Author: Kimiya Eyvazi

رمان دست سرنوشت

+۵ رمان‌ آنلاین‌ دست‌ سرنوشت‌ پارت 201الی 250به‌ قلم‌ کیمیا‌ عیوضی #دست_سرنوشت #پارت_201 #از_زبان_آروشا باغرغر رفتم تو خونه ودرو محکم کوبیدم همینجوری که دستم رو باسنم بود رفتم تو اشپزخونه وسط راه وایسادمو یه ذره از شلوارمو پایین کشیدم عخی پشتم قرمز شده بود دستمو رو پوستم کشیدمو بالبای اویزوون گفتم -ببخشید حواسم بت نبود…فردا […]

رمان دست سرنوشت

+۱۰ رمان‌ آنلاین‌ دست‌ سرنوشت‌ پارت 141 الی 200 به‌ قلم‌ کیمیا‌ عیوضی {کامنت و لایک یادتون نره انرژی مثب هاتون رو دریغ نکنید} پارت_141از_زبان_آرتین از حرف اروشا خندم گرفته بود اخه باچسب؟ اروین نگاهی به نیش باز اروشا انداخت وگف:واقعا؟!دستت دردنکنه.. به دنبال حرفش از راهرو رف بیرون به جای خالیش نگامیکردم که دیدم […]

رمان دست سرنوشت

+۱ رمان‌ آنلاین‌ دست‌ سرنوشت‌ پارت111الی 140به‌ قلم‌ کیمیا‌ عیوضی پارت_111از_زبان_آروشا رها میگم بریم کارت عروسی ببینیم فردا دوباره میاییم لباس عروسی ببینیم نظرتون؟ اروین :چیییییی فردا؟ینی الان تموم نمیشه خرید رها:وا ساعت 3شد به نظرت تموم میشه حالا هیچی هم‌نخریدی جز گوشت گربه خوبه والا آرتین :بحث نکنید بگید کجا بریم _برو ب سمت […]

رمان دست سرنوشت

رمان‌ آنلاین‌ دست‌ سرنوشت‌ پارت 91 الی110به‌ قلم‌ کیمیا‌عیوضی پارت_91از زبان آروین بلندزدیم زیر خنده اون روز با دلقک بازی های منو شروین گذشت آرتین که کلا تو فکر بود و بعضی موقع ها لبخندی بهمون میزد . . . . چندروزی گذشته بود و ما اصن دخترا رو ندیده بودیم مث اینکه بدجور عادت […]

رمان دست سرنوشت

+۱ رمان‌ آنلاین‌ دست‌ سرنوشت‌ پارت 81 الی 90 به ‌قلم ‌کیمیا‌عیوضی پارت_81از زبان آرتین رکابی اسپرت سفید ک جلوش نوشته انگلیسی بود پوشیدم ک کل هیکلم بیرون بود خیلی گرم میشدهوانمیخواستم عرق کنم عطری که همیشه چند ساله از اون استفاده میکنم گل یاس اصل عطر تندی بود ب همه جام زدم یه شلوار […]

رمان دست سرنوشت

رمان‌آنلاین‌دست‌سرنوشت‌پارت61الی80_به‌قلم‌کیمیا‌عیوضی پارت61از زبان‌رها برگشتم سمت صداهمون پسر گارسونه بودباتعجب نگاش کردم خودشو بهم رسوند وهمینجوری که نفس نفس میزدگف-میشه یه لحظه وقتتونو بگیرم؟باتعجب نگاش کردم وگفتم-بفرمایین؟پسره باکمی من من گف-خب راستش خواسم بدونم میشه شمارتونو داشته باشم؟سرمو بلندکردمو به چشاش نگاکردمانقد قدش بلندبود وسرمو بالااورده بودم که گردنم دردگرف باگیجی گفتم-شمارمو؟واسه چی؟لبخندمشکوکی زدوگف-برای امرخیرتازه دوهزاریم […]

رمان دست سرنوشت

رمان‌آنلاین‌دست‌سرنوشت‌پارت41الی60_به‌قلم‌کیمیا‌ عیوضی پارت41از زبان‌ آرتین شروین-اروشا دیگه… حالا خوبه دختره چیزیش نشد فقط پاش زخمی شده وگرنه درسته قورتم میداد… اروین باصدای بلند خندیدوگفت:الهی بمیرم..پس توام به لیست حال گیریاش اضافه شدی.. _اره اخلاقش خیلی تنده ادم میگرخه باش بحرفه علی:اروشا کدومشون بود؟ شروین از حرصش گفت:همون نردبونه..بااون قیافه ی….الله اکبر آروین_جوووون باقیافه چی؟! شروین […]

رمان دست سرنوشت

رمان‌دست‌سرنوشت‌پارت16الی25_به‌قلم‌کیمیاعیوضی پارت16اززبان ‌آروشا دیشب که خونه ی اقای سالاری واس منورها زهرمارشد ولی امروز تصمیم گرفتیم بارهابریم یه دوری بزنیم ساعت6عصربود…داشتیم حاظرمیشدیم یه مانتوی مشکی نسبتا بلند پوشیده بودم که جلوش بازبود وپشتش حروف انگلیسی داشت…زیر مانتوم یه بلیز مشکی پوشیده بودم باشلوار جین ابی روشن که زانو هاش پاره پاره بود شال مشکیمو سرم […]

رمان دست سرنوشت

رمان‌دست‌سرنوشت‌پارت11الـــی15__به‌قلم‌کیمیاعیوضی     پارت11اززبان‌رها   تازه داشتم چرت میزدم که یه پشه رف تو گوشم چرخیدم رو پهلوم اخیــــــــش رفت دوثانیه بعد اومد نشست رودماغم دستمو اوردم بالا تا بزنم لهش کنم که اون زودتر پریدو دستمو محکم کوبیدم به دماغم عصبی شده بودم سعی کردم بهش توجه نکنم وبه خواب خوشگلم (همون شاهزاده ی […]

×

سلام !

من مدیر سایت هستم و منتظر کمک به شما سوالی دارید مشگلی دارید به من بگید  ...

× سوالتو از من بپرس