| Sunday 25 October 2020 | 05:22
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
انعکاس چشمهایت بخش اول

رمان معبود من باش

رمان معبود من باش

با اشکی که جلوی دید چشمام رو گرفته بود ازجام بلند شدم لباس سرهمی که سفید بود برام مثل کفنم بود ولی عیب نداشت با این کار‌خانواده ام خوشبخت میشدن حتی اگر به بدبختی من تموم بشه!! تور لباس عروس رو بالا زدم و تو ایینه به خودم خیره شدم این من بودم دختر ۲۰ ساله ای که فقط به خاطرجور شدن  مواد پدرش و پول جهزیه خواهرش تن به ازدواج با مردی داد که اندازه پدرِش سن داشت من ...

داستان کوتاه آخرین تیر

داستان کوتاه آخرین تیر در آن زمان که سپیده فرو می زند  آن دم که چشم ها به آسمان خیره می ماند ،مردمانی گرد هم آمده اند  چه خبر شده است ؟ علت این همه هیوها و بلوا چیست ؟  کمی آن طرف تر جسم بی جان جوانی برومند بر زمین افتاده . او کیست ؟ نام و نشانش چیست ؟ یکی از آن طرف یقه پیراهن را دریده و میگرید و با اشک و هیاهو می گوید آرش از میان ما رفته است او جانش را بر ...

شعر آرش کمانگیر1

شعر آرش کمان گیر 1 یکی حادثه آمده به میان شده الگویی بهر ایرانیان اگر پی بری تو بر عمق آن بگیرد نفس و ببندد زبان ز تورانیان سپاهی زیاد مسلط بگشتند به ما آن زمان بخوردند، بکشتند و آتش زدند که خوناب به جوی ها بگردید روان کنامِ پلنگان ایران زمین شده جای روبهِ تورانیان روا داشته هر تحقیری که بود به شیران در بند ایرانیان دشمن ظالم دامی تنید که ایران بیفتد در دام آن بود داستانش خیلی بلند زمان نیست بیارم همش در میان به چند بیت آن بسنده کنم شاید خوانده شد، اندر بزمتان خلاصه ...

رمان معبود من باش

رمان معبود من باش

رمان معبود من باش  به قلم سمانه نجفی  مقدمه   من از جنس تو هستم وتو از جنس من اگر بامن باشی زندگی برای دوتامون بهتره تو شبی که جدایی قسمت مامیشه تو نرو تو بمون با من بمون با کسی که با وجود تو بهتر میتونه زندگی کنه و میتونه عاشقانه ستایشت کنه تو معبود من باش !!  تو فقط باش تموم کم و کسرش بامن تو تموم دوریو طاقت و صبرش بامن تو فقط تب کن از این عشق بلاتکلیفم ...

داستان کوتاه قبرستون مخوف

داستان کوتاه قبرستون مخوف قبرستون مخوف بارفتن خورشید انگار شجاعت من هم پا به فرار گذاشت؛ زوزه گرگ‌ها گوشم رو نوازش کرد. چشمام رو بهم فشوردم تحمل اینکه چشمام رو باز کنم و پدیده‌های عجیب ببینم رو نداشتم... بوی سرما تموم وجودم رو به لرزه انداخت، پاهام بی‌اراده رقصیدن دیگه داشت ضربان قلبم کند می‌شود. دست‌های گره خوردم رو باز کردم و زنجیر و پلاکم رو که اسم خدا روش هک شده بود رو فشار دادم و فریاد زدم. - خدایا! به خودت پناه بردم، ...

رمان آنلاین در آرزوی رهایی پارت 2

خلاصه کتاب:
  1. رها دختر مغروری و خرمایه ای که زبونش ده سانته و توی دانشگاه کسی رو جلودورش پیدا نمیکنی
  2.  مخصوصا استادش آوش فهام سرد و سنگ غرور که از کارهای رها کلافه شده
  3.  
  4. و بعد از اینکه میفهمن دختر خاله پس خالن همه چیز بدتر میشه

رمان آنلاین در آرزوی رهایی پارت 1

خلاصه کتاب:

رها دختر مغروری و خرمایه ای که زبونش ده سانته و توی دانشگاه کسی رو جلودورش پیدا نمیکنی

 مخصوصا استادش آوش فهام سرد و سنگ غرور که از کارهای رها کلافه شده

 

و بعد از اینکه میفهمن دختر خاله پس خالن همه چیز بدتر میشه

رمان انلاین جرم عاشقی پارت5

خلاصه کتاب:

پروا یک دختره نویسنده و روانشناسه که سال ها به خارج از ایران تبعید شده. 

بعد سال ها برمیگرده ایران و اتفاقات غیرمنتظره ای براش اتفاق می افته که....

رمان آنلاین مرگ هم عشق می‌خواهد پارت چهارم

دکمه‌های سر آستین‌هایش را باز کرد و آستین هردو دستش را بالا زد، سرش را روی چادر گذاشت و چشم بست…خیره نگاهش کردم، استخوان فکش مدام فشرده میشد و رگ‌های شقیقه‌اش برجسته شده بودند و پرشتاب نبض می‌زدند… دستم را پر تردید جلو بردم و میان موهایش فرو کردم!نفس عمیقی کشید که گرمایش آرامشی برای جانم شد و به نوازش کف سرش با سر انگشتانم ادامه دادم…زمزمه کردم:_ امیرعلی؟ صدای" هوم " مانندی از پشت لب‌هایش خارج شد و با صدای پر ...

درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.