نویسنده: حرف دل آرشیدا

رمان آنلاین سرباز مارا پارت 1

+4 رمان آنلاین سرباز مارا پارت 1 برایم از دریایی بگو که رگ های آبی زیر پوست به آنجا می‌ریزند از قلبت! هنوز هم جای برای آشیانه‌ای یک پرستو ندارد؟ چرا مدام مرا تشویق به کوچ می‌کند؟ مگر گفتن دوستت دارم گناه است! به کدامین خطا گرفتار گشته‌ام که باید از سرزمین عشق کوچ کنم؟ […]

رمان آواز بی صدای عشق مجازی پارت آخر (18)

+1 رمان آواز بی صدای عشق مجازی پارت آخر (18) سوم شخص گوشه‌ی دور از بقیه ایستاده بود داشت با صدای شکیلا زمزمه می‌کرد. 🎶🎶🎶🎶🎵🎵🎵🎵🎵🎶🎶🎶🎶🎶  آهنگ شکیلا 🎼سوغاتی وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد انگار اون از یه شهر دور که از همه دنیا میاد تا وقتی که در وا میشه لحظه […]

دلنوشته ای حکیم عزیز

+2 دلنوشته مرد میدان ما آدم ها عادت کرده‌ایم که قدر داشته هایمان را ندانیم، افسوس نداشته‌هایمان را بخوریم. به حدی در دنیای نداشته‌ هایمان غرق شویم که داشته‌ هایمان را نادیده بگیریم. وقتی داشته‌هایمان با سرعت نور از ما فاصله می‌گیرند تازه از خواب بیدار می‌شویم. بی‌شک یکی از گرانبها ترین الماس‌های که از […]

رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 17

+3 رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 17 سجاد نگام داشت روی اسمش می‌چرخید یعنی باید بهش میگفتم چرا نمی‌خوامش!؟ چرا یهو باهاش سرد شدم؟ گوشی رو خاموش کردم کلافه به سمت دست شوی رفتم.  شیر آب رو باز کردم همین که اومدم صورتم رو بشورم نگاهم به سیگار توی دستم افتاد. منی […]

رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 16

+3 رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 16 آرامش عجیبی داشتم انگار توی درونم یه انقلاب شکل گرفته بود؛ شاید به خاطر خواب عجیب و غریبی بود که عصر دیده بودم شایدم به‌خاطر اومدن رضا بود… موهام هنوز کمی خیس بود، شونه کردن موهام اونم جلوی آینه یه لبخند شیرین رو لبم کاشته […]

دلنوشته شب یلدا

+10 دلنوشته شب یلدا دوست دارم هر چه زودتر شب یلدا فرا رسد شبی به بلندای عاشقی زمین و آسمان، به سرخی انار و به شیرینی هندوانه… شبی گرم از دل سرما که مسیحیان آن را کریسمس ماایرانیان یلدا می‌خوانیم… شبی‌که هم مهمان است و هم میزبان چه لذت بخش است! به آن هنگام که […]

رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 15

+8 رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 15 رها محکم گیج گاهی های سرم رو گرفتم و فریاد زدم. – آخه چرا من….؟ هنوز حرفم تموم نشده بود که صدای بابام رو شنیدم. – این دختره معلوم چه مرگشه؟ – نه انگار حالش یکم بده قرص هاشو که بهش بدم تا غروب می […]

دلنوشته دل آزرده

+11 دلنوشته دل آزرده می‌دانم بد کرده‌ام! بد دیر از خواب غفلت بیدار شدم، نجواهای گوش نوازت را کنار زدم… با اینکه عمری در گوش من خواندی که عشق بورز اما گوشم بدهکار نبود… همچون اسفنج بدی ها را به خود جذب کردم. آنقدر به پویایی سیاهی رفتم که دیگر سفیدی را به دست فراموشی […]

دلنوشته ای حکیم عزیز

+7 دلنوشته ای حکیم عزیز گر بگویم دنیا پر از خالی‌ است، دنیای ما روی مدار هیچ نیست باور می‌کنی؟! هستی از نیستی خلق گشته، حکم ران سرتا سر گیتی تضاد نیست طلوع عشق است باور می‌کنی؟! چگونه باور کنی؟! آنگاه که در مساجد علم می‌آموزی صفر خوب نیست و بیست عالی است، وقتی دروازه […]

دلنوشته گل و خار

+17 دلنوشته گل و خار دامن چین چینی‌ام را  همچون موج دریا به رقص می‌آورم هوادارانم همچون پروانه به گردم می‌پیچند،  پیچک می‌شدند و پا به پای قدم‌هایم هم صدا از عشق می‌خوانند لباس بی‌رنگ و ساده‌ام دیگر ساده خالی از رنگ تلخ بی‌رنگی نیست… مثال نقشی است که خیاط روزگار آن را دوخته است […]

×

سلام !

من مدیر سایت هستم و منتظر کمک به شما سوالی دارید مشگلی دارید به من بگید  ...

× سوالتو از من بپرس