سرزمین رمان آنلاین
با ما همراه باشید با رمان های آنلاین روز دنبا بهترین رمان هایی که در جهان دارن نوشته میشن…
دانلود اپلیکیشن

سلام دوستان عزیز روی عکس بالا کیلیک کنید و اپلیکیشن سایتو دانلود کنید و راحت تر تمام رمان های سایتو مطالعه کنید.

روی تصویر کیلیک کنید و مارو در اینستاگرام دنبال کنید
رمان شیرین،مثل عشق پارت هجدهم

 از کلاسای صبح متنفرم.. ولی خبهمیشه بخاطر لیانا کلاس صبح برمیدارم..اه اه چیه بیدار میشی هیشکی نیست تو خونه تو خیابونا که میخوای بریممکنه چند تا مغازه باز باشه .. تنها جایی که شلوغه همون دانشگاست..رسیدم نزدیک دانشگاه که ماشین ارشام رو دیدماینکه دانشگاه نمیومد..اینجا چیکار داره..‌‌.به من چه .. خواستم برم داخل دانشگاه که در ماشینش باز شد و اتنا پیاده شد‌‌.. اون با اتنا چیکار داره...عههه حتماباهمن ... اخه من ارشام رو اولین بار داخل مهمونی اتنا دیدم‌... ...

رمان آنلاین شیرین مثل عشق پارت هفدهم

رمان آنلاین شیرین مثل عشق پارت هفدهم پدرش با یه لبخند گفت: چیشد بچه ها مبارکه؟؟! منتظر بودم شایان بگه نه که گفت شایان: ما تصمیم گرفتیم بیشتر همدیگرو ببینیم تا اشنا بشیم باهم .. تیام با تعجب بهم نگاه کرد و همه خوشحال شدن و من عصبیی ولی بازم چیزی نگفتم .. بعدش میگم خوشم نیومد و تمام میشه... بعد از اینکه رفتن .. خواستم برم داخل اتاق که مامان گفت بیا بشین پیشمون‌... نشسته بودیم و میوه میخوردیم مامان چند دقیقه یبار میگفت وای دخترم عروس میشه.. وای افرین که قبول کردی..و..... بابا هم ...

رمان آنلاین شیرین مثل عشق پارت شانزدهم

رمان آنلاین شیرین مثل عشق پارت شانزدهم خاله (مامان لیا) برگشت سمتمو گفت: وای دختر چته تو.. به عرفان و احسان اشاره کردم که خاله با دیدنشون اومد جلو و عرفان رو بغل کرد خاله: عرفانم... پسرم تویی.. کجا بودی عزیز دلم .. عرفان سفت مامانش رو بغل کرد.. همه مخصوصا من و لیانا با تعجب نگاه میکردیم.. که احسان گفت: ای بابا چرا انقد با تعجب نگاه میکنید... البته حق دارید منم وقتی سه ماه پیش عرفان رو دیدم همینطور شدم..‌ مامان اگه اجازه میدی من خودم جریانو بگم..! خاله: بگو ...

رمان آنلاین هلما پارت 11

رمان آنلاین هلما پارت 11

رمان آنلاین هلما پارت 11 #هلما شوکه شده بودم باورم نمیشد که قراره برای همیشه بریم تهران اشک توی چشمام جمع شده بود مامان هم هیچی نمیگفت از روی مبل بلند شدم همه نظرشون به من جلب شد با صدای بغض دار و بلند گفتم +نهه من نمیام تهران من نمیخوام اینجا و دوستامو ترک کنم من اینجارو دوست داارم و خیلی سریع پشتمو کردم و دویدم سمت اتاقم حالا دیگه اشکام راه خودشو گرفته بود صدای هق هقم بلند شده بود من واقعا نمیخواستم برم تهران مامانم اومد ...

رمان آنلاین تاوان گناهم پارت پنجم

رمان آنلاین تاوان گناهم پارت پنجم ارازصبر کن اراز اراز به سمتش برگشت سمر چیه میگم دیر شده باید بريم اینو درک میکنی سمر با عاجزي گفت اول باید برم جایی کجا و کلافه به دور برش نگاه کرد يهويي دست روی شونه های سمر گذاشت و اون رو سمت خودش کشید سمر حالیت هست میخوان بکشند باید بري چرا درک نمیکنی ها کلمه آخر رو داد زد سمر شونه اش را از زیر دستش بیرون کشید سر من داد نزن اول باید برم جایی بعد هرقبرستوني که ...

رمان آنلاین هلما پارت دهم

رمان آنلاین هلما پارت دهم بالاخره امتحانای ترم شروع شد و میرفتیم امتحان میدادیم و برمیگشتیم سحر برای امتحانا خیلی تلاش میکرد حتی بعضی وقت ها میومد پیشه من تا با هم کار کنیم درسش هم خیلی خوب شده بود از اون روز دیگه با شهاب و محمد برخوردی نداشتیم هر دفعه هم که همو میدیدیم راهمونو کج میکردیم تا به هم بر خورد نکنیم یا مجبور به صحبت کردن با هم نشیم اون روز هم خاطره خوبی و هم خاطره بدی برام جا گذاشت و یک زخم که فکر نکنمم ...

رمان آنلاین مریم پارت 3

رمان آنلاین مریم پارت 3

رمان آنلاین مریم پارت 3 • الان بعد از چند ماه من با خیال راحت میتونستم درسمو شروع کنم.. • با شروع مهرماه زندگی من هم شروع شد • یکی پس از دیگری کلاس هارو رد میکنم • محمد دندون در آورده و منو ناز خاتون و ساناز سه نفره جشنی براش گرفتیم و چقد بانمک میخنده این پسرک من • چقد بین خنده ها چشمام پر شد وقتی جای خالی بابا مامان رو میدیدم...... • امشب بدجور هوای بابا مامان رو دارم 7 ماهه که ...

رمان شیرین مثل عشق پارت پانزدهم

رمان شیرین مثل عشق پارت پانزدهم سکوت بدی داخل ماشین بود خیلی از سکوت بدم میادد.. دستمو بردم و صدای اهنگ رو زیاد کردم.. چند تا اهنگ رد کردم تا رسیدم به یه اهنگ خوب .. (دورترین نزدیک.. علی یاسینی🤓♥️) ارشام با اهنگ میخوند ... وایی این چرا انقد صداش خوبه.. _ارشااام ارشام: بلههههه _چرا انقد صدات خوبه؟؟ چرا قیلا رو نکردی شیطون؟ ارشام با خوشحالی گفت: واقعا صدام خوبه؟؟.. الان از من تعریف کردی؟؟ _ پ ن پ با خودم بودم:/ جدی خیلی قشنگ صدات‌.. ارشام: مرسییی.. چشات قشنگ میبینه... نه یعنی چیزه گوشات قشنگ ...

رمان آنلاین مریم پارت 2

رمان آنلاین مریم پارت 2

رمان آنلاین مریم پارت 2 • حال شوهره خودش آن دختر بی کس و کار را با تمام بی رحمی میخواست صیغه کنه • من در دنیا یه محمد داشتم و یه نازخاتون و یه رفیق که با تمام مهربانیش انرژیش را صرف منو محمد می‌کرد تا من از گوشه گیری دربیام.. • ساناز مثل خواهر نداشتم کنارم بود کسی بود که تا 40 روز وقتی از حال و هوای عزاداری در نیومده بودم محمد رو از من بهتر نگه داشته بود محمدی ...

رمان آنلاین تاوان گناهم پارت 4

رمان آنلاین تاوان گناهم پارت 4 اراز دستش رو گرفت و بلندش کرد بلند شو باید بريم به دنبال اراز رفت تو ی جنگل پدرش رو دید بابا پدر سمر با شنیدن صدای دخترش به سمت او برگشت جان بابا وبعد اورا درآغوش گرفت بابا بخدا دروغ میگن میدونم دخترم میدونم من برات پدری نکردم اما اینم میدونم دختر من پاک پاک هستش ولی باید بري بابا جان کجا برم آخه چی ميگين اراز میدونه تو رو کجا ببره برو باهاش دخترم اراز جلو اومد عمو باید بريم الان مرداي روستا ميوفتن ...

رمان آنلاین محکم ترین بهانه پارت پنجم

رمان آنلاین محکم ترین بهانه پارت پنجم 📝 نویسنده#زفاطمی(تبسم) ♥️ #پارت_پنجم فصل سوم. عصر شده بود و من از تنهایی خسته شده بودم و بی حوصله بودم .تصمیم گرفتم به دنبال پریا بروم تا باهم به خرید برویم که ناگهان صدای بازشدن در حیاط مرا به سمت در ورودی کشاند .پدرم در را باز کرد ,خانواده ام از سفر برگشته بودند از خوشحالی دیدار انها به سمتشان دویدم و پدرم را در آغوش گرفتم و به آنها گفتم : -سلااااام خوش اومدید .خیلی منتظرتون بودم ...

رمان آنلاین مریم پارت 1

رمان آنلاین مریم پارت 1 بسم تعالی مریم • چشمام شاید از حدقه دراومد وقتی حرف عموحاجی رو شنیدم که چی چون پدرنداشتم چون بالاسر مادر نداشتم چون یه برادر داشتم که مثل یه مادر باید بزرگش میکردم چون تنها بودم به خودش جرات داده که بیاد و بهم این پیشنهاد بده.. نفهمیدم کی نفهمیدم چجوری درو باز کردم به معنای واقعی گفتم از خونه من گم شید بیرون جوری صدامو بالا بردم از ترس آبروش فوری رفت و من موندم یه عالمه ...

ورود کاربران

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان های آنلاین حامی نویسندگان جوان که کلی امکانات برای نویسنده های جدید داریم و به صورت رایگان هیچ هزینه ای هم از نویسنده دریافت نمیشه بابت خدمات برای اطلاعات بیشتر مارو در اینستاگرام دنبال کنید تنها قانون هم برای نویسنده ها رضایت کاربران میباشد
آخرین نظرات
  • admin : سلام عزیز این رمان ماهیانه یک پارت داره تا بعد امتحانات بعد میشه هفتگی یک پارت...
  • اسما بخشی : سلام کی پارت 10رو میذارین فقط این رمان هفته ای چند پارت گذاشته میشه؟؟...
  • admin : Hello, please follow our Instagram We don't have a newsletter right now, but it...
  • admin : ممنونم عزیز لطفا مارو در اینستاگرام هم دنبال کن...
  • امید : عالی بود...
  • blog : Hello, I desire to subscribe for this website to get latest updates, so where ca...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • admin : لطفا اینستای مارو فالو کنید و از اونجا با ما در ارتباط باشید اگر مشگلی بود...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • محدثه : پارت 9 کی میاد؟؟؟؟...
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده