| Monday 26 October 2020 | 15:32
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام

رمان صیغه استاد پارت ۶

رمان صیغه استاد پارت ۶

با شنیدن این حرفش دیگه خفه خون گرفتم رفتم تو اتاق در رو بهم کوبیدم

مستی  دیگه از سرم پریده بود

بازم با شنیدن اسمش یه حفره خالی تو قلبم ایجاد شد

این دفعه خدا رو مخاطب قرار دادم

خدایا چرا من این قدر بدبختم چرا این قدر بیچاره ام

اون از پدر و مادرم

اون از برادر

اونم از…..

________________

چشمامو باز کردم که عسل بالای سرم وایستاده بود  و منو صدا می زد  که بیدار بشم

ولی خیلی از دستش دلگیر بودم پس سکوت و جواب ندادن بهش رو ترجیح دادم

_پروت جونم خوشگل من پاشو ،پاشو کارت دارم

_ها چیه چی میگی

_اممم یه دقیقه پاشو

_نمی خواهم حرف تو بزن برو

_چیزه

_اه بنال دیگه

_حالا تو پاشو دست و صورت تو بشور صبحونه تو بخور

دستامو گرفت بزور از رو تخت بلند کرد

_ببین هنوز کار دیشبت یادم نرفته

_باشه حالا پاشو  من جبران میکنم برات

احمقی نثارش کردم بی توجه بهش رفتم سمت سرویس

رفتم سمت آشپزخونه که دیدم هر دو حاضر و آماده مشغول صبحونه خوردنن

رها:بیا بشین بخور ،که بریم

_کجا بریم ،مگه امروز هم کلاس داریم

_نه ولی می‌خوایم ببریمت یه جای خوب

_کجا

_حالا بیا بشین

کوفتی نثارش کردم بدون توجه بهشون نشستم رو صندلی

_من به جای تو سیر شدم تو سیر نشدی پاشو دیگه اه

اومدم یه لقمه دیگه بخورم که رها با زور منو از روی صندلی‌ بلند کرد

بعد پوشیدن لباس های سر تا پا مشکیم

به سمت در رفتم تا کفش هامو بپوشم

عسل و رها هم یه لنگه پا وایستاده بودن

_________________________________

از دور نگاهم به پرهام خورد که زانو زده بود و دو انگشتش رو روی قبر گذاشته بود و داشت فاتحه می‌فرستاد

عصبی و با حالت تهاجمی به طرف عسل برگشتم

_عسل برو گمشو دیگه نمیخوام ریختتو ببینم ،احمق برا چی اینو هی میچسبونی بهم ها

_پروا جونم فداتشم بخدا جون مامان رو قسم خورد مجبور شدم

یه جوری قرار بزارم

چشم غزه ای نثارش کردم و به سمت رها برگشتم

_تو هم میدونستی آره

_اره نقشه جفتمون بود

_بعدا به حساب تو هم میرسم حالا هم برید گمشید یه جا دیگه تا من این پسره رو آدم کنم

عقب گرد کردم و به سمتش رفتم روی دو زانو نشستم  سعی کردم خونسردی خودمو حفظ کنم

_میشه بپرسم چرا دست از سر زندگی من بر نمی داری ، هر جا میرم عین جن ظاهر میشی

اصلا به چه حقی اومدی سر خاک پدر و مادرم

_نیومدم اینجا باهات بحث کنم اومدم فقط از گذشته آگاهت کنم

_اتفاقا اون کسی که از گذشته بی خبری تویی نه من

_بزار حرف مو بزنم بعد از  اینکه بعد از اینکه حرف هام تموم شد با من میای بریم خونه آقاجون فهمیدی

_ببین به من دستور نده من هر جا دام خواست میرم حالا حرف تو بزن برو می‌خوام با مامان و بابام تنها باشم

در ضمن اینم تو گوشت فرو کن اگه حاضر شدم باهات حرف بزنم فقط برای این که دل مامان و بابامو شاد کنم

_ خیلی خب ، وقتی تو تازه بدنیا اومدی همه چی خوب بود تا اینکه یه شب آقاجون متوجه

حرف زدن بابا با یک نفر میشه

بابا به تون مرد می گفت که همه دختر ها باید دست نخورده و سالم باشن آقاجون هم مشکوک میشه چند نفر رو می‌فرسته که بابا رو تعقیب کنن و می فهمه که

نذاشتم ادامه بده وسط حرفش پریدم

_اره بازم مثل همیشه قضاوت کردین خودتون  میدونید بابا  چقدر عاشق مامان بود ولی  همه شما با یه قضاوت مسخره کاری کردین مامانم سکته کنه کاری کردید که مامانم فکر کنه بابام بعد این همه سال عشق و عاشقی بهش خیانت کرد

کاری کردید بابام از دوری مامانم دق کنه از دوری تو احمق که حتی به یه ور هم نبود دق کردن

این بار پرهام از بای دندون های کلید شدش غرید

_خفه میشی حرفم بزنم ، همه چیز رو بهت دورغ گفته  بابات کسی بود که تو این همه سال زندگی کردنش

دخترای مردم رو بی آبرو کرد آره با حقیقت کنار بیا

بابات قاچاقچی بود ،قاچاقچی دختر و مواد

با این حرفش مات م برد چ

_یع….یعنی بابا دختر قا….چاق میکرد

_اره حالا فهمیدی چرا رفتم حالا فهمیدی چرا طرد شد

نه امکان ندارن یعنی این همه سال من داشتم قضاوت میکردم

چراا مگه بابا چی کم داشت

_هه بابا عقده داشت عقده

سرم خیلی درد میکرد

بی توجه به اونا رفتم

همین جور گریه می‌کردم

از افکارم غلط خودم شرم زده بودم

دلم میخواست آقاجون رو ببینم

ولی روم نمیشه تو چشماش زل بزنم

دوم نمیشه بگم می‌خوام بیمنت

حتی روم نمیشه تو صورت برادرم نگاه کنم

اینجاست که میگن

خودم کردم که لعنت بر خودم باد

___________________________________

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: صیغه استاد
  • ژانر: عاشقانه و استاد دانشجویی،هیجانی
  • نویسنده: یاسمن
https://beautyvolve.ir/?p=17839
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.