Author: مدیر سایت

دانلود رمان پازل عشق رایگان

+۲ دانلود رمان پازل عشق رایگان خلاصه رمان پازل عشق ❤️🧩هر گونه کپی پیگرد قانونی دارد… چند روز بعد از ازدواجم شوهرمبا نقشه به طرز فجیعی جلوی چشمام تظاهر به کشته شدن کرد من عزادار جسدی شدم که شوهرم نبود تمامی مدارک منو‌ به حریم کسی که فکر میکردم قاتل شوهرمه نزدیک کردزمانی که من […]

15

+۱ عبارت fatal error یعنی خطر مهلک؛ این مسأله به خودی خود، ترسناک به نظر می رسد. چون ممکن است کل سایت را خراب کند. اما خبر خوب این است که رفع آن بسیار آسان است. کاربران وردپرس ممکن است به دلایل متعددی با این پیغام مواجه شوند. مثلا وقتی که قالب وردپرس یا افزونه […]

مصاحبه با نویسنده ی جوان نگین رستمی (نام مستعار : تسکین )

+۱ مصاحبه با نویسنده ی جوان خانم نگین رستمی (تسکین ) دوستان امروز در خدمتتون هستیم با مصاحبه با نویسنده ی خانم نگین رستمی امیدوارم لذت ببرید ار خواندن این مطلب . ممکنه خودتون رو برامون معرفی کنید؟ نگین رستمی: من نگین رستمی متولد ۱۳۷۸/۱۲/۳ و اصالتا کورد کورد کدوم شهر هستین؟ نگین رستمی:سنندج از […]

رمان +18

+۶ رمان +18 بهترین رمان های بدون سانسور رمان +18 بهترین رمان های بدون سانسور اگه رمان +18 هستی این مطلب رو از دست نده، در اینجا قصد دارم بهترین رمان های بالای 18 سال دنیا رو بهت معرفی کنم. منظور از رمان های بالای 18 سال رمان هایی هستند که از هر نظر خوندن […]

رمان نگار

رمان آنلاین نگارپارت ۷    +خدافظ  _خدافظ گوشیم رو گذاشتم سر جاش .دیگه دیره رفتم جلوی اینه تا موهام رو مدل تیغ ماهی ببافم داشتم موهام رو درست میکردم که آرمین اومد +نگار زود باش دیر شد الان چه وقت مو بافتنه _ پس کی ببافم دو دقیقه ای  پایینم تو برو منم الان میام  […]

رمان تسکین قلبم

+۳ رمان تسکین قلبم از نگین رستمی با صدای آلا رام گوشیم از خواب بیدار شدم گوشیم رسما داشت هوار میکشید که پاشو دیگه چقدر میخوابی با کرختی به سمت سرویسی که تو اتاقم بود رفتم و آبی به دست و صورتم زدم ,امروز ساعت 10با باران قرار داشتم بعد سه ماه قرار بود دوست خل چلم رو ببینم اخ […]

رمان عاشقانه

6 رمان عاشقانه ی برتر رمان عاشقانه اول : رمان آنلاینEros  قسمتی از رمان :  گفتم،چندبار گفتم حواست بکارت جمع باشه هان؟مشرقی:بخدا خانوم طلوعی من حواسم بود ولی نمیدونم چیشد.صدایش بلندتر از قبل شد:هزار بار بهت گفتم مسئولیت پذیر باش نگفتم؟مشرقی سرش را پایین انداخت و گفت:گفتین.گ امروز میری حسابداری تسویه میکنی.مشرقی:خانم طلوعی بخدا نمیخواستم […]

رمان کاساندان

رمان آنلاین کاساندان پارت ۷ هزاران هزار کاشکی.!اما ایا واقعا همچین درخواست هایی اتفاق می افتادن؟سارا نزدیکم شد و با دیدن چشمای اشکیم گفت_اَه انقدر بدم میاد آبغوره میگیری.پاشو برو تو اتاقت گریه کن.چیز دیگه ای هم ازش انتظار نداشتم.سارا همین بود دیگه .گاهی اوقات به خودم میگم این که منو دوست نداره و باهام […]

رمان نگار

رمان آنلاین نگار پارت ۶ از کلاس مهرداد به بعد سر درد گرفتم. آرمین بهونه پیدا کنه تا نزاره برم سرکار و دانشگاه بدبخت میشم . من رشتم و شغلم رو دوست دارم. کلاس آخری هم بلاخره تموم شد . میخواستم با سحر برم دنبال مبینا تا بریم بیرون ولی دیگه حوصله نداشتم از طرفی […]

×

سلام !

من مدیر سایت هستم و منتظر کمک به شما سوالی دارید مشگلی دارید به من بگید  ...

× سوالتو از من بپرس