دلنوشته اولین بوسه

دلنوشته اولین بوسه

اولین بوسه عشق

درست به تلخیه بلوط است

در اول تلخ و در آخر شیرین می‌شود

عشق این است یک حس

تلخ تر از قهوه…

تلخ تر از بوسه آخر…

بوسه ای که بوی جدایی و مرگ می‌دهد…

اما همین تلخی جوانه‌ی می شود برای

عاشق های لب تشنه که

مزه عشق را تجربه نکرده‌اند

تجربه نکرده اند و حرف از تلخی و تندی عشق می‌زنند!

تجربه نکرده اند عاشق‌شان را تشنه تر از قبل می‌کنند!

عاشق آن است که می‌سوزد

شمع وجودش برای عشق

اما عشق را پاس می‌دارد

چرا که برای او دوست داشتنی است

عشقی که درد بی درمان است

عشقی که محرم راز است

هم درد است هم درمان

هم کفر است، هم ایمان

هم روح است هم جانه جانان

شاید اگر من و تو روزی در امواج عشق

گرفتار شویم

هم من شود، هم تو

هم ما شود هم او

عشق یعنی

هم رنگ خدا بودن، هم رنگ پروانه

عشق خلق می‌کند

هم زندانی را ، هم ازادی را

هم شادی را ، هم غم را

آب است و آتش

اما عجیب که یکی را سیر می‌کند

ودیگری را گرسنه

و عاشق را نابود

و معشوق را پر و بال می‌دهد

من را غمگین می‌کند

و تو را خوشحال

عجیب است

اما عاشقان دوستش دارند حتی اگر مرا بی تو

تو را بی من کند…

ارشیدا

نازنین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *