| Sunday 27 September 2020 | 12:32

سرزمین رمان آنلاین

سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون

روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان آنلاین مال من باش پارت 8

رمان آنلاین مال من باش پارت 8 سلام دوستای عزیزم اینم پارت هشتم . نظرات و کامنت ها فراموش نشه . صبح از خستگی راه و دیشب دیر بیدار شدیم و تصمیم گرفتیم برا ناهار خونه باشیم و به جاش بعدازظهر زود از خونه بریم بیرون . قرار شد ما دخترا ناهارو درست کنیم البته با کلی شرط و اینا که سری بعد نوبت پسراس و اینا اونا هم قبول کردن و بعد از ناهار که با تعریف و تمجید و مسخره ...

  • ديروز
  • parnian ebtekar
  • 405 بازدید
  • یک نظر
رمان انلاین پرنسس دروغگو پارت ۴

خلاصه کتاب:

کودکی ناخواسته که از یک شب ناخواسته است پدری که نمیخواهدش و مادری که ......

ازاد موسوی پسر حاج مصطفی پسر خلف حاجی که عاشق دختری اشتباهی شد اما دختر روز عروسی گذاشت و رفت حالا ازاد بعد ۲ سال برمیگرده و دختری جوان حامله ای رو داخل خونه حاجی میبینه و فکر میکنه که حاجی زن گرفته و از همون اول با اون دختر لج میوفته و .......

رمان آنلاین گناه دلم پارت4

رمان آنلاین گناه دلم پارت4

خلاصه کتاب:
طنازو طنین دو خواهر دوقلو هستن،طناز بی نهایت عاشق پسر عموش مهرابه، ولی مهراب با انتخاب طنین، باعث به وجود اومدن خشم و حسادت تو وجود طناز میشه. حسادتی که...

رمان آنلاین مرگ هم عشق میخواهد پارت۲

رمان آنلاین مرگ هم عشق می خواهد پارت ۲ صدایش که از بلندگوهای اطراف بلند شد چشم بستم که اشک‌هایم رسوایی به بار نیاورند...با بلند شدن هواپیما از خاک سرزمینم بغض کرده دفتر چرم سفید رنگم را برداشتم، روی سنگ‌های بنفش رنگش دست کشیدم و با بغض خندیدم.این سنگ‌ها را خودش برایم روی دفتر نقش داده بود، اطمینان داشت که باعث آرامش و شادابی‌ام می‌شوند!ولی حالا که فکر میکنم، این سنگ‌ها نه، خودش بود که بودنش آرامم می‌کرد.از باز کردن دفتر ...

رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 4

رمان آنلاین آواز بی صدای عشق مجازی پارت 4                          سوم شخص رها آروم و قرار نداشت و مدام خونه رو طی می‌کرد، یه حس عجیب در وجودش فورون شده بود حسی که قابل توصیف نبود... کمی بعد از اینکه از پا افتاد و از راه رفتن خسته شد روی کاناپه نشست و گوشی رو برداشت و شماره شقایق رو گرفت بعد از دو بوق شقایق گوشی رو برداشت. - سلام رهی ...

رمان آنلاین نوازش پارت ۵

رمان آنلاین نوازش پارت ۵

رمان آنلاین نوازش پارت ۵ #نوازش آخرین روز تعطیلات بود یعنی جمعه ۱۴ فروردین ، تمام انتخاب واحد هایمان کامل بود و تعطیلات هم حسابی چسبیده بود . شنبه هم باید به دانشگاه می‌رفتیم و دوباره روزی نو روزی از نو . کتاب هایم را در کوله پشتیم ریختم و خود را روی تختم که مانند خوابیدن در لابه لای پر قو بود ، خواباندم ، کمی هم در مورد آفریده های خداوند شکر گزاری کردم ، چون شکر گزاری نتیجه ای ...

رمان آنلاین به شرط عشق پارت 7

خلاصه کتاب:

 

 

رمانی کاملا متفاوت که امیدوارم از خوندن تک تک پارت ها لذت ببرید🌻

 

خـلاصـه:داستان درمورده دوتا خواهره به اسم های آیلین و آسمان که آسمان توی شرکت مُد کار میکنه و‌ آیلین هم عکاس به نامیه.

همه چی خوب بود تا روزی که آیلین وارد شرکت مُد میشه.

از اون روز به بعد زندگی به ظاهر آرومشون بهم میریزه و خیلی از راز ها فاش میشه که دونستنش خیلی از افراد رو متعجب میکنه🤩

 

ژانـر:عاشقانه~هیجانی~معمایی~رازآلود~سکـسی

رمان آنلاین مال من باش پارت 7

رمان آنلاین مال من باش پارت 7 سلام به همراهان عزیز با پارت بعدی خدمتتون رسیدم امیدورام لذت ببرید . اهنگ معرفت داشتی ماکان بند و پلی کردم و سرمو تکیه دادم به شیشه و به بیرون خیره شدم و شروع کردم به زمزمه کردن با اهنگ . از همون اولشم ادم موندن نبودی خیلی جاها کم اوردم ولی تو پشتم نبودی از همون اولشم چشات برام فرق میکرد برو اما اگه رفتی سمت من برنگرد معرفت داشتی تنهام نمیذاشتی هی قهر و هی اشتی دیگه شورش در اومد تو ...

رمان آنلاین پسر مغرور دختر شیطون پارت ۴

رمان آنلاین پسر مغرور دختر شیطون پارت ۴ نگین: باید خودمون برا حرص خوردن آرشام آماده کنیم بچه ها همه آماده شدن و رفتیم بیرون که دیدیم پسرا تو پذیرایی نشستن وقتی آرشام دیدم اول شک شد ولی بعد آمد دستمو گرفت. وکشوندم تو آشپزخونه شادی: چته تو آرشام: همین الان میری واین تیپت رو درست میکنی شادی: نه خیرم من تیپمو دوست دارم آرشام: شادی منو سگ نکن برو این لباساتو در بیارم تا جرش ندادم شادی: نموخوااااااممممم آرشام دستی تو موهاش کشید و داشت نفس عمیق میکشید ...

رمان آنلاین سناریو پارت5

خلاصه کتاب:

داستان من مثل بقیه داستانا نیست!داستان من یه سناریوئه!همه سناریو ها از اول شروع و در اخر تموم میشن...ولی سناریو زندگی ما فرق داره شروع و پایانش مشخص نشده...نمیدونیم چه مدته دارن بازیمون میدن...همه عروسک خیم شب بازی ای بودیم که به دست عده ای حرکت و شروع به انجام نقش هامون میکردیم...بازی کردم..بازی شون دادم..همه بازی کردیم..همه ضربه خوردیم... اما مهم اینه که بالاخره این سناریو به پایان رسید...اما این پایان یک فصل از این سناریو بود!

درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • sahar72 : واییییییی عالی بود زود زود پارت ها رو بزار ممنونم 🧡🧡🧡💛💛💛❤❤❤...
  • نگار_نرگس : سلام عزیزم چشم حتما❤...
  • Reyhaneh : سلام عزیزم هم من هم دوستم عاشق رمانت شدیم لطفا تعداد پارت هارو بیشتر کن ممنون می...
  • HH : عـــــــــــــــــــــالیه...
  • Asal : عالی خیلی قشنگه زود به زود پارت بزار ممنونم...
  • Haniyeh Abaasi : گذاشتم گلم شرمنده یه مدت درگیر بودم❤...
  • Haniyeh Abaasi : گلم بخدا درگیرم چشم...
  • حدیثه : آها مرسی رمان خیلی قشنگیه امیدوارم پارت هاروهم سریع بزارین ممنون...
  • ناهید کاویانی داراني : رمان تموم نشد وگفتن به زودی براتون می گذارند...
  • حدیثه : ممنون فقط سریع تر مرسی...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.