نویسنده: maryamii

عصبی_مغرور
دانشجو
عاشق هیجان ،
نویسنده
از کوچه پس کوچه های تنهایی :)

ردپای عشق

+1 رمان آنلاین ردپای عشق پارت 3 خب من که ناراحت نمیشدم و ترجیحا جوابی نمیدادم!ولی وستا عاشق کل کل باهاش بود..وعلاقه ای که به آرش داشت هم باعث این موضوع شده بود..منم دلم میخواست یکم رابطه م با پرهام بهتر میشد ولی حتی فرصت حرف زدن پیدا نکردیم ..همون سلام و علیک هم بزور […]

رمان آنلاین رد پای عشق پارت 2 ولی خب این همه ثروت و پول به چه درد میخورد وقتی من حس میکردم اصن مال این خانواده نیستم!از بچگی ازشون دور بودم و محبت چندانی ازشون ندیدم،یعنی زیاد باهاشون جور نبودم..و همین موضوع منو از همون کودکیم تبدیل کرده بود به یه دختر آروم و منزوی!سرم […]

رمان آنلاین ردپای عشق پارت 1 کوله مو انداختم سرشونم و بدون توجه بهشون راه افتادم ،انگار باید حتما هر روز با این بچه ژیگولا دهن به دهن شن هر و کر بخندن!منم که الحمدلله نقش بوق رو دارم این وسط،اصن آبرو و اعتبار خانوادم براشون مهم نیست!یا نه اگه کسی ببینه و خبر به […]

رمان آنلاین رد پای عشق مقدمه رمان: می نویسم برایت ، می نویسم از روزهایی که عاشقانه پرستیدمت ، رو زهایی که با تمام وجود خواستمت ، و تو دانستی و گذشتی ، و هردویمان غافل ازینکه در دل تو هم غوغایی بوده ، در دل تو هم منی بودم ! امروز دارمت ، امروز […]

×

سلام !

من مدیر سایت هستم و منتظر کمک به شما سوالی دارید مشگلی دارید به من بگید  ...

× سوالتو از من بپرس