتید. پارسا:مرسی از درکتون. پروا:حالا من چند تا سوال بپرسم؟ هردو همزمان گفتن: بفرمایید پروا: اا […]

جرم عشقی

رمان انلاین جرم عاشقی پارت1     مقدمه زندگی گاهی فلسفیسگاهی عاشقانهگاهی احمقانهگاهی ابله هانهزندگی گاه هیچ استخوده خوده هیچ…. #part_1 پروا بعد سالها اومدم ایران چقدر دلم برای ایران تنگ شده بودمن تبعید شده بودم به آلمان بخاطر دستور اقا بزرگ حالا اومدم ایران باید کجا میرفتم مامان گفت بیام چون عمه فوت کرده […]

×

سلام !

من مدیر سایت هستم و منتظر کمک به شما سوالی دارید مشگلی دارید به من بگید  ...

× سوالتو از من بپرس